COP17؛ حفاظت از تنوع زیستی ایران به پژوهش، بودجه و مشارکت مردم نیاز دارد
در آستانه هفدهمین نشست کنفرانس اعضای کنوانسیون تنوع زیستی (COP17)، تقویت همکاری میان مراکز دانشگاهی و سازمان حفاظت محیط زیست، بازنگری در شیوههای پایش زیستگاهها و تأمین منابع مالی پایدار برای حفاظت از طبیعت، از محورهای مهم سیاستگذاری محیط زیست ایران است. بهرهگیری از دانش علمی، مشارکت جوامع محلی و تبدیل پژوهشها به برنامههای اجرایی، از جمله راهکارهایی است که برای تقویت حفاظت از تنوع زیستی مطرح شده است.
به گزارش گلونی، فریدون عوفی، عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور، با تأکید بر ضرورت پیوند میان پژوهش، مدیریت سرزمین و دیپلماسی محیطزیست، معتقد است ظرفیت علمی دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی باید نقش مؤثرتری در تصمیمگیریهای ملی و مذاکرات بینالمللی ایفا کند.
نقش پژوهشهای دانشگاهی در مذاکرات بینالمللی محیط زیست
پژوهشهای دانشگاهی و مطالعات تخصصی میتوانند پشتوانه علمی مواضع ایران در نشستهایی مانند COP17 باشند؛ اما استفاده از این ظرفیت به ارتباط مؤثر میان مراکز علمی، دستگاههای اجرایی و هیئتهای مذاکرهکننده نیاز دارد.
تدوین گزارشهای سیاستی مستند، استفاده از دادههای قابل اتکا و حضور پژوهشگران در کنار مذاکرهکنندگان، از جمله اقداماتی است که میتواند توان کارشناسی ایران را در تدوین و پیگیری توافقهای بینالمللی افزایش دهد.
همکاریهای علمی در این نشستها همچنین میتواند زمینه شناسایی شرکای منطقهای و بینالمللی، تعریف پروژههای مشترک و استفاده از ظرفیتهای تأمین مالی برای اجرای برنامههای حفاظتی را فراهم کند.
پایش زیستگاهها باید بر دادههای معتبر و مستمر تکیه کند
حفاظت مؤثر از تنوع زیستی بدون شناخت دقیق وضعیت زیستگاهها امکانپذیر نیست. پایش بلندمدت، ثبت منظم اطلاعات و استفاده از شاخصهای علمی، از پیشنیازهای مدیریت تالابها، جنگلها، بیابانها و زیستگاههای حساس ساحلی و دریایی است.
عوفی بر ضرورت استانداردسازی روشهای نمونهبرداری، پایش و تحلیل دادهها تأکید کرده است. استفاده از استانداردهای بینالمللی، در کنار توجه به ویژگیهای اقلیمی و بومشناختی ایران، میتواند به افزایش دقت مطالعات و امکان مقایسه نتایج کمک کند.
در این مسیر، ایجاد بانکهای جامع اطلاعاتی و تقویت برنامههای پایش مستمر اهمیت دارد. دادههای محیطزیستی زمانی ارزش عملی پیدا میکنند که بتوان از آنها برای شناسایی روند تخریب زیستگاهها، ارزیابی اثربخشی اقدامات حفاظتی و اصلاح برنامههای مدیریتی استفاده کرد.
از سوی دیگر، همکاری سازمان حفاظت محیط زیست با دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی باید به اجرای پروژههای کاربردی منجر شود. نتایج تحقیقات نباید تنها در قالب مقاله و گزارش باقی بمانند؛ بلکه لازم است پس از آزمایش و ارزیابی، به دستورالعملهای اجرایی و برنامههای عملیاتی حفاظت از زیستگاهها تبدیل شوند.
حفاظت از گونههای در معرض خطر به برنامههای قابل سنجش نیاز دارد
احیای زیستگاههای بحرانی، مهار بیابانزایی، جلوگیری از تخریب و کوچکشدن تالابها و حفاظت از گونههای در معرض خطر انقراض، از محورهای مهم مدیریت تنوع زیستی است.
در ایران، گونههایی مانند یوزپلنگ آسیایی، فک خزری، ماهیان خاویاری، گوزن زرد ایرانی، سمندر کوهستانی، زاغ بور، گورخر ایرانی و تمساح پوزهکوتاه مردابی (گاندو) به برنامههای حفاظتی هدفمند نیاز دارند. موفقیت این برنامهها تنها با اعلام اهداف کلی مشخص نمیشود و باید بر اساس شاخصهای روشن و قابل ارزیابی سنجیده شود.
تغییرات پوشش گیاهی، وضعیت فیزیکی و شیمیایی خاک، روند احیای زیستگاهها و تغییرات جمعیت گونههای شاخص، از جمله معیارهایی هستند که میتوانند تصویر دقیقتری از نتایج اقدامات حفاظتی ارائه دهند.
پیوند دادن این برنامهها با اهداف ملی تنوع زیستی، سازگاری با تغییرات اقلیمی و مدیریت منابع آب نیز ضروری است؛ زیرا تخریب زیستگاهها معمولاً نتیجه مجموعهای از فشارها بر منابع طبیعی است و با اقدامات پراکنده نمیتوان به حفاظت پایدار دست یافت.
تأمین مالی حفاظت از طبیعت؛ از صندوق ملی تا مشارکت بخش خصوصی
تأمین منابع مالی پایدار یکی از چالشهای اجرای برنامههای حفاظت و احیای زیستگاههاست. محدودیتهای موجود در جذب منابع خارجی، ضرورت استفاده از ظرفیتهای داخلی را افزایش میدهد.
تقویت صندوق ملی محیط زیست، مشارکت تشکلهای مردمنهاد، فعالسازی مسئولیت اجتماعی شرکتها، جلب حمایت خیرین و استفاده از ظرفیت نذر و وقف محیط زیست، از جمله راهکارهای مطرحشده برای تنوعبخشی به منابع مالی این حوزه است. هدایت سرمایههای بخش خصوصی به پروژههای حفاظتی نیز میتواند بخشی از هزینههای اجرای این برنامهها را تأمین کند.
با این حال، جلب مشارکت مالی بهتنهایی کافی نیست. شفافیت در تخصیص منابع، حسابرسی دقیق و انتشار گزارشهای دورهای درباره نتایج اقدامات میدانی، از شروط اساسی جلب اعتماد مشارکتکنندگان و تداوم حمایتهاست.
مشارکت جوامع محلی، بخش مهمی از حفاظت پایدار
مدیریت یکپارچه سرزمین، حفاظت از منابع آب و خاک، بازسازی رویشگاههای بومی، کنترل فرسایش و احیای کریدورهای زیستی حیاتوحش را در بر میگیرد. این اقدامات باید با برنامههای مدیریت تنش آبی و سازگاری با تغییرات اقلیمی هماهنگ باشند تا حفاظت از طبیعت به مجموعهای از طرحهای جدا از هم محدود نشود.
در این میان، مشارکت جوامع محلی، دامداران و بهرهبرداران سنتی اهمیت ویژهای دارد. تجربههای محلی در مدیریت منابع طبیعی، اگر با یافتههای علمی و روشهای نوین بومشناختی ترکیب شوند، میتوانند به تصمیمگیری دقیقتر و کاهش تعارض میان حفاظت از طبیعت و معیشت مردم کمک کنند.
تالابها نمونه روشنی از اهمیت این پیوند هستند. حفاظت از این زیستبومها تنها به حفظ آب و گونههای جانوری محدود نمیشود؛ کارکردهای زیستمحیطی آنها با زندگی و اقتصاد جوامع پیرامونی نیز ارتباط دارد. مشارکت مستقیم مردم در پایش و تصمیمگیری، میتواند به افزایش ماندگاری برنامههای حفاظتی کمک کند.
در آستانه COP17، پیوند میان دانش علمی، سیاستگذاری اجرایی، تأمین مالی شفاف و مشارکت جوامع محلی، از موضوعاتی است که میتواند در تقویت برنامههای حفاظت از تنوع زیستی ایران نقش داشته باشد. اهمیت این رویکرد زمانی روشن میشود که نتایج آن در بهبود وضعیت زیستگاهها، حفاظت از گونههای در معرض خطر و کاهش روند تخریب طبیعت قابل مشاهده و ارزیابی باشد.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: شینا انصاری: رابطه میان تنوع زیستی، صلح و امنیت باید رابطهای دوسویه باشد
