ربنا شجریان شاهکاری غیر زمینی
به گزارش گلونی چند سالی است که گوشهای ما از شنیدن آوایی محروم مانده که برای همیشه جاودانه است. آوایی که هنگام طنینانداز شدن در خانهها، جادویی را خلق میکرد. محمدرضا شجریان با قدرت و تسلطی کمنظیر، عبارت ربنا را پیش از اللهاکبر اذان ادا میکرد و اثری را به یادگار گذاشت که در حافظه فرهنگی ایران جاودان شد.
اثری ماندگار در موسیقی ایران
ربنا یکی از آثار برجسته و ماندگار شجریان است که در دستگاه سهگاه ساخته شده و به نمادی از ماه رمضان تبدیل شده بود. این اثر که در تیرماه 1358 ضبط شد، شامل چهار دعاست که همگی با عبارت ربنا آغاز میشوند و آیات قرآن را در قالبی روحنواز ارائه میدهند.
من محمدرضا شجریان، فرزند ایرانم. صدای من جزئی از فرهنگ کهن ایران است.
محمدرضا شجریان در یکی از مصاحبههای خود گفته بود: «من محمدرضا شجریان، فرزند ایرانم. صدای من جزئی از فرهنگ کهن ایران است.» شاید همین باور عمیق او به ارتباط موسیقیاش با فرهنگ ملی بود که باعث شد ربنا در 19 اردیبهشت 1396 در فهرست آثار معنوی (ناملموس) ایران ثبت شود.
راغب مصطفی غلوش، قاری نامدار مصری، پس از شنیدن ربنا در سفرش به ایران، از آن الگوبرداری کرد و تلاشی برای اجرای مشابه آن انجام داد، اما بعدها اذعان کرد که خواندن ربنای شجریان کار هر کسی نیست. شاید همین تحسینهای جهانی و دشواری اجرا اثر ماندگار شجریان را تبدیل به حسرتی ماندگار کرد.
حسرتی که ماندگار شد
پیش از ربنا، مردم به شنیدن مناجاتهای استاد جواد ذبیحی انس گرفته بودند، اما شجریان با افزودن دو آیه از قرآن، اثری جدید خلق کرد که هم حال و هوای مناجاتهای گذشته را حفظ میکرد و هم نوعی نوآوری در موسیقی مذهبی به شمار میرفت. این اثر از دهه 60 تا مدتها بدون مشکل از صداوسیما پخش میشد، اما بعدها کنار گذاشته شد. تصمیمی که برخلاف میل شجریان بود. ماجرا از آنجا آغاز شد که او در نامهای به رئیس وقت صداوسیما، در اعتراض به پخش برخی موسیقیهای خاص، خواستار توقف پخش آثارش از رادیو و تلویزیون شد. اما در این درخواست، یک استثنا مهم وجود داشت: تمام آثار او بهجز ربنا. شجریان معتقد بود که ربنا متعلق به مردم ایران است، اما سالهاست که این اثر ارزشمند از پخش رسمی محروم مانده است.
پخش نشدن ربنا با واکنشهای مختلفی در طول سالها مواجه شد. برخی از چهرههای موسیقی و فرهنگی، ربنای شجریان را اثری جاودانه میپنداشتند.
هوشنگ ابتهاج نیز معتقد بود که ربنا شجریان شاهکاری غیر زمینی است. ابتهاج میگفت: هیچکس، حتی خود شجریان هم نمیتواند اینطور بخواند. بسیاری از چهرههای فرهنگی و هنری نیز اجرای ربنا را تحسین کرده و آن را اثری یگانه و بیبدیل دانستهاند و بر یک باور معتقداند که ربنا تنها یک اثر هنری نیست، بلکه آوایی است که از دل مردم و فرهنگ ایران برخاسته است و بخش جدانشدنی از هویت فرهنگی این مرزوبوم محسوب میشد.
بخشی از هویت فرهنگی ایران
در نهایت باید بگویم با وجود تمام حواشی، بسیاری از اهالی هنر و مردم بر این باورند که ربنا نهتنها یک اثر موسیقایی، بلکه پیوندی عمیق میان هنر و تاریخ معاصر ایران است. این اثر، همچنان در قلب مردم زنده است و بخشی انکار ناپذیر از لحظات افطار سفرههای مردم در ماه رمضان محسوب میشود، حتی اگر دیگر از رسانههای رسمی پخش نشود.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
در گلونی بیشتر بخوانید: معرفی سه تن از نمایشنامه نویسان افغانستان
