دندانپزشکی؛ یک تجملات فانتزی
به گزارش گلونی ستونی که پیش روی شماست حاصل جمعآوری مکاتبات یومیه خانواده اقبالی از روی در یخچال است.
دندانپزشکی؛ یک تجملات فانتزی
خانم تینا مثقالیانزاده، مادر خانواده، همسر آقای اقبالی برای همسرش یادداشت نوشت:
«سلام عزیزم…
دو روزه دندوندرد امونم رو بریده، امروز دکتر عصبزاده بهم وقت داده، گوش به زنگ باش برای پول دکتر!»
و آقا قادر اقبالی، مرد خونه پاسخ داد:
«سلام به همسر صبورم، اسطوره تحمل، مجسمه بردباری، تندیس شکیبایی، الهی من قربونت برم عزیزم، من خیلی شرمندهام، این چند روزه این قدر دیر اومدم خونه اصلا نتونستم درست ببینمت تا چه برسه بخوام بفهمم درد داشتی.
البته پریشب از خواب پریدم دیدم هی وسط خواب چند بار پا شدی رفتی آشپزخونه و برگشتی، گفتم حتما گشنهشه، بعد اومدی هی توی جات تکون خوردی، به خودت پیچ و تاب دادی، گفتم حتما خوابش نمیبره.
بعدش کلافه و تا حدودی عصبی شدی، گفتم حتما… دیگه اینجا چیزی نگفتم چون سریع چشمم هَم اومد و خوابم برد، ولی همه رو فهمیدم قشنگ، خیالت راحت، نگو پس دندوندرد داشتی. خب ببین من رو هم در غم خودت شریک بدون، منم الان چهارتا دندون خراب دارم، اصلا نه فقط من بلکه اکثریت ایرانیها در غم تو شریکیم، چون آمار میگه به طور متوسط هر فرد سی و پنج ساله توی ایران، نُه تا دندون خراب توی دهن مبارکش داره!
دیدی اصلا جای نگرانی نیست همسر عزیزم؟ تا یه دندون درد بگیره آدم بخواد بره پیش دندونپزشک که سوسولبازی محسوب میشه، نشون به این نشون که بیمهها همیشه از زیر چند تا چیز طفره میرن، یکی جراحیهای زیبایی، دومی هزینههای دندونپزشکی، این یعنی چی؟ یعنی اصلا چیز مهمی نیست دیگه، جزو تجملاته.
بعدشم شما الان دکتر میخوای بری به عواقبش فکر کردی اصلا؟ یادت نیست این دکتر عصبزاده پارسال دندون منو پر کرد؟
به دو ماه نکشیده ریخت، وقتی بهش گفتم اینی که پر کردی ریخت، برگشت گفت اوا بهت نگفتم؟
باید دندون پرکرده رو «روکش» هم میکردی که نریزه! من مطمئنم اگه روکش هم پیشش میکردم باز میریخت، اونوقت هم لابُد برام بهونه میآورد که باید بتنآرمهاش میکردی!
شما الان خیلی راحت قرار ویزیتت رو کنسل کن، من امشب که دارم میام برات یه بسته دیکلوفناک و یه بسته ایبوپروفن میخرم، اِستعمال کن، دیگه محتاج دکتر هم نمیشی، آخه تا وقتی آقای دکتر استامینوفن مطب شبانه روزی دارند مگه بیکاره آدم پا شه بره پیش دکتر؟»
مکاتبات خانواده اقبالی را از این لینک بخوانید
پایان پیام
نویسنده: نرجس پرویز و مهدی منصوری
