معجزه آشپزی در 10 جلسه
به گزارش گلونی ستونی که پیش روی شماست حاصل جمعآوری مکاتبات یومیه خانواده اقبالی از روی در یخچال است.
«سلام عزیزم
یادته بهت گفتم اختر، دختر شوکت خانم، داره میره کلاس آشپزی؟ الان برای خودش اُستادی شده، کلاس گذاشته همین بغل، همه همسایهها اسمشون رو نوشتهاند، مفت میگه، ده جلسه جلسهای 500 تومن، منم برم؟»
«سلام به کدبانوی خانه
عزیزم، شما اگه اون دو سال اول زندگیمون رو ندید بگیریم اقلا ده سال سابقه آشپزیِ حرفهای داری ولی باز آخرش یه چیزایی رو یاد نگرفتی حالا این اختر جادوگره که بخواد توی ده جلسه برات معجزه بکنه؟
یعنی، چیزه، منظورم اینه که مگه شوکت خانم زنِ اکبر آقا رو نمیگی؟
خب دخترشون اَختر مگه همین یکی دو سال پیش نبود که تازه دیپلم گرفت و رفت کلاس آشپزی، الان بعد از دو سال شده استاد؟
اونوقت شما و بقیه خانمهای همسایه که میانگینِ سابقه آشپزی تون نفری 30 ساله میخواهید برید از این جقله بچه یاد بگیرید؟
اصلا اُفت داره عزیز من، این کلاسها هم همهاش کلَکِ پوله، همین پسرِ هست، پدرام، دو روزه که زبان یاد گرفته الان تراکت پخش کرده توی محل «آموزش زبان با لهجه اَمریکَن و بریتیش، معلمِ نِیتیو (Native، یعنی فردِ بومیِ یک منطقه)» این خیلی زور بزنه بتونه حرف که میزنه ردّ لهجه شهرشون رو توی صحبتش گم کنه، حالا برای من «نِیتیو» شده.
به هر حال علف باید به دهنِ بزی شیرین بیاد که منم هر شب غذاهای شما رو میخورم که تموم شه، تَقّی به توقّی میخوره هم که غذای بیرون میگیریم، کلاس رو دیگه بیخیال شو جونِ من، راستی برام پیامک کن امشب غذا چی داریم یه چی بگیرم کنارش بخوریم بره پایین. بوس، بای»
مکاتبات خانواده اقبالی را از این لینک بخوانید
پایان پیام
نویسنده: نرجس پرویز و مهدی منصوری
ایرانیها چه دغدغههایی دارند؟
اینجا را ببینید
