برای کودک؛ آنکه زود بزرگ شد
برای کودک؛ آنکه زود بزرگ شد نوشتم. برای بچهای که هنوز یک گوشهای از وجود ما نشسته و احتمالاً دلش یک روز معمولی میخواهد.
برای کودک؛ آنکه زود بزرگ شد نوشتم. برای بچهای که هنوز یک گوشهای از وجود ما نشسته و احتمالاً دلش یک روز معمولی میخواهد.
جهانیان و به ایرانیان لااقل میگویم شاهنامه را بخوانید؛ برای اینکه به نظرم بزرگترین کتاب سیاسی است که در این مملکت نوشته شده.
جرج واشنگتن، همان چهرهای که هر روز از روی اسکناس به ما پوزخند میزند، ظاهراً خیلی بهتر از ما میداند که زندگی چقدر گران شده است.
رنجش، همیشه آنقدر بزرگ نیست که بتوان نامش را بر زبان آورد. گاهی شبیه سنگی کوچک است که هر روز در کفش میماند
انتقاد کردن؟ من تحمل نقد ندارم. این را نه با افتخار میگویم، نه برای شوخی. واقعاً مدتی است به این فکر میکنم که ما چقدر کمتحمل شدهایم.
ما وارثان تروماهای جمعی هستیم؛ چیزهایی که انتخابشان نکردهایم، اما سهمشان به ما رسیده است.
صلح چه واژه غریبی؛ البته میتوان آن را روی کاغذ نوشت؛ اگر آدمها، میان این همه جنگ، هنوز یادشان مانده باشد که صلحی هم وجود دارد.
انرژی زنانه؟ یادمان نرود سال ۱۴۰۵ است؛ نه دهه ۳۰ شمسی.