پدر دوست من، محتکر شریفی است
پدر دوست من، به فکر آینده مردم است و به همین دلیل اجناس را انبار میکند.
پدر دوست من، به فکر آینده مردم است و به همین دلیل اجناس را انبار میکند.
پدر دوستم اصلا روزنامه نمیخواند. او فقط با فامیلش دعوا میکند و تصمیماتش را بعد از دعوا با فامیلش میگیرد. اما همیشه قبل از شروع حباب، متوجه میشود.
پدر دوستم عضو همه کمپینهاست. پدر دوست من خیلی آدم فعالی است. او همیشه از کمپینها حمایت میکند. او از همه پدرها بیشتر عضو کمپین شده است.