اخبار را به سبک گلونی بخوانید ...

معرفی کتاب دالان باریک از زبان دکتر محمد فاضلی

آزادی، چگونه به دست می‌آیی؟ معرفی کتاب دالان باریک از زبان دکتر محمد فاضلی

به گزارش پایگاه خبری گلونی محمد فاضلی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در صفحه شخصی خود نوشت: اگر همه نوروز فقط همین یک کتاب را بخوانید، بسیار خرسند می‌شوید: «راه باریک آزادی» یا «دالان باریک».

معرفی کتاب دالان باریک

اگرچه انتشار کتاب در روزهای پایانی سال با بحران کرونا مواجه شد، اما تردید ندارم که در سال ۱۳۹۹ یکی از اصلی‌ترین کتاب‌های بحث‌برانگیز، مملو از بینش‌های اصیل و شکل‌دهنده به حیات فکری ایران هم تبدیل خواهد شد و حتی در این وضع اقتصادی نامناسب و بازار کساد، چاپ‌های متعدد آن فروش خواهد رفت.

«ای پدر آسمانی، گیلگمش… از همه حدود گذشته است. مردم از ستم او در عذاب‌اند… آیا می‌خواهید پادشاه شما را این گونه حکومت کند؟

آیا سزاوار است شبان رمه‌اش را وحشیانه بدرد؟» (ص. ۱۰)

«مدت‌هاست نشنیده‌ام کسی به علت مرگ طبیعی بمیرد. در آغاز یک یا دو نفر کشته می‌شدند. سپس تعداد به بیست رسید.

سپس پنجاه. آن‌گاه همین هم وضعیتی عادی شد. یعنی اگر پنجاه نفر تلفات می‌دادیم می‌گفتیم «خدا را شکر که فقط پنجاه کشته داریم!» (ص. ۹)

گیلگمش شاه اوروک جایی در جنوب عراق امروزی بود، حکومتی قدرتمند ساخت اما لجام‌گسیخته و خودسر بود و ۴۲۰۰ سال بعد هم داعش حکومتی در سوریه ساخت که نقل قول دوم بالا، ویژگی آن‌را توضیح می‌دهد: خشونت و مرگ عادی شده بود. هر دو حکومت، اگرچه با فاصله زمانی بسیار، جامعه را از آزادی محروم ساختند.

یکی از سؤال‌های مهم تاریخ این است: جوامع چگونه به آزادی می‌رسند؟

دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «راه باریک آزادی» (ترجمه سیدعلیرضا بهشتی و جعفر خیرخواهان، نشر روزنه، ۱۳۹۸) که ترجمه دیگری از آن نیز با عنوان «دالان باریک» (ترجمه محمدرضا فرهادی‌پور، نشر پگاه روزگار نو، ۱۳۹۸) به آن پاسخ گفته‌اند.

کتاب مثل اثر پیشین این دو نویسنده (چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟) اثری درخشان و ستایش‌شده و خلاصه کردن کتابی که تاریخی از هزاران سال قبل از میلاد مسیح تا امروز را در بر می‌گیرد و بر ادبیات غنی علوم سیاسی، اقتصاد، توسعه، تاریخ و جامعه‌شناسی متکی است در چند صد کلمه بسیار دشوار است، اما سعی می‌کنم محورهای اصلی را روشن کنم.

عجم‌اوغلو و رابینسون معتقدند نیل به آزادی راه باریکی است که طی آن حکومت و جامعه یکدیگر را متوازن می‌سازند.

این توازن محصول مبارزه‌ای دائمی است که طی آن فرادستان (قدرتمندان) زنجیر مهار جامعه بر خود را می‌پذیرند (مجبور می‌شوند) و جامعه نیز می‌پذیرد که با قدرت همکاری کند.

جامعه برای مهار قدرتمندان بسیج می‌شود و قدرت نیز ظرفیت‌های خود برای حل و فصل مناقشات، حاکمیت قانون و ارائه خدمات عمومی را افزایش می‌دهد.

توماس هابز قدرت سیاسی را «لویاتان» (موجود افسانه‌ای هیولای قدرتمند دریاها) می‌نامید.  نویسندگان سه نوع لویاتان را از هم متمایز می‌کنند: لویاتان غایب (دولت بی‌ظرفیتی که نیست تا جامعه را از جنگ همه علیه همه برهاند)؛ لویاتان مستبد (که بر جامعه مسلط، خودسر و سرکوبگر می‌شود)؛ و لویاتان مقیّد (که قدرتمند است تا قانون را اعمال کند، ظرفیت دارد تا خدمات عمومی بدهد، مستقل است تا تحت سیطره گروه خاصی نباشد، و مقید است به این‌که مردم بر آن نظارت داشته باشند و خودسر و خونخوار نشود.)

کتاب شرحی تاریخی و مبتنی بر ادبیات نظری بسیار غنی درباره چگونه ساخته شدن «لویاتان مُقیّد» در طول تاریخ است. شرح این‌که چگونه قدرت جامعه بر فرادستان تقویت می‌شود، ظرفیت حکومت افزایش می‌یابد و قفس هنجارهای مسبب حکومت خودسر تضعیف می‌شود.

هیچ شرح مختصری نمی‌تواند غنای این کتاب را به خواننده ارائه کند پس فقط نوشته را با نقل قولی درباره عواقب یک لویاتان مستبد به‌ پایان می‌برم.

«قحطی به عذابی طولانی‌مدت بدل شده بود. غلات از بین رفت، مردم همه گیاهان وحشی را خوردند، حتی پوست درختان را هم کندند، و فضله پرندگان، موش‌ها و لایه‌های نرم پنبه همگی به مصرف پر کردن شکم‌ها رسید. در معادن کائولن مردم قحطی‌زده خاک رس را می‌کندند و می‌جویدند.

اجساد مردگان، قربانیان قحطی که در جست‌وجوی نان و نوایی از سایر روستاها آمده بودند، و حتی اعضای خانواده، به غذای بیچارگان تبدیل شده بود.

آدم‌خواری در همه جا به چشم می‌خورد.» (ص. ۳۲)

این وضعیت نتیجه «جهش بزرگ به جلو» مائو رهبر چین بود اما «حتی اگر اسم قحطی را می‌بردید چه بسا انگ نفی‌کننده برداشت بزرگ محصول می‌خوردید، و محکوم به «زحمت کشیدن» می‌شدید، حسن تعبیری برای کتک خوردن تا حد مرگ.»

پایان پیام

کد خبر : 152062

لینک کوتاه مطلب : https://golvani.ir/?p=152062

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.