روز دریای کاسپی؛ زنگ خطر کاهش تراز آب و آینده مبهم اکوسیستم
۲۱ مرداد، روز دریای کاسپی، امسال در شرایطی فرا میرسد که بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان با مجموعهای از تهدیدهای فزاینده زیستمحیطی روبهروست؛ از کاهش نگرانکننده تراز آب و تشدید تبخیر گرفته تا تغییرات اقلیمی، آلودگی، فشار بر ذخایر آبزی و تهدید زیستگاههای ساحلی. در بیستمین سالگرد لازمالاجرا شدن کنوانسیون تهران، پرسش اصلی این است که آیا پنج کشور ساحلی کاسپین میتوانند از مرحله تعهد و هشدار عبور کرده و برای آینده این دریا اقدامی مشترک و مؤثر انجام دهند؟
به گزارش گلونی، ۲۱ مردادماه برابر با ۱۲ اوت، روز دریای کاسپی است؛ مناسبتی که با لازمالاجرا شدن «کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط زیست دریای کاسپی» موسوم به کنوانسیون تهران در سال ۲۰۰۶ پیوند خورده است. این کنوانسیون، چارچوب اصلی همکاری پنج کشور ساحلی شامل ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان برای حفاظت از محیط زیست دریای کاسپی به شمار میرود.
امسال این مناسبت از اهمیت مضاعفی برخوردار است؛ چراکه بیستمین سالگرد اجرای کنوانسیون تهران فرصتی برای ارزیابی عملکرد دو دهه همکاریهای زیستمحیطی در دریای کاسپی و بررسی چالشهایی است که طی این سالها نهتنها برطرف نشدهاند، بلکه برخی از آنها ابعاد جدیتری پیدا کردهاند.
دریای کاسپی در مسیر تغییر؛ وقتی آب عقب مینشیند
یکی از مهمترین نشانههای تغییر وضعیت دریای کاسپی، روند کاهش تراز آب است؛ پدیدهای که در سالهای اخیر توجه جامعه علمی و نهادهای بینالمللی را بیش از گذشته به خود جلب کرده است.
بر اساس گزارشهای برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، سطح آب دریای کاسپی از دهه ۱۹۹۰ حدود دو متر کاهش یافته است. تغییرات دمایی، افزایش تبخیر و دگرگونی الگوی بارش از مهمترین عواملی هستند که در مطالعات علمی برای توضیح این روند مورد توجه قرار گرفتهاند.
اهمیت این موضوع تنها به کاهش وسعت سطح آب محدود نمیشود. عقبنشینی خط ساحلی میتواند ساختار زیستگاههای ساحلی را تغییر دهد، تالابها و مناطق کمعمق را تحت فشار قرار دهد و بر فعالیتهای اقتصادی وابسته به دریا، از شیلات و گردشگری گرفته تا حملونقل دریایی، اثر بگذارد.
به بیان دیگر، کاهش تراز آب دریای کاسپی یک «عدد» در گزارشهای هیدرولوژیک نیست؛ بلکه شاخصی از تغییر در ساختار یک اکوسیستم بزرگ و پیچیده است که میلیونها نفر در اطراف آن زندگی و فعالیت میکنند.
تغییر اقلیم؛ تهدیدی که مرز نمیشناسد
دریای کاسپی یک اکوسیستم بسته است و همین ویژگی، آن را نسبت به تغییرات اقلیمی و تراز آب حساستر میکند. افزایش دما میتواند میزان تبخیر را افزایش دهد و همزمان تغییر در الگوی بارش و آورد رودخانههای ورودی، توازن آبی این پهنه را دستخوش تغییر کند.
در چنین شرایطی، نمیتوان افت تراز آب را صرفاً مسئلهای مرتبط با یک کشور یا یک بخش خاص دانست. دریای کاسپی یک سامانه بههمپیوسته است و هر تغییر در بخشهای مختلف آن میتواند پیامدهایی فرامرزی داشته باشد.
از همین رو، مواجهه با بحران دریای کاسپی نیازمند رویکردی متفاوت است؛ رویکردی که تغییر اقلیم را در قلب برنامههای مدیریت این دریا قرار دهد و به جای واکنشهای مقطعی، بر پایش مستمر، مدلسازی آینده و برنامهریزی برای سناریوهای مختلف کاهش تراز آب تمرکز کند.
تنوع زیستی دریای کاسپی زیر فشار
بحران دریای کاسپی تنها بحران آب نیست. این دریا یکی از زیستبومهای ارزشمند منطقه و زیستگاه گونههایی است که برخی از آنها در معرض تهدید قرار دارند.
فک خزری، یکی از شناختهشدهترین گونههای شاخص این اکوسیستم، از جمله گونههایی است که وضعیت آن میتواند تصویری از سلامت زیستبوم ارائه دهد. ماهیان خاویاری نیز از مهمترین سرمایههای طبیعی این پهنه آبی محسوب میشوند؛ گونههایی که علاوه بر ارزش اکولوژیک، اهمیت اقتصادی و فرهنگی بالایی دارند.
کاهش تراز آب، تخریب زیستگاه، آلودگی و فشارهای انسانی میتوانند به صورت همزمان بر این گونهها اثر بگذارند. مسئله زمانی جدیتر میشود که یک اکوسیستم همزمان با چندین عامل فشار مواجه باشد؛ زیرا توان طبیعی آن برای سازگاری و بازسازی کاهش مییابد.
در چنین شرایطی، حفاظت از گونههای شاخص نباید به برنامههای نجات موردی محدود شود، بلکه باید به حفاظت از کل زنجیره زیستی و زیستگاههای وابسته به آنها منجر شود.
آلودگی؛ زخمی قدیمی بر پیکر دریای کاسپی
در کنار تغییرات اقلیمی، آلودگی همچنان یکی از چالشهای قدیمی و حلنشده دریای کاسپی است. ورود فاضلابهای شهری و صنعتی، آلودگی رودخانهها، فعالیتهای نفت و گاز و برخی فعالیتهای کشاورزی و ساحلی از جمله فشارهایی هستند که بر کیفیت محیط زیست این پهنه آبی وارد میشوند.
رودخانهها در این میان اهمیت ویژهای دارند؛ زیرا بخشی از آلایندههای تولیدشده در خشکی در نهایت از طریق رودخانهها به دریا منتقل میشوند.
بنابراین حفاظت از دریای کاسپی از خط ساحلی آغاز نمیشود. هر برنامه جدی برای نجات این دریا باید از بالادست حوضههای آبریز، مدیریت فاضلاب، کنترل آلایندهها و حفاظت از تالابها و زیستگاههای ساحلی آغاز شود.
ایران و دریای کاسپی؛ مسئلهای فراتر از گردشگری و اقتصاد
برای ایران، دریای کاسپی فقط یک پهنه آبی در شمال کشور نیست. بخش مهمی از هویت طبیعی و فرهنگی شمال ایران، اقتصاد جوامع محلی، شیلات، گردشگری، حملونقل و بسیاری از فعالیتهای اقتصادی با این دریا پیوند خورده است.
از سوی دیگر، سواحل جنوبی در مجاورت مجموعهای از زیستبومهای حساس قرار دارند؛ از تالابها و رودخانهها گرفته تا جنگلهای هیرکانی. هرگونه تغییر گسترده در وضعیت دریای کاسپی میتواند بر این زیستبومها نیز اثرگذار باشد.
به همین دلیل، سیاست حفاظت از دریای کاسپی در ایران نمیتواند از سیاست مدیریت سرزمین در استانهای ساحلی جدا باشد. توسعه شهری، تغییر کاربری اراضی، ساختوسازهای ساحلی، مدیریت پسماند و فاضلاب و نحوه بهرهبرداری از منابع طبیعی همگی بخشی از معادله حفاظت از این دریا هستند.
۲۰ سال پس از کنوانسیون تهران؛ چه چیزی تغییر کرده است؟
کنوانسیون تهران در سال ۲۰۰۶ با هدف ایجاد یک چارچوب منطقهای برای حفاظت از محیط زیست دریای کاسپی به اجرا درآمد و طی دو دهه گذشته زمینه همکاری کشورهای ساحلی را در موضوعات مختلف فراهم کرده است.
اما امروز، در بیستمین سالگرد اجرای آن، شرایط حال حاضر نشان میدهد که صرف وجود چارچوب حقوقی برای حل بحران کافی نیست.
مسئله اصلی اکنون تبدیل تعهدات به اقدامهای قابل اندازهگیری است؛ اقدامهایی که بتوان میزان موفقیت آنها را در کاهش آلودگی، حفاظت از تنوعزیستی، مدیریت منابع آبزی و سازگاری با تغییرات اقلیمی ارزیابی کرد.
یکی از نیازهای جدی منطقه، ایجاد و تقویت سامانههای مشترک پایش است؛ سامانههایی که بتوانند تغییرات تراز آب، دما، کیفیت آب، تنوعزیستی و منابع آلودگی را به صورت مستمر رصد کنند و دادههای قابل اتکا در اختیار کشورهای ساحلی قرار دهند.
دریای کاسپی به برنامهای برای آینده نیاز دارد
اگر روند کاهش تراز آب ادامه پیدا کند، تصمیمگیری درباره پیامدهای آن دیگر نمیتواند به سالهای آینده موکول شود. کشورهای ساحلی باید از هماکنون سناریوهای مختلف آینده آن را بررسی کنند و برای پیامدهای احتمالی آن بر بنادر، تالابها، شیلات، گردشگری، زیرساختها و جوامع محلی برنامه داشته باشند.
در این میان، ایران نیز نیازمند برنامهای جامع و بلندمدت برای سواحل جنوبی دریای کاسپی است؛ برنامهای که در آن حفاظت از اکوسیستم، توسعه اقتصادی و سازگاری با تغییر اقلیم در کنار یکدیگر دیده شوند.
روز دریای کاسپی؛ فرصتی برای عبور از شعار
در این روز نباید تنها به انتشار پیامهای مناسبتی، برگزاری نشستها و تأکید دوباره بر اهمیت حفاظت از این دریا محدود شود. این روز میتواند فرصتی برای طرح یک مطالبه روشن باشد: دریای کاسپی به همکاری واقعی، دادههای مشترک و اقدام قابل سنجش نیاز دارد.
امروز خطر اصلی برای این پهنه آبی، یک حادثه ناگهانی نیست؛ بلکه مجموعهای از تغییرات تدریجی است که ممکن است در طول زمان چهره این دریا را دگرگون کند. عقبنشینی آب، تغییر اقلیم، آلودگی و کاهش تنوعزیستی هرکدام به تنهایی تهدیدی جدی هستند و ترکیب آنها میتواند آینده اکوسیستم را پیچیدهتر کند.
بیستمین سالگرد کنوانسیون تهران، بنابراین باید نقطهای برای بازنگری باشد؛ فرصتی برای اینکه پنج کشور ساحلی بررسی کنند چه اقداماتی موفق بوده، کدام تعهدات هنوز اجرایی نشده و برای دهههای آینده چه برنامهای دارند.
دریای کاسپی برای ادامه حیات خود به یک تصمیم مشترک نیاز دارد؛ تصمیمی که در آن حفاظت از دریا نه یک موضوع مناسبتی، بلکه یک اولویت دائمی و منطقهای باشد.
پایان پیام
بیشتر بخوانید: فوک های کاسپی در دریای کاسپین از بین می روند
