جشن سالگرد ازدواج به روش سنتی و خانگی
به گزارش گلونی ستونی که پیش روی شماست حاصل جمعآوری مکاتبات یومیه خانواده اقبالی از روی در یخچال است.
«برای 16 تیر، یه میز توی «نایب» رزرو کردم، بچهها رو هم میذارم پیش مادرشوهر مهربونم، ساعت هشت و نیم اونجا منتظرتم.»
«سلام خانوم خانوما.
نایب؟ همون اصلیه که تاکید میکنه هیچ شعبه دیگری ندارد یا یکی از اون پنج تا نایبِ دیگه که یه بار یکیشون رو رفتیم؟
اون اصلیه خیلی گرونهها، یادته که یه بار پیارسال رفتیم دم درش، پول ورودیش قدری بود که از اونجا کوبیدیم اومدیم محلِ خودمون یه پیتزا خانواده با دو تا ساندویچ خوردیم، تازه اضافه هم اومد.
امیدوارم که اونجا رزرو نکرده باشی. من امشب خیلی دیر میرسم، شما خوابید، لطفا برام همین جا بنویس که اون اصلیه رو رزرو نکردی.
بعد حالا خیر باشه، به چه مناسبت؟ تولدت که دو ماه پیش بود.»
جشن سالگرد ازدواج
«نابغه من! یه نگاه به اون حلقه توی دست چپت بکن تا بفهمی.
ببین، اصلا خجالت نداره، اگه مشکل حافظهات با مویز خوردن هم حل نمیشه، بیا از این به بعد پولش رو جمع کنیم که سالی یه بار موقع رستوران رفتن، این جوری سکته نکنی.
آره، همون نایبِ اصلیه.»
«آها! سالگرد نامزدیمونه. میگم چرا از وقتی تیر شروع شده کمرم هی تیر میکشه، پس برا این بود.
خانومِ عزیزم، همسر مهربان و فداکارم من میخوام بدونم، شما در سبک زندگیِ بنده که اگه تخم مرغ میخوام بشکنم ده دور توش رو با انگشت تخلیه میکنم، اگه هندونه پاره میکنم، تهش رو تا بخشهای به شدت سبز و سفتش، که بعضاً بز هم نمیخوره، درمیارم، دقیقا چه عنصری مشاهده فرمودید که فکر کردید من برای سالگرد نامزدیای که 14 سال داره ازش میگذره حاضرم ثلث درآمد یک ماهم رو اختصاص بدم تا برم توی یه رستوران غذا بلمبونم؟
شما سریعا به محضی که پیامم رو خوندی رزرو رو کنسل کن، همون شب خودت توی همین خونه خودمون، همون سفرهای که برا شام میخوای بندازی رو با دو تا دونه شمع رمانتیک کن، یه مراسم یادبودی با هم برگزار میکنیم و یاد و خاطره 14 سال پیش رو گرامی میداریم و تمام.
راستی، نری شمع بخریها، از تولد پروانه دو تا مونده، همونا رو بذار.»
مکاتبات خانواده اقبالی را از این لینک بخوانید
نویسنده: نرجس پرویز و مهدی منصوری
ایرانیها چه دغدغههایی دارند؟
اینجا را ببینید
