پرویز شاپور و کاریکلماتور یک ایجاز تلخ

پرویز شاپور و کاریکلماتور یک ایجاز تلخ

پرویز شاپور و کاریکلماتور یک ایجاز تلخ

به گزارش گلونی در 21 خرداد سال 1346 بود که برای اولین بار واژه ناآشنا‌ی کاریکلماتور به گوش‌ها می‌خورد و در مجله خوشه استفاده شد. احمد شاملو که سردبیر مجله بود در مورد این واژه این‌گونه نوشت: کاریکلماتور و یا فی‌الواقع چند کاریکاتور علمی، ادبی، سیاسی و خبری با کلمات است.

پرویز شاپور کسی بود که از این واژه که شاملو معتقد بود (یک چیزی خودمان سرهم کردیم و دیگر بین مردم جا افتاد)، به‌خوبی می‌توانست استفاده کند. او با استفاده از کاریکلماتور نثرهای طنزآمیز می‌نوشت و هدف او انتقاد به صورت طنز بود تا خواننده هنگامی که نثر را می‌خواند، علاوه بر خنده سوال‌های تلخی نیز در ذهن‌اش رژه می‌رفت.

پرویز شاپور و فروغ فرخزاد

می‌گویند پرویز شاپور پدر کاریکلماتور است. او در پنجم اسفند 1303 در شهر قم به دنیا آمد و برای تحصیل راهی تهران شد و در دانشگاه تهران مدرک لیسانس اقتصاد را دریافت کرد. 16 ساله بود که روزگار فروغ فرخزاد را سر راه او قرار داد و در آن سن کم در سال 1329 با فروغ ازدواج کرد. زندگی مشترک شاپور با فرخزاد عمری 14 ساله داشت زیرا آن‌ها در سال 1343 از یک دیگر جدا شدند. پرویز بعد از جدایی از فروغ دیگر ازدواج نکرد و تا آخرین روزهای عمرش همراه با کامیار که ثمره زندگی با فروغ بود و خسرو برادرش زندگی کرد.

پرویز شاپور در 15 مرداد سال 1378 زمانی که دنیای نثر بیشتر از همیشه به او نیاز داشت دنیا را ترک کرد و در خانه ابدی خود آرام گرفت.

 

شاید برایتان سوال ایجاد شده باشد که کاریکلماتور چیست؟ بنده خلاصه‌ای از این واژه را برایتان شرح داده‌ام:

خلاصه ویژگی‌های کاریکلماتور

کاریکلماتور جملاتی کوتاه، پرمحتوا و طنزآمیز است که گاه به شعر و ضرب‌المثل نزدیک می‌شود. این نوع نثر ویژگی‌های زیر را دارد:
1. کوتاهی و ایجاز:
با کمترین کلمات، بیشترین معنا را منتقل می‌کند.
شامل دو نوع ایجاز: ایجاز حذف (حذف فعل یا بخشی از جمله) و ایجاز قصر (کوتاه کردن جمله بدون حذف ارکان اصلی).
2. سادگی و روشنی بیان:
جملات ساده، روان و قابل‌فهم هستند.
مخاطب بدون پیچیدگی مفاهیم طنزآمیز را درک می‌کند.
3. نزدیکی به زبان محاوره:
از اصطلاحات عامیانه و زبان روزمره استفاده می‌شود.
باعث ارتباط بهتر با خواننده و ایجاد صمیمیت می‌گردد.
4. چینش هوشمندانه واژگان:
انتخاب دقیق کلمات برای ایجاد بیشترین تأثیر معنایی و عاطفی.
استفاده از تضادها، تناقض‌ها و چندمعنایی در جمله.
5. بازی‌های زبانی-بیانی:
به‌کارگیری آرایه‌هایی مانند جناس، ایهام، کنایه و تضاد برای افزایش جذابیت و چندمعنایی.
6. بیان اغراق‌آمیز:
استفاده از بزرگ‌نمایی و کوچک‌نمایی برای ایجاد طنز و نقد.
اغراق در مقیاس‌ها مانند مرگ و زندگی، امید و ناامیدی.
7. هنجارگریزی و آشنایی‌زدایی:
تغییر قواعد معمول زبانی برای ایجاد تازگی و برجسته‌سازی مفهوم.
غافل‌گیری مخاطب با بیان خلاف‌آمد.
کاریکلماتور با این ویژگی‌ها به طنزی موجز، هوشمندانه و قابل‌تأمل تبدیل می‌شود که در عین سادگی، مخاطب را به تفکر وادار می‌کند.
پرویز شاپور به خوبی می‌دانست
پرویز شاپور به خوبی می‌دانست از کاریکلماتور به‌طور احسنت استفاده کند، در جایی نوشت: (هیچ جنایت‌کاری به اندازه قلب با خون سر و کار ندارد.)

دنیای شاپور، دنیای شگفتی و سادگی

عمران صالحی شاعر، نویسنده و طنز پرداز در مورد پرویز شاپور این‌گونه می‌نویسد:
در سرزمین کلمات، جایی میان خیال و واقعیت، پرویز شاپور شهری ساخته است که قوانینش را خودش می‌نویسد، خیابان‌هایش را با خطی ساده اما عمیق طراحی می‌کند، در کوچه‌هایش طنزی موجز و بی‌رحم جریان دارد. این شهر نه شبیه تهران است، نه شبیه هیچ شهر دیگری که دیده‌ایم. شهری است که در آن خورشید از شرق طلوع نمی‌کند، بلکه از لبخند آدم‌ها سر می‌زند.
شاپور با کلمات نقاشی می‌کشد، با خطوط حرف می‌زند و با سکوت فریاد می‌زند. او استاد ایجاز است، می‌داند که هر کلمه اضافی، بار اضافه‌ای است بر دوش معنا. برای همین است که کلماتش مثل قطره‌های باران، شفاف و زلالند، نه مثل سیلابی که بی‌هدف جاری شود.
وقتی به دنیای شاپور قدم می‌گذاری، حس می‌کنی کودک شده‌ای. مثل بچه‌ای که در یک جشن عجیب، شگفتی را مزه‌مزه می‌کند. گاهی می‌خندی، گاهی متعجب می‌شوی، گاهی فکر می‌کنی که آیا این جمله، طنز است یا حقیقتی تلخ در لباسی رنگارنگ؟
شاپور در میان ماست، اما انگار از دنیایی دیگر آمده. وقتی وارد مجلسی می‌شود، خداحافظی می‌کند و هنگام رفتن، سلام می‌دهد. او قواعد را نمی‌شکند، بلکه از نو می‌نویسد. جهانش جهانی است که در آن، منطق و خیال دست در دست هم دارند و واژه‌ها همان‌قدر که می‌خندانند، به فکر وامی‌دارند.
کاریکلماتور، دنیایی است که شاپور خلق کرده؛ دنیایی ساده، اما عمیق. دنیایی که در آن، یک خط اضافه به‌جای آنکه مصرف شود، برای خلق تصویری تازه کنار گذاشته می‌شود. شاید برای همین است که وقتی از دنیای او خارج می‌شوی، دنیا را کمی متفاوت‌تر می‌بینی، کمی ساده‌تر، کمی زیباتر، کمی شاپوری‌تر.

آنچه خواندید ادای دینی به پرویز شاپور که نام او در پس سایه شوم فراموشی از یاد مردم رفته است بود. شاپور کسی بود که هشت کتاب کاریکلماتور از خود به یادگار گذاشت و به قول مادرش: (این کاریکلماتور است که اسم شاپور را به ادبیات مدرن ایران سنجاق کرده است.)

پایان پیام

نویسنده: زهره درگاهی

بیشتر بخوانید: افسانه شاماران چه می‌گوید؟

کاریکلماتور چیست و پرویز شاپور که بود

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید