سهم مداخلات انسانی در بحران آب دجله و فرات ۲.۵ برابر تغییرات اقلیمی است
به گزارش گلونی، حوضه آبریز دجله و فرات که ایران، عراق، ترکیه و سوریه در آن سهیم هستند، با بحران فزاینده کمآبی روبهروست. این حوضه که هزاران سال بستر شکلگیری تمدن، کشاورزی و تالابهای بینالنهرین بوده، اکنون تحت فشار همزمان تغییرات اقلیمی و مداخلات انسانی قرار دارد.
گروهی از پژوهشگران دانشگاه تهران به سرپرستی علی درویشیبلورانی، عضو هیئت علمی گروه سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی دانشکده جغرافیا، با همکاری پژوهشگرانی از دانشگاههای کویت، ایتالیا و استرالیا، این وضعیت را در مقالهای با عنوان «مداخلات انسانی و تغییرات اقلیمی، بحران آب در حوضه دجله و فرات را تشدید میکنند» بررسی کردهاند.
پژوهشگران با استفاده از دادههای ماهوارهای چندمنبعی، تحلیلهای اقلیمی و هیدرولوژیکی و محاسبات مربوط به کاهش منابع آب، وضعیت این حوضه را در فاصله سالهای ۱۹۸۴ تا ۲۰۲۲ بررسی کردهاند.
کاهش بارندگی و افزایش تبخیر در چهار دهه
بر اساس یافتههای این پژوهش، طی چهار دهه گذشته میانگین بارندگی در حوضه دجله و فرات ۹.۶ درصد کاهش یافته و میزان تبخیر ۶.۳ درصد افزایش داشته است. این تغییرات اقلیمی در کنار مداخلات انسانی، فشار بر منابع آب منطقه را تشدید کردهاند.
همزمان، مخازن سدهای بالادست بیش از دو برابر گسترش یافتهاند و حدود ۹۵۰۰ کیلومترمربع سطح آبی جدید با قابلیت تبخیر ایجاد کردهاند.
یکی از مهمترین نمونههای این مداخلات، پروژه توسعه جنوب شرق آناتولی (GAP) در ترکیه است که شامل ساخت ۲۲ سد و ۱۹ نیروگاه برقآبی میشود. توسعه کشاورزی در چارچوب این پروژه به سالانه ۷.۲ میلیارد مترمکعب آب نیاز دارد؛ حجمی که بر جریان طبیعی رودخانهها و دسترسی کشورهای پاییندست به منابع آب اثر میگذارد.
بر اساس دادههای پیشین، میزان ورود آب رودخانههای دجله و فرات به عراق بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۶ حدود ۲۵ درصد کاهش یافته است.
تالابهای بینالنهرین در مسیر خشکشدن
کاهش جریان آب رودخانهها پیامدهای گستردهای برای تالابهای بینالنهرین داشته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد سطح آبهای دائمی این تالابها ۷۶ درصد و سطح آبهای فصلی ۶۳ درصد کاهش یافته است.
این تغییرات تنها به کوچکشدن پهنههای آبی محدود نمیشود؛ کاهش منابع آب میتواند تنوع زیستی، معیشت جوامع محلی و فعالیتهای کشاورزی وابسته به تالابها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
علی درویشیبلورانی با اشاره به اهمیت این حوضه برای ایران میگوید کمآبی و خشکشدن منابع آبی دجله و فرات میتواند زمینه شکلگیری طوفانهای گردوغبار را فراهم کند؛ پدیدهای که بهطور مستقیم زندگی مردم ایران، بهویژه در مناطق جنوبغربی کشور، را تحت تأثیر قرار میدهد.
او همچنین تأکید میکند که معیشت مردم عراق بهشدت به این رودخانهها وابسته است و سدسازیهای گسترده در ترکیه، دستکاری منابع آب در عراق و توسعه کشاورزی بدون توجه کافی به حقابههای زیستمحیطی، پیامدهایی مانند خشکشدن تالابها و تشدید گردوغبار در غرب آسیا به همراه داشتهاند.
بحران آب دجله و فرات؛ مسئلهای فراتر از تغییرات اقلیمی
یکی از مهمترین نتایج این مطالعه، تفکیک سهم عوامل انسانی و اقلیمی در کاهش منابع آب تجدیدپذیر حوضه دجله و فرات است. بر اساس محاسبات پژوهشگران، سهم مداخلات انسانی ۳۹.۳ درصد و سهم روندهای بلندمدت اقلیمی سازگار با تغییرات اقلیم ۱۳.۶ درصد است.
این یافته نشان میدهد که اگرچه تغییرات اقلیمی با کاهش بارندگی و افزایش تبخیر، بحران آب منطقه را تشدید کرده است، فعالیتهای انسانی نقش تعیینکنندهتری در برهمخوردن تعادل آبی این حوضه دارند.
پژوهشگران تأکید میکنند که مدیریت بحران آب در این منطقه، صرفاً به سازگاری با تغییرات اقلیمی یا مقابله با کانونهای گردوغبار محدود نمیشود؛ بلکه به مدیریت مداخلات انسانی، تقویت همکاریهای فرامرزی و تدوین سیاستهای توسعه پایدار در کل حوضه نیاز دارد.
دجله و فرات رودخانههایی مشترک میان چند کشور هستند و تصمیمهای مربوط به سدسازی، کشاورزی و بهرهبرداری از منابع آب در هر بخش از حوضه، بر زندگی و محیطزیست کشورهای دیگر نیز اثر میگذارد. از این رو، حفاظت از منابع آب و تالابهای بینالنهرین بدون همکاری کشورهای سهیم در این حوضه امکانپذیر نخواهد بود.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: مصرف سالانه بیش از ۹۹۳ میلیون مترمکعب پساب در کشاورزی و فضای سبز کشور
