حرف‌های دردناک پدر بنیتا

حرف‌های دردناک پدر بنیتا

حرف‌های دردناک پدر بنیتا. شب‌ها مدام چهره معصومانه‌اش مقابل چشمانم بود. پلک نمی‌زدم تا نکند او پیدا شود و بیاید و من به خواب رفته باشم.