ماجرای گرشاسب پهلوان: از خدمت به اورمزد تا بی احترامی به آتش
به گزارش گلونی قدمت شخصیت گرشاسب را میتوانیم تا سالهایی که هنوز هندوایرانیان از یکدیگر جدا نشده بودند، عقب ببریم.
بعد از جدا شدن این دو فرهنگ شخصیت گرشاسب به مرور رنگ و بوی زرتشتی گرفته و وارد اسطورهها و روایتهای دینی زرتشتی شده است. در این یادداشت قصد داریم به ماجرای گرشاسب بپردازیم.
گرشاسب را پسر ثریته دانستهاند. ثریته مردی از از خاندان سام و سومین فردی بود که گیاه هوم را فشرد (طبق آیین مزدیسنا (دین زرتشتی) آن کس که گیاه هوم را براساس آیین بفشارد، پاداش داده خواهد شد.) و به پاداش کار نیک خود صاحب دو پسر به نامهای گرشاسب و اورواخشیه شد.
گویا از نظر زمانی گرشاسب قبل از زرتشت پیامبر و پس از فریدون میزیسته است و جالب است بدانیم، در داستان ضحاک و فریدون، فریدون تنها ضحاک را در دماوند به بند کشید و او را نکشت.
بنابر افسانهها این گرشاسب است که ماردوش را خواهد کشت. چراکه براساس همین افسانهها گرشاسب بیمرگ است.
اما به بیراهه رفتیم اگر گمان کنیم گرشاسب همیشه مورد توجه و حمایت اورمزد بوده است.
ماجرای گرشاسب پهلوان
او با اینکه کارهای نیک زیادی از جمله کشتن اژدهای شاخدا و کشتن دیواژدهایی به نام گَندَرو زرین را با دلاوری تمام به انجام رساند اما در کابلستان بود که فریب یک پری را خورد و به آتش بیاحترامی کرد.
بیاحترامی او ایزد آذر و اردیبهشت امشاسپند را آزرد و گرشاسب با این که بیمرگ بود، زمانی که در زابلستان تیری به او اصابت کرد، بیهوش شد.
براساس یک متن پهلوی، روزی زرتشت در جهان مینوی در درگاه اورمزد با او همپرسگی (در اصطلاح گفتوگوی زرتشت و اهورامزدا را همپرسگی میگویند.) میکرد که اورمزد از زرتشت پرسید: «در نظر تو از دوران کیومرث تا به الان روان چه کسی نیکنامتر است؟» زرتشت در جواب اورمزد نام گرشاسب را به زبان میآورد.
اورمزد متعجب به زرتشت میگوید: «آیا از اعمال او خبر داری؟» و اعمال و روان گرشاسب را به پیغامبر نشان میدهد.
گرشاسب از زرتشت طلب شفاعت میکند و زرتشت به خواسته گرشاسب عمل کرده، نزد خداوند متعال شفاعت این قهرمان نامی را میکند.
اورمزد نمیپذیرد و گرشاسب شروع به برشمردن کارهای نیک خود میکند اما هربار اورمزد به او یادآوری میکند که او نسبت به آتش مغرور بوده و اردیبهشت امشاسپند را آزرده است.
تا اینکه زرتشت بر پیشگاه اردیبهشت نماز میبرد و نزد او شفاعت گرشاسب را میکند. اردیبهشت هم عظمت آتش را یادآور شده، شفاعت زرتشت را میپذیرد و گرشاسب به سبب این پادرمیانی روانه بهشت برین میشود تا روزی که ضحاک در دماوند بندهای خود را باز کند و دوباره به جهان آسیب برساند.
آن موقع است که امشاسپندان بر سر پیکر بیهوش گرشاسب در جهان خاکی رفته، او را بیدار میکنند و به جنگ با ماردوش میفرستند.
معرفی کمالگان؛ دیوهایی که در تضاد با امشاسپندان قرار می گیرند، کداماند؟
پایان پیام
نویسنده: کیمیا قنبری
