با رژیم و تناسب اندام باری را از دوش همسران خود بردارید
به گزارش گلونی ستونی که پیش روی شماست حاصل جمعآوری مکاتبات یومیه خانواده اقبالی از روی در یخچال است.
«سلام عشقولی
دیشب داشتم برات تعریف میکردم که خوابت برد، دیروز توی مهمونی شیما و روژین و نسترن گفتن که من خیلی غذا میخورم، چاق شدهام؛ منم دارم میرم امروز باشگاه ثبت نام کنم.»
رژیم و تناسب اندام
«سلام باربیِ من
صد دفعه بهت گفتم این سه تا خواهر به تو حسودی میکنن، خصوصا اون روژین، اون خودش اقلا سی کیلو خلافی داره، اصلا صلاحیت نداره با کسی راجع به اضافه وزن صحبت کنه، ولشون کن بابا.
الان بخوای بری باشگاه، با این همه سختی، بعدشم پوریا و پروانه رو بخوای بذاری پیشِ مامانِ من، اون هم هی شیرینی شکلات و پفک به خوردشون میده بعد دو روز دیگه میخوای بچهها رو هم بفرستی باشگاه، اصلا چه کاریه؟
شما فقط یه کم توپُری هزار ماشاالله، منم صد بار بهت گفتم زن باید یه طور باشه که آدم وقتی ویشگون (همان نیشگون خودمان) میگیرتش لااقل یه تیکه گوشت بیاد توی دست آدم نه فقط پوست و استخون.
نه پس اون شیما خودش خوبه، اون بخواد اسنپ بگیره باید قبلش اعلام کنه که شکستنیه. هیچ رانندهای اصلا گردن نمیگیره همچین مسافری رو، میگم اینا همه از حسادته، اصلا بد به دلت راه نده.
فقط هر چی میتونی کمتر بخور، من با این بخش از حرفشون خیلی موافقم، به هر حال هر آدم حسودی هم میتونه خیرخواهِ دیگران باشه، شما تا میتونی کم بخور قربونت برم، خصوصا پاستیل و نوتلا و میلکشِیک و چیپس و پفک و سس مایونز و پنیر گودا و چدار و موزارلا و گوشت و دل و قلوه و کمپوت آناناس و پیتزا و سیب زمینی سرخ کرده و اینا، من برای سلامتیِ خودت میگم خدا شاهده.
هر موقع خونه گرسنهات شد یه کفه دست نون بربری و پنیر سفید، یه دونه نون لواش با یه ذره ماست، به جان خودم این جوری هم خودت چند کیلو سبک میشی هم چندین کیلو بار از دوش من برمیداری، قربانت، بوس.»
مکاتبات خانواده اقبالی را از این لینک بخوانید
پایان پیام
نویسنده: نرجس پرویز و مهدی منصوری
ایرانیها چه دغدغههایی دارند؟
اینجا را ببینید
