رضا مافی خوشنویسی که خط را از قاب سنتی رها کرد
به گزارش گلونی، در چهارم مهرماه ۱۳۶۱، رضا مافی، هنرمند خوشنویس و نقاش، در ۳۸ سالگی و در اوج شکوفایی هنری، چشم از جهان فروبست. مرگ او ناگهانی بود؛ سقوط از اسب در جریان تولید سریال «هزاردستان» به خونریزی مغزی انجامید و جامعه هنری ایران یکی از پیشگامان نقاشیخط را از دست داد.
مافی از آن دسته هنرمندانی بود که نهتنها خط را مینوشت، بلکه آن را میزیست. در مشهد، در خانوادهای اهل هنر زاده شد؛ پدرش زرگر و حکاک بود، برادرش نقاش، و خودش از کودکی با قلم و کلمه انس گرفت. در بازار سنگتراشان، با گلدوزی نقوش مذهبی روی پارچههای مخمل، چشم و دست و ذهنش را به هماهنگی رساند؛ تمرینی که بعدها در خوشنویسیاش تجلی یافت.
او در نوجوانی نزد جلالالدین اعتضادی، صدرالکتاب مشهد، خوشنویسی آموخت و بعدها در تهران، شاگرد حسین میرخانی شد. استعدادش چنان بود که دوره چهار ساله خوشنویسی را در سه سال به پایان رساند. اما آنچه مافی را از دیگران متمایز کرد، جسارتش در عبور از مرزهای سنت بود.
او خط را از قابهای کلاسیک بیرون کشید و بر بوم نقاشی نشاند. با تأثیر از مکتب سقاخانه، نقاشیخط را پدید آورد؛ هنری که نه صرفاً خوشنویسی بود و نه نقاشی، بلکه تلفیقی از هر دو، با روحی ایرانی و بیانی مدرن. نمایشگاه آثارش در گالری سیحون، نقطه عطفی در هنر معاصر ایران شد؛ جایی که خط نستعلیق، نه در کتاب و قاب، بلکه در فضای آزاد نقاشی تنفس کرد.
مافی در ۳۰ سالگی گفته بود: «هدف من زنده نگه داشتن خط زیبای نستعلیق است… تابلوهای من بر پایههای یک هنر اصیل و سنتی استوار است و از این روست که با فارغبالی جستوجو میکنم.»

او اهل سفر بود، اهل سیاحت و مطالعه. به کشورهای آسیایی و اروپایی رفت تا هنر شرقی را از نزدیک لمس کند. با وجود ابتلا به فشار خون، از اسبسواری دست نکشید؛ ورزشی که سرانجام جانش را گرفت.
۴مهر، سالروز خاموشی هنرمندی که به حروف جان بخشید
۴ مهر، سالروز خاموشی هنرمندی است که خط را از قید و بند رها کرد و به آن امکان پرواز داد. رضا مافی نهتنها خوشنویس بود، بلکه شاعر حروف، نقاش کلمات و جستوجوگر زیبایی در فرم و معنا بود. میراث او همچنان در نقاشیخطهای امروز جاری است؛ در هر کشیدگی، در هر دایره، در هر نقطهای که از دل سنت بر بوم مدرن نشسته است.
پایان پیام
