خطابه و سوگند محمدعلی شاه قاجار در حضور مجلس شورای ملی
به گزارش گلونی، محمدعلیشاه در مراسمی رسمی در تاریخ 20 آبان 1286 خورشیدی، با حضور نمایندگان مجلس شورای ملی، خطابهای ایراد کرد که در آن ضمن ابراز شکرگزاری به درگاه خداوند، از تأسیس مجلس و استحکام مبانی مشروطیت سخن گفت:
«بسی شکر میکنم خدای تعالی را که مقاصد قلبی و تصورات دقیق ما در مسیر ترقی دولت ایران، بهواسطه بیداری ملت، آشکار شد و به یُمن توجهات امام عصر (عج)، استحکام پایههای مشروطیت بهدست ما جاری گردید. اکنون به نمایندگان ملت یادآوری میکنیم که «قلب السلطان بین اصبعی الرحمن».
این نعمت و سعادت مشروطیت را به خواست خداوند دریافت کردهایم و در پیشبرد این اساس مقدس، از مساعدت غفلت نورزیدهایم. در این یک سال که مجلس شورای ملی تأسیس شده، امنای دولت و وکلای ملت در اجرای مکنونات ضمیر شاهانه تلاش کردهاند و رضایت خاطر همایونی را در جریان اصول مشروطیت جلب نمودهاند.
از اینرو، برای تشویق ملت و تحکیم بنیان مشروطیت، در مجلس شورای ملی حضور یافتهایم و ضمن قدردانی از زحمات نمایندگان در تدوین قوانین، رضایت خاطر خود را اعلام میداریم. همچنین، جهت افتخار بیشتر، تربیت فرزندان روحانی خسروانی، و حسن جریان اصول مشروطیت، با کمال میل قلبی، بر اساس اصل سیونهم قانون اساسی، قسم یاد میکنیم که در این روز فرخنده، به وظیفه خود عمل کردهایم. از خداوند متعال، دعای خیر ملوکانه را برای ترقی و سعادت دولت و ملت مسئلت مینماییم.»
پس از این خطابه، شاه متن سوگندنامه را قرائت کرد:
«من، خداوند قادر متعال را گواه گرفته، به کلامالله مجید و به آنچه نزد خدا محترم است، قسم یاد میکنم که تمام تلاش خود را صرف حفظ استقلال ایران نمایم، حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ بدارم، قانون اساسی مشروطیت ایران را نگاهبان باشم و بر اساس آن قوانین، سلطنت کنم. در ترویج مذهب جعفری اثنیعشری کوشش نمایم و در تمام اعمال و افعال، خداوند عزّشأنه را حاضر و ناظر دانسته، منظوری جز سعادت و عظمت دولت ایران نداشته باشم. از خداوند متعال توفیق خدمت به ترقی ایران را طلب میکنم و از ارواح طیبه اولیای اسلام، استمداد میجویم.»
یک سوگند و یک مصالحه نهایی
اقناع و واداشتن محمدعلیشاه، پادشاهی که هیچگاه تمایل مساعدی به مشروطیت نداشت، به حضور در مجلس و ادای چنین خطابه و سوگندی، حاصل تلاش خستگیناپذیر میهنپرستان و مشروطهخواهان خردمند ایرانی و نتیجه مصالحه نهایی با شاه بود.
چهبسا اگر وقایع بعدی، از جمله شورشهای چپاولگران و مداخلات خارجی، رخ نمیداد و نهادهای دولت مرکزی ایران نیرومند و کارآمد بودند، مخالفان مشروطه مهار میشدند و مجلس ملی عقلای ملت ایران تداوم مییافت؛ و شاید «انقلاب سفید» ایران به «انقلاب سرخ» بدل نمیگشت.
با اینحال، مشروطیت میراثدار ضعف نهادهای سیاسی کشور بود. تمام کوششهای ستودنی دارالشورای ملی ایران برای قانونگذاری، نهادسازی و بسط اقتدار دولت و حکومت قانون در سراسر قلمرو کشور، بهدلیل فقدان زیرساختهای نهادی و ابزارهای پیشنیاز، به نتیجهای فوری نرسید.
اما پایهای که مجلس نخست گذارد، مسیری گشود تا در آینده، رجالی وطنخواه و آگاه در آن گام بردارند، ساختار دولت ایران را بازسازی کنند و نهادهای حکومت قانون را بنیان نهند.
پایان پیام

