نامه طبقه بندی شده، فوق محرمانه
به گزارش گلونی ستونی که پیش روی شماست حاصل جمعآوری مکاتبات یومیه خانواده اقبالی از روی در یخچال است.
نامه طبقه بندی شده، فوق محرمانه
این بار آقا قادر، صبح خروسخوون، پیش از رفتن به سر کار، وقتی تمام خانواده در خواب ناز بودند برای همسرش یک یادداشت مخفی نوشت و چون یادداشت محرمانه بود، به جای روی در یخچال، داخل کیف لوازم آرایش همسرش گذاشت، در این نامه اینگونه نوشته بود:
«سلام تینا جان، سلام ای جانِ جانان، سلام حضرت همسر، سلام عزیز دلم، سلام همه کس و کارم، امیدوارم حالت خوب و خوش باشه…
همه شاهدن من همیشه و همه جا گفتهام تینا زن رویاهای منه، تینا محشره، تینا از همه سره، تینا حرف نداره، تینا فوقالعاده است، تینا بامرامه، تینا دستودلبازه، تینا سخاوتمنده، تینا بخشنده است، تینا اصلا گوله محبته، تینا همه چی تمومه…
همسر گلم، قربونت برم و برگردم، غرض از مزاحمت اون هم با این همه اطاله اینه که حضرتعالی که یک خانم دوراندیش و فردانِگَر بوده و هستید، یه پنج تومن از پولی که حتما توی حساب مبارک شخصیتون موجود دارید میتونید به من قرض بدید؟
البته سوءتفاهم نشه ها، بنده نه چرتکه حساب شما رو میندازم و نه هیچگونه چشم داشت طمعکارانه به پولی که با خون دل پسانداز میکنید دارم، ولی خب با اینکه حقوقمون رو پریروز ریختن، خرجهای این ماه طوری شد که الان مجبور شدهام از کسی پول قرض کنم و گفتم خب چرا رو بزنم به غریبه تا وقتی عشقم، عزیزم، آشناترین کَسم میتونه کمکم کنه؟
این شد که مزاحم شما شدم، ببین فقط تا سر برج ها! ایشالا حقوق ماه بعد رو که بریزن یک راست سُرش میدم داخل حساب شما، پیشاپیش ممنون که روی من رو زمین نمیدازی، قربانت»
تینا خانم هم در جواب نوشت:
«علیک سلام آقا، ماشاالله این جور موقعها خوب حواس جمع میشیها، بزنم به تخته، چشم نخوری، فقط نمیدونم چرا اون پنجاه میلیون طلایی که برای پول پیش خونه فروختم رو یادت رفته پس بدی!
عیب نداره، اینم روش، شمارت کارتت رو یادت رفت برام بنویسی!»
مکاتبات خانواده اقبالی را از این لینک بخوانید
پایان پیام
نویسنده: نرجس پرویز و مهدی منصوری
