گربه‌های آزادگرد پارک لاله

گربه‌های آزادگرد پارک لاله؛ آیا غذارسانی همیشه کمک است؟

گربه‌های آزادگرد پارک لاله؛ آیا غذارسانی همیشه کمک است؟

به گزارش گلونی در پارک لاله ۳۰ تا ۴۰ نفر دور هم ایستاده بودند و ده‌ها گربه، یکی پس از دیگری خودشان را به آن نقطه می‌رساندند. روی زمین مقدار زیادی ماهی ریخته شده بود. ماجرا، غذارسانی به گربه‌های آزادگرد بود.

آن شب برای قدم‌زدن به پارک لاله رفته بودم. جمعیت مردم را که دیدم، اول فکر کردم اتفاقی افتاده است. نزدیک‌تر شدم و فهمیدم ماجرا غذارسانی به گربه‌هاست.

به آمارها فکر می‌کنم! گربه‌های آزادگرد سالانه بین ۱.۳ تا ۴ میلیارد پرنده و ۶.۳ تا ۲۲.۳ میلیارد پستاندار را می‌کشند.

گربه‌ها از همه طرف می‌آمدند. یکی از میان درخت‌ها، یکی از کنار مسیر، یکی از پشت نیمکت‌ها. هر بار که فکر می‌کردی دیگر گربه‌ای باقی نمانده، یکی دیگر از راه می‌رسید.

آدم‌ها ایستاده بودند و غذا می‌دادند؛ احتمالاً با همان جمله‌ای که بارها شنیده‌ایم:

«گناه دارند. اگر ما غذا ندهیم، گرسنه می‌مانند.»

اما واقعیت این است که گربه با یک ظرف غذا، بخشی از طبیعت شهری را عوض می‌کند و ما با هر بار غذا دادن، لزوماً به او کمک نمی‌کنیم.

عددهایی که باید ما را نگران کند

در یک مطالعه گسترده در آمریکا، پژوهشگران برآورد کردند گربه‌های آزادگرد سالانه بین ۱.۳ تا ۴ میلیارد پرنده و ۶.۳ تا ۲۲.۳ میلیارد پستاندار را می‌کشند. این عدد مربوط به آمریکا است و نمی‌توان آن را به ایران تعمیم داد؛ اما نشان می‌دهد گربه‌های آزادگرد، حتی وقتی در کنار انسان زندگی می‌کنند، همچنان شکارچی‌اند.

یک مطالعه جهانی در سال ۲۰۲۳ نیز با بررسی ۵۴۴ مطالعه، ۲۰۸۴ گونه را در رژیم غذایی گربه‌های آزادگرد ثبت کرد که ۳۴۷ گونه از آنها در یکی از طبقات نگرانی حفاظتی قرار داشتند.

پس مسئله فقط گربه‌ای نیست که جلوی پای ما نشسته و ماهی می‌خورد؛ مسئله، اثر حضور تعداد زیادی شکارچی در یک اکوسیستم است.

اگر سیر باشد، شکار نمی‌کند؟

این یکی از رایج‌ترین استدلال‌ها برای غذارسانی به گربه‌های آزادگرد است؛ اما شواهد علمی چنین رابطه ساده‌ای را تأیید نمی‌کنند.

در یک مطالعه در واشنگتن دی‌سی، در مناطقی که غذای مکمل بیشتری در دسترس گربه‌های آزادگرد بود، مشاهده رفتار شکارگری نیز بیشتر بود. این به معنای آن نیست که غذارسانی همیشه باعث افزایش شکار می‌شود، اما نشان می‌دهد غذا دادن را نمی‌توان راهی مطمئن برای متوقف کردن شکار دانست.

از طرف دیگر، غذای منظم می‌تواند بقای حیوانات را افزایش دهد و در صورت نبود برنامه کنترل جمعیت، به تثبیت یا افزایش جمعیت کمک کند. بنابراین یک ظرف غذا فقط یک وعده غذا نیست؛ ممکن است به بخشی از سازوکار حفظ یک جمعیت تبدیل شود.

از گربه شهری تا پلنگ ایرانی؛ مرز بیماری‌ها کجاست؟

گربه‌های آزادگرد در تماس با محیط و جانوران دیگرند و این موضوع در چرخه برخی بیماری‌های مشترک میان حیوانات، حیات‌وحش و انسان اهمیت دارد.

مطالعه‌ای روی پلنگ ایرانی وجود برخی عوامل بیماری‌زای مشترک با گربه‌سانان اهلی را نشان داده است؛ از جمله هموپلاسمای گربه‌سانان که توالی آن در دو پلنگ ایرانی، شباهت بسیار بالایی با نمونه‌های شناسایی‌شده در گربه‌های اهلی داشت. این مطالعه مسیر انتقال را مشخص نکرد، اما نشان می‌دهد مرز بیماری میان گربه‌های اهلی و گربه‌سانان وحشی آن‌قدرها هم قطعی نیست.

یکی از نمونه‌های شناخته‌شده توکسوپلاسما گوندی است. گربه‌سانان میزبان نهایی این انگل‌اند و اووسیست‌های آن از طریق مدفوع وارد محیط می‌شوند و می‌توانند پرندگان و پستانداران مختلف را آلوده کنند.

پس موضوع فقط سلامت یک گربه یا حتی سلامت انسان نیست؛ سلامت جمعیت‌های حیات‌وحش هم می‌تواند درگیر این ارتباط باشد.

غذا فقط گربه‌ها را سر سفره نمی‌آورد

وقتی هر روز در یک نقطه غذا می‌ریزیم، یک منبع غذایی مصنوعی و قابل پیش‌بینی ایجاد می‌کنیم.

این منبع می‌تواند حیوانات بیشتری را به یک نقطه بکشاند و باقی‌مانده غذا نیز جوندگان و دیگر جانوران فرصت‌طلب را جذب کند. در نتیجه، ممکن است جمعیتی شکل بگیرد که بدون این منبع غذایی اصلاً با این تراکم در آن نقطه حضور نداشت.

این موضوع درباره گربه‌ها اهمیت بیشتری دارد، چون آنها علاوه بر استفاده از این منابع، می‌توانند بر پرندگان و پستانداران کوچک همان محدوده نیز فشار شکار ایجاد کنند.

بنابراین اگر در یک پارک به گربه غذا می‌دهیم، فقط درباره یک گربه تصمیم نگرفته‌ایم؛ در حال تغییر روابط میان چندین گونه در همان محیط هستیم.

شهر، جدا از طبیعت نیست

یک نکته مهم این است که گربه‌های آزادگرد را نه می‌توان صرفاً «حیوانات مزاحم» دانست و نه می‌توان حضورشان را بدون پیامد تلقی کرد.

شهرهای امروز اکوسیستم‌های انسان‌ساخت‌اند و گونه‌های مختلف خود را با آنها سازگار کرده‌اند. در ادبیات اکولوژی شهری، به برخی از این حیوانات «گونه‌های حد واسط» گفته می‌شود؛ حیواناتی که در مرز میان محیط انسانی و طبیعی زندگی می‌کنند. بنابراین راه‌حل هم نمی‌تواند صرفاً حذف حیوانات یا غذارسانی بی‌ضابطه باشد.

از طرف دیگر، همه گونه‌ها یک مسئله یکسان ایجاد نمی‌کنند. گربه، سگ، کلاغ یا یک لاشه‌خوار شهری، از نظر رفتار، نقش اکولوژیک و خطرهای احتمالی برای انسان و تنوع‌زیستی متفاوت‌اند. بنابراین مدیریت آنها هم باید گونه‌محور و متناسب با شرایط هر منطقه باشد.

مهربانی همیشه آن چیزی نیست که به نظر می‌رسد

کسی که برای گربه غذا می‌برد، معمولاً قصد آسیب زدن ندارد. اتفاقاً می‌خواهد کمک کند.

اما در حفاظت از محیط زیست، نیت خوب به‌تنهایی رفتار ما را به رفتار درست تبدیل نمی‌کند.

اگر غذارسانی به گربه‌های آزادگرد بدون برنامه باعث افزایش بقا و جمعیت، تجمع حیوانات، افزایش تماس میان آنها، جذب جوندگان، افزایش فشار شکار بر حیات‌وحش یا ایجاد وابستگی به منابع انسانی شود، دیگر با یک رفتار کاملاً فردی روبه‌رو نیستیم؛ با یک مسئله اکولوژیک مواجهیم.

پس گربه‌ها را گرسنه رها کنیم؟

نه.

راه‌حل، انتخاب میان «غذا دادن» و «بی‌تفاوت بودن» نیست.

اگر واقعاً دغدغه گربه‌های آزادگرد را داریم، باید از پایش جمعیت، عقیم‌سازی هدفمند، مراقبت دامپزشکی، جلوگیری از ورود گربه‌های جدید، مدیریت پسماند و منابع غذایی و جلوگیری از شکل‌گیری کلونی‌های بزرگ در زیستگاه‌های حساس صحبت کنیم.

و این فقط وظیفه یک شهروند نیست. وقتی جمعیتی از حیوانات آزادگرد در یک فضای عمومی شکل می‌گیرد، موضوع به رفاه حیوانات، سلامت محیط، مدیریت شهری و حفاظت از تنوع‌زیستی مربوط می‌شود.

آن شب در پارک لاله، سؤال من دیگر این نبود که «چند گربه غذا خوردند؟»

سؤال این بود:

چرا فکر می‌کنیم هر حیوانی که در شهر می‌بینیم، باید توسط ما تغذیه شود؟

شاید وقت آن باشد که تعریفمان را از مهربانی عوض کنیم.

پایان پیام

گزارش‌گر: مهسا هاشمی

بیشتر بخوانید: غذارسانی به گربه های شهری ممنوع

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید