از جنگ روسیه و ژاپن در ۱۹۰۴ چه می‌دانیم؟

از جنگ روسیه و ژاپن در ۱۹۰۴ چه می‌دانیم؟

از جنگ روسیه و ژاپن در ۱۹۰۴ چه می‌دانیم؟

به گزارش گلونی در فوریه سال ۱۹۰۴ ژاپنی‌‌ها جنگ با روس‌ها را آغاز کردند.

حال آنکه پیش از شروع جنگ این روس‌ها بودند که برای آن مقدمه چینی کرده بودند.

پیروزی ژاپن در این جنگ می‌توانست آن را به قدرتمند‌ترین حکومت آسیای دور تبدیل کند و شکستش خطر انقلاب قریب‌الوقوع را روسیه دور می‌کرد.

برای ریشه‌یابی جنگ باید برگردیم به سال ۱۹۰۰ میلادی که روسیه به بهانه سرکوب بوکسرها منچوری چین را اشغال و با پیشنهادهای فرانسه، تزار روس، نیکلای دوم، به چین متعهد شد، تا در ۳ مرحله منچوری را تخلیه کند که البته به پیمان خود وفادار نبود.

در این زمان، ژاپن نیز راضی به حضور نیروهای روسی در چین نبود. با تشویق انگلستان و آمریکا به آن دولت اعتراض کرد و از آنجایی که مایل به جنگ نبود، پیشنهاداتی ویژه به روسیه ارائه داد؛ در این پیشنهادها کره به ژاپن و منچوری به روسیه تعلق می‌گرفت.

در نهایت اما مذاکرات دو کشورِ روسیه و ژاپن به نتیجه‌‌ای نرسید و دو طرف قشون جنگی خود را آماده کردند.

در پنجم فوریه سال ۱۹۰۴ ژاپن با روسیه قطع ارتباط کرد و بدون اعلان جنگ در شب‌های ۸ و ۹ فوریه ۷ فروند از کشتی‌های روسیه را در بندر پورت آرتور بمباران و دریاسالار ژاپنی توانست ناو روسیه را غرق کرده و پایگاه روس‌ها در منطقه را در هم بشکند.

در این بین محرک اصلی جنگ سیاست خارجی غلط روسیه بود. سیاستی که در دست عده کوچکی از درباری‌های بی‌کفایت، به رهبری آلکساندر بزوبرازوف بود و این جنگ را «یک جنگ پیروزمندانه برای پیشگیری از انقلاب» می‌دانست.

زمانی که جنگ با حمله ژاپن به ناوگان روسیه آغاز شد، تزار، وزرا و مشاورانش پیروزی را مسلم می‌دانستند.

به طوری که وزیر جنگ، پوتکین، ادعا می‌کرد در ازای هر ۳ سرباز ژاپنی فقط ۲ سرباز روس نیاز است و رو‌س‌‌ها بر آسیایی‌ها برتری دارند.

در مجموع امپراتوری تزار روسیه با چنین حرف‌ها و شعارهایی و با کمک سیستم تبلیغاتی خود سعی داشت تا روحیه میهن‌پرستانه و حتی نژادپرستانه‌ای بر جامعه مسلط کند.

با تمام این‌ها اوضاع ارتش روسیه در همان روز اول جنگ به شدت وخیم شد. زیرا هدایت جنگ با فاصله ۷ هزار کیلومتری، آن هم فقط از طریق یک خط آهن که با سختی می‌شد، از آن محافظت کرد، ممکن نبود.

در همین حال، ژاپنی‌ها قبل از این که ژنرال روسیه بتواند، قشونش را با نیروهایی که در منچوری بودند، سازمان‌دهی کند، پورت آرتور طوری را ساقط کردند که لنین درباره آن گفت: «تسلیم پورت آرتور پیش‌‌درآمد تسلیم تزاریسم است.»

کمی بعد جنگ در لیائویانگ در گرفت و ارتش روسیه به شهر موکدن در منچوری عقب‌‌نشینی کرد.

روسیه توانست حمله جدیدی به پورت آرتور آغاز کند. اما شکست خورد و سربازانش در ژانویه ۱۹۰۵ تسلیم شدند.

روسیه دو شکست بزرگ را متحمل شد؛ یکی شکست در موکدن و عقب‌نشینی به سمت شمال و دیگری نابود شدن ناوگان‌اش در روزهای ۲۷ و ۲۸ ماه مه سال ۱۹۰۵.

این ناکامی‌ها، چه در دریا و چه در خشکی، بزرگترین شکست روسیه در طول تاریخ دور و درازش بود.

شکست‌‌های پی‌در‌پی روسیه از ژاپن اوضاع داخلی کشور را بدتر از قبل کرد. به طوری که حتی کارآفرینان ممتاز کشور که به حمایت دولت متکی بودند، به گروه منتقدان پیوستند.

زیرا جنگ و آشفتگی‌‌های اقتصادی به آن‌ها هم صدمات جبران‌ناپذیری وارد کرده بود.

در پایان، در پنجم سپتامبر سال ۱۹۰۵ ژاپن و روسیه به دعوت رزولت، رئیس جمهور آمریکا در اوهایو پیمان آتش‌بس بستند و درحالی صلح کردند که ژاپن پیروز نبرد بود.

بعد از این صلح قراردادی به امضا رسید که بر طبق آن، پورت آرتور و نیمه جنوبی جزیره ساخالین به ژاپن واگذار شد، منچوری تحت نظر چین باقی ‌ماند، کره تحت‌الحمایه ژاپن قرار ‌گرفت و روسیه حق نداشت ادعایی در رابطه با منچوری یا کره داشته باشد.

تمام این اتفاقات در کنار یکدیگر باعث شد، ژاپن نه تنها در جنگ جهانی قدرتمند حضور پیدا کند بلکه تا سه دهه بعد از این قرارداد هم همچنان قدرت برتر آسیا باقی بماند.

فرجام تزارها در روسیه و پایانی بر حکومت پادشاهی

پایان پیام

نویسنده: کیمیا قنبری

اشتراک در
اطلاع از
1 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی

درود. آیا این الکساندر بزابرازوف (مش ق جنگ) همان بزابرازوف مهندس روسی و طراح هواپیما در ۱۹۱۴ است یا خیر؟

به بالا بروید