از خدای‌نامه تا شاهنامه فردوسی؛ چرا مقدمه شاهنامه ابومنصوری مهم است؟

از خدای‌نامه تا شاهنامه فردوسی؛ چرا مقدمه شاهنامه ابومنصوری مهم است؟

از خدای‌نامه تا شاهنامه فردوسی؛ چرا مقدمه شاهنامه ابومنصوری مهم است؟

به گزارش گلونی، نزدیک به نود سال پس از تصحیح پیشین «مقدمه شاهنامه ابومنصوری»، تصحیحی تازه از این متن کهن فارسی به کوشش سیدعلی محمودی لاهیجانی و بر پایه بررسی ۲۰ نسخه منتشر شده است؛ متنی که برای شناخت مسیر انتقال روایت‌های تاریخی و حماسی ایران از خدای‌نامه‌های پهلوی تا شاهنامه فردوسی اهمیتی ویژه دارد.

این اثر را مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب منتشر کرده است. به همین مناسبت، نشست آنلاین «تصحیحی تازه از مقدمه شاهنامه ابومنصوری؛ نگاشته ۳۴۶ قمری» روز جمعه سوم مهرماه ۱۴۰۵ با حضور سیدعلی محمودی لاهیجانی، مصحح اثر، و مدیریت محمد طباطبائی، دانشجوی تاریخ ایران باستان دانشگاه تهران، برگزار شد.

این نشست به همت ⁨ ⁨ ⁨ موسسه ایران شناسی سوزیانا، پژوهش‌خانه حماسه ایرانی چهرزاد و پایگاه خبری گلونی برگزار شد و بخش مهمی از آن به پرسش‌هایی درباره منابع شاهنامه ابومنصوری، نسبت آن با خدای‌نامه‌های پهلوی و همچنین چگونگی استفاده فردوسی از این میراث روایی اختصاص داشت.

شاهنامه ابومنصوری به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، حاکم طوس، و با نظارت وزیر او، ابومنصور معمری، در فاصله سال‌های ۳۴۰ تا ۳۴۶ هجری قمری گردآوری شد. اهمیت این اثر تنها در قدمت آن نیست؛ شاهنامه ابومنصوری را می‌توان یکی از مهم‌ترین منابعی دانست که در بررسی زمینه‌های شکل‌گیری شاهنامه فردوسی باید به آن توجه کرد و به همین دلیل، مطالعه مقدمه آن برای شناخت سنت تاریخ‌نگاری و حماسه‌پردازی ایرانی اهمیت دارد.

نمی‌توان با قطعیت از یک منبع واحد سخن گفت

یکی از محورهای اصلی سخنان محمودی لاهیجانی، مسئله منابع شاهنامه ابومنصوری بود. او تأکید کرد که درباره منابع پیش از فردوسی نمی‌توان با اطمینان و قطعیت سخن گفت؛ زیرا بسیاری از آثاری که از آنها نام برده شده، امروز در دسترس نیستند و اطلاعات موجود بیشتر از خلال کتاب‌های تاریخی و اشاره‌های پراکنده به دست ما رسیده است.

به گفته او، شواهد موجود نیز ما را به این نتیجه نمی‌رساند که گردآورندگان شاهنامه ابومنصوری تنها از یک خدای‌نامه یا یک منبع مشخص استفاده کرده باشند. خود تعبیر «خداوندان کتب» در مقدمه، به باور محمودی، می‌تواند نشانه‌ای از استفاده از مجموعه‌ای از کتاب‌ها باشد؛ کتاب‌هایی که برای گردآوری این اثر به طوس آورده شده بودند. او در عین حال نسبت به فرض استفاده گسترده از منابع عربی نیز احتیاط کرد و گفت شواهد روشن و کافی برای تعمیم چنین نظری به همه اثر وجود ندارد.

محمودی البته احتمال استفاده از یک منبع عربی را در بخش‌هایی از روایت اسکندر منتفی ندانست و گفت در قسمت‌هایی از این داستان می‌توان نشانه‌هایی نسبتاً روشن از چنین منبعی یافت، اما این مسئله را نمی‌توان به تمام روایت اسکندر یا کل شاهنامه ابومنصوری تعمیم داد.

آیا شاهنامه فردوسی صورت منظوم شاهنامه ابومنصوری است؟

بخش دیگری از نشست به نسبت شاهنامه فردوسی و شاهنامه ابومنصوری اختصاص داشت. محمودی لاهیجانی از این دیدگاه دفاع کرد که می‌توان شاهنامه فردوسی را تا حد زیادی صورت منظوم شاهنامه ابومنصوری دانست.

او در توضیح این دیدگاه، میان کار یک «مورخ» و کاری که فردوسی انجام داده تفاوت گذاشت. به گفته محمودی، در سنت تاریخ‌نگاری سده‌های نخست اسلامی، مورخانی چون طبری از منابع مختلف استفاده می‌کردند و در مواردی روایت‌های گوناگون را در کنار یکدیگر قرار می‌دادند؛ در حالی که فردوسی عمدتاً یک خط روایی را پیش می‌برد و خود نیز در شاهنامه بارها مسئولیت روایت را به گویندگان و منابع پیش از خود ارجاع می‌دهد.

محمودی در این بخش تصریح کرد که «فردوسی مورخ نیست»؛ هرچند تاریخ را به نظم درآورده است. از نگاه او، فردوسی شاعری بزرگ است که هسته روایی و تاریخی موجود را در قالب اثری ادبی و داستانی عرضه کرده است.

همه داستان‌پردازی‌ها ساخته فردوسی نیست

یکی از نکات قابل توجه نشست، تأکید محمودی بر این موضوع بود که نباید تمام عناصر داستانی شاهنامه را حاصل تخیل و هنر فردوسی دانست.

او توضیح داد که بسیاری از عناصر روایی، صحنه‌پردازی‌ها، توصیف‌ها و حتی تشبیه‌هایی که در شاهنامه دیده می‌شوند، ممکن است سابقه‌ای بسیار کهن‌تر داشته باشند و طی قرن‌ها به روایت‌ها افزوده شده باشند.

محمودی برای توضیح این موضوع به شباهت‌هایی میان «یادگار زریران» و بخش‌هایی از شاهنامه اشاره کرد؛ شباهت‌هایی که از نظر او نشان می‌دهند برخی عناصر ادبی پیش از فردوسی در منابع وجود داشته‌اند و به‌تدریج وارد سنت روایی شاهنامه شده‌اند.

از همین رو، به باور او، نمی‌توان مرزی ساده میان «تاریخ» و «داستان» در شاهنامه کشید. این دو در بسیاری از بخش‌ها درهم‌تنیده‌اند؛ هسته‌ای تاریخی ممکن است طی زمان با عناصر روایی و ادبی آمیخته شده باشد.

شاهنامه؛ منبع تاریخی یا اثر ادبی؟

در ادامه نشست این پرسش مطرح شد که آیا می‌توان شاهنامه را یک منبع تاریخی دانست؟

پاسخ محمودی مثبت، اما مشروط بود. او گفت اگر بتوان «هسته تاریخی» روایت‌ها را از عناصر داستانی بازشناخت، شاهنامه در بخش‌هایی می‌تواند منبعی مهم برای مطالعات تاریخی باشد؛ به‌ویژه در روایت‌های مربوط به دوره ساسانی.

او از داستان‌هایی چون روایت بهرام چوبین یاد کرد و گفت در برخی موارد، اطلاعات شاهنامه حتی از بعضی منابع دیگر مفصل‌تر است. با این حال، برای استفاده تاریخی از شاهنامه باید میان بخش‌های تاریخی و عناصر حماسی، اسطوره‌ای و داستانی تمایز گذاشت.

به بیان دیگر، از نگاه محمودی، نه می‌توان همه روایت شاهنامه را گزارشی دقیق از تاریخ دانست و نه می‌توان به دلیل وجود عناصر داستانی، ارزش تاریخی آن را یکسره کنار گذاشت.

خدای‌نامه‌ها؛ نه یک متن ساده و یکدست

بخش مهم دیگری از سخنان محمودی به «خدای‌نامه» و تصور ما از این اثر یا مجموعه آثار اختصاص داشت.

او با اشاره به پژوهش‌های خود درباره سال‌های پادشاهی شاهان در منابع سده‌های نخست اسلامی گفت شواهد موجود می‌تواند از وجود دست‌کم دو تدوین یا دو سنت متفاوت از خدای‌نامه حکایت داشته باشد. بنابراین تعدد نسخه‌های خدای‌نامه لزوماً به معنای وجود ده‌ها تدوین کاملاً مستقل نبوده است.

محمودی همچنین هشدار داد که نباید خدای‌نامه را صرفاً اثری خشک و تاریخ‌نگارانه تصور کرد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد عناصر ادبی و روایت‌پردازی نیز در این سنت حضور داشته‌اند.

از نظر او، ساختار اصلی شاهنامه ابومنصوری و در ادامه ساختار کلان شاهنامه فردوسی، به احتمال زیاد به همین سنت خدای‌نامه‌ای می‌رسد. در کنار این هسته اصلی، روایت‌ها و داستان‌های دیگری نیز در طول زمان شکل گرفته و به آن افزوده شده‌اند.

احتیاط در برابر نتیجه‌گیری‌های جذاب

یکی از خطوط اصلی سخنان محمودی لاهیجانی در سراسر نشست، تأکید بر احتیاط در پژوهش بود.

او بارها یادآوری کرد که درباره بسیاری از مسائل مرتبط با تاریخ شاهنامه، خدای‌نامه‌ها و ایران پیش از اسلام، داده‌های کافی در اختیار نداریم و نمی‌توان بر اساس شباهت‌های محدود، نتیجه‌گیری‌های قطعی کرد.

از جمله درباره پیوند کیانیان و هخامنشیان گفت نمی‌توان همه پادشاهان کیانی را مستقیماً با شاهان هخامنشی منطبق کرد. به باور او، درباره «دارا» که از اسکندر شکست می‌خورد، امکان پیوند روشن‌تری با داریوش وجود دارد، اما تعمیم دادن چنین تطبیق‌هایی به دیگر شخصیت‌ها به شواهد بیشتری نیاز دارد.

جای خالی پژوهش‌های منظم درباره متون کهن

محمودی در بخش دیگری از نشست به وضعیت پژوهش‌های شاهنامه و متون چهار قرن نخست اسلامی پرداخت و بر کمبود پژوهش‌های نظام‌مند در این زمینه تأکید کرد.

او گفت پیش از آنکه بتوان درباره خدای‌نامه و مسیر انتقال روایت‌های ایرانی نتیجه‌گیری‌های بزرگ کرد، باید پژوهش‌های جزئی و گسترده‌تری روی آثاری چون تاریخ طبری، آثار مسعودی و دیگر متون سده‌های نخست انجام شود.

به گفته او، پژوهش‌های ارزشمندی در ایران انجام شده است، اما همچنان در بسیاری از حوزه‌ها با کمبود تحقیقات پیوسته و نظام‌مند روبه‌رو هستیم؛ تحقیقات جزئی‌ای که در کنار یکدیگر بتوانند امکان نتیجه‌گیری دقیق‌تری درباره منشأ روایت‌ها و ارتباط متون را فراهم کنند.

تصحیحی تازه از مقدمه شاهنامه ابومنصوری؛ نگاشته ۳۴۶ قمری
تصحیحی تازه از مقدمه شاهنامه ابومنصوری؛ نگاشته ۳۴۶ قمری
«بر سر هر چیزی یک علامت سؤال بگذاریم»

پایان سخنان محمودی بیش از هر چیز به روش پژوهش اختصاص داشت. او با ذکر نمونه‌هایی از اختلاف‌نظرها درباره نام، زندگی و باورهای فردوسی یادآور شد که حتی بسیاری از مطالبی که امروز بدیهی به نظر می‌رسند، ممکن است پشتوانه مستند و قطعی نداشته باشند.

از نگاه او، کار پژوهشگر این است که «بر سر هر چیزی یک علامت سؤال بگذارد» و به جای تکرار گزاره‌های پذیرفته‌شده، شواهد و استدلال‌ها را دوباره بررسی کند. در عین حال تأکید کرد که این رویکرد نباید به سختگیری افراطی منجر شود؛ معیار نهایی باید قدرت شواهد و استدلال باشد.

تصحیح تازه «مقدمه شاهنامه ابومنصوری» از این منظر تنها انتشار دوباره یک متن کهن نیست. بررسی بیست نسخه و بازخوانی یکی از مهم‌ترین متون فارسی سده چهارم هجری، فرصتی تازه برای بررسی زنجیره‌ای است که از سنت‌های تاریخی و روایی ایران پیش از اسلام آغاز می‌شود، از خدای‌نامه‌ها و شاهنامه ابومنصوری می‌گذرد و در نهایت به شاهنامه فردوسی می‌رسد.

همین جایگاه است که مقدمه شاهنامه ابومنصوری را، با وجود حجم اندکش، به متنی مهم برای شاهنامه‌پژوهی، تاریخ زبان فارسی و مطالعه حافظه تاریخی و حماسی ایرانیان تبدیل می‌کند.

پایان پیام

بیشتر بخوانید: معرفی سه نسخه نفیس از شاهنامه فردوسی

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید