فیلتر برای تلویزیون
«حالا که ناچار شدهایم یک سری چیزها را (مثل سیگار!) فیلتر برایشان بگذاریم، برای تلویزیون هم یک فیلتر بگذاریم تا مردم کمتر آسیب ببینند.» فیلتر برای تلویزیون
«حالا که ناچار شدهایم یک سری چیزها را (مثل سیگار!) فیلتر برایشان بگذاریم، برای تلویزیون هم یک فیلتر بگذاریم تا مردم کمتر آسیب ببینند.» فیلتر برای تلویزیون
دتی بود که مادرم را هم وارد این فضا کرده بودم. مادرم میوه خشک و ترشی درست میکرد و به صورت اینترنتی میفروختیم. الان نمیدانم با این همه محصولی که برای فروش آماده کردهایم باید چه کنیم؟