اخبار را به سبک گلونی بخوانید ...

ربات همدم قاپ رسید

ربات همدم قاپ رسید

پایگاه خبری گُلوَنی، زهرا بزرگی: دردا که ز یک همدم آثار نمی‌بینم/ دل باز نمی‌یابم دلدار نمی‌بینم

خبر پر طپش اینبار تعلق گرفت به: دستگیری زنی که اقدام به کلاهبرداری از کاربران یک ربات تلگرامی به نام “همدم یاب” کرده بود.

متهم پس از طراحی سایت جعلی توانسته بود در پوشش ربات “همدم یاب” اقدام به اخذ مبلغ ۵۰ هزارتومان از افراد متقاضی برای ثبت نام و عضویت در کانال کند و این فرد نه تنها هزینه واریزی را برگشت نداده بود، بلکه با وارد کردن اطلاعات بانکی افراد در درگاه جعلی و شبیه‌سازی شده یکی از درگاه‌های بانکی، اقدام به خالی کردن حساب افراد کرده بود.

موضوع و خبری که به سمع و نظرتون رسید می‌توانست موفق به کسب نیمه گمشده بشود ولی در یک حرکت پیچشی متاسفانه ژانرش به حالت درام ختم شد.

اگر بخواهیم به شرح این داستان راستان بپردازیم باید بگوییم در ابتدا همیشه یک اصلی را درنظر داشته باشید و آن اینکه: این روزها کلاهبرداری از رگ گردن به شما نزدیک‌تر است!

ربات همدم قاپ رسید

با توجه به اینکه همدم یا همسر تبدیل به یکی از گونه‌های نادر این روزها شده است و دلیل آن هم به وضعیت صفر تا صد سر به هوای کاری، مالی، شغلی، پولی، درجهت افول، سقوط، نزول و رکود برمی‌گردد.

لذا همه این موارد ما را به این واداشت که تولید ملی دیگری رقم بزنیم و رباتی را در فضای مجازی اختراع کنیم با ایمنی و استانداردی از جنس پشمک!

طرز کار این ربات، چون تازه‌ساز است متاسفانه خروجی نداشته و فرد برای رسیدن به خروجی مورد نظر در صف انتظار قرار می‌گیرد!

در زمینه ورودی هم، لازم است اطلاعاتی از قبیل حساب بانکی،  شماره کارت و رمز که برای تضمین بدبختی بیشتر و همچنین یافتن همدم با کیفیت‌تر، مبلغی را به عنوان قرض الحسنه در جیب یا کیسه ربات موردنظر، واریز کنید.

حالا سیستم شروع به کار می‌کند وآن دم پرده‌ها کنار می‌رود و شما تماشاگر شعبده بازی خواهید شد که در لحظه‌ای همه چیز بدون هیچی تمام می‌شود و شما می‌مانید و هزاران سئوال بی پاسخ برای چه بپوشم‌های مجلس عروسی یا عزا!

مراقب ربات همدم قاپ باشید

و در آن هنگام ربات سیگاری را روشن کرده و بر لبان خویش می‌گذارد و دودش را به ابرهای خیال تشکیل شده در بالای سر شما رها می‌کند و دراثر برخورد با ابرمورد نظر، حادثه‌ای بینگ بنگی را رقم می‌زند و درانتها به گونه‌ای شخص را می‌ترکاند که گویی اصلا اویی نبوده و آنجا است که مولانا دست بکار می‌شود و می‌گوید:

خواجه مگو که من منم، من نه منم، نه من منم

گر تو توئی و من منم، من نه منم، نه من منم

پایان پیام

لینک کوتاه مطلب : https://golvani.ir/?p=105498

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.