چگونه از خطر کوهستان در امان باشیم
در ره منزل لیلی که خطرها است در او
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
چند ماه تمرین کردهای؛ سختی کشیدهای و نفس نفس زدهای، از وقت مفیدت (از عمرت) زدهای، از کار برای خانواده کم گذاشتهای، نصیحت و نکوهشت کردهاند، هزینه کردهای و پوشاک و وسایل مناسب را (تا جایی که شرایط میگذارد) خریدهای و برنامه ریختهای که سر و ته دو تعطیلی را با گرفتن دو سه روز مرخصی از رییس عبوست به هم وصل کنی تا بتوانی به دیدار عشقت… آن کوه سربلندِ سرکشِ ناآرام بروی. دو روز پیش از برنامه میبینی که هواشناسی و «عاقلان» میگویند قرار است هوا خراب شود و نباید به کوه رفت!
هوای «خراب»؟! همان زلفآشفتگی طبیعتِ کوهستانی که من کسب جمعیت از آن میکنم؟! یعنی بارش باران که دل در گروِ آن دارم؟! یعنی نواختن باد بر سر و صورتم که بهخاطر کوچک بودن من در برابر معشوق سترگم، تازیانهوار مینماید؟! یعنی فرو رفتن پاهایم در برف چنان که در عشق فرو میرود؟ اینها که عشقاند! فرصت کم است و معلوم نیست که باز بتوانی برنامه بریزی و این صعود را اجرا کنی؛ پس کوله را برمیداری و به کوه میزنی. با خود میگویی اگر کار را به انجام برسانم، سالها در نشئه دستوپنجه نرم کردن با آن شرایطِ سخت حال خواهم کرد، نکوهشگران احساس غبن خواهند کرد و دوستان برایم هورا خواهند کشید!
فلسفه کوهنوردی در شرایط سخت و در زمستان، بسیار ساده است: فراتر رفتن از روزمرگیِ کسالتبار و شکستن مرزهای ناتوانیِ خویش. اما توضیح منطقی این فلسفه برای دیگران سخت است. زیرا توجیه احساسات با ذکر دلایل کموبیش ناممکن است؛ حس تن سپردن به مهر تندخوی طبیعت را نمیتوان به استدلالیان منتقل کرد. حس آزاد بودن از دغدغههای معیشتیِ هرروزه و لذت متمرکز بودن همه حواس روی چیره شدن بر باد و سرما را نمیشود در میان کسانی که غرق در منطق بازار و گذران زندگی آراماند همرسانی کرد.
سخن سادهانگارانه و توضیح واضحات است که «ما برای مردن به کوه نمیرویم» اما ما برای خفه شدن در غوغای شهر و سپری کردن روزهای یکنواخت و تسلیم شدن به شرایط موجود هم پا به جهان نگذاشتهایم. به همین دلیل، کوله برمیداریم و گاه در سختترین شرایط به کوه میزنیم تا در قمار زندگی بخت خود را بیازماییم!
چگونه از خطر کوهستان در امان باشیم
آسیبشناسی برنامههای کوهنوردی و بررسی انتقادی حادثهها فقط به این کار میآید که به کسانی که نمیدانند، یادآور شویم کوهستان و کوهنوردیِ جدی خطرها در بر دارد. یاد بگیریم به آنان که آگاهانه خطر میکنند، احترام بگذاریم… .
اما اگر طرفدار کوهنوردی ایمن، و نه رکورد زدن و گذر از مرزها در این فعالیت هستیم، بد نیست که چند نکته را در نظر داشته باشیم. چگونه از خطر کوهستان در امان باشیم:
● حد تواناییهای خود را بشناسید و همیشه در محدوده پایینتر از این حد فعالیت کنید.
● تشخیص توانایی خودتان را به یک آدم بدبین واگذار کنید.
● حد توانایی خود را با شرکت در دورههای آموزشی بالا ببرید، اما نه به اندازهای که مغرور شوید و در فضای غرورزده، خود را مکلف بدانید که در برابر دیگرانی که احیانا شما را «استاد» خطاب میکنند، عرض اندام کنید.
● هرگز مپندارید که چون از مدتی پیش برای این آخرِ هفته یا فلان دو روز تعطیلی برنامه چیدهاید، حتما باید برنامه خود را اجرا کنید.
● در هر لحظه که در کوهستان هستید، خانواده و دوستان عزیزتان را در نظر آورید و تجسم کنید که اگر سالم به خانه برنگردید، چه بر سر آنان خواهد آمد.
● همه دستورعملهای [کسلکننده] «ایمنی در کوهستان» را رعایت کنید.
● پیشبینیهای هواشناسی را پیش از رفتن به کوه دریافت کنید و اگر گفته شده که چند لکه ابر یا باد با سرعت بیش از ده کیلومتر در ساعت یا دمای پایینتر از پنج درجه در پیش است، به کوه نروید.
● برای احتیاط، هوا را کمی خرابتر از آنچه هواشناسیها میگویند، فرض کنید.
● هرگز در زمستان کوهنوردی و کوهگردی نکنید، مگر در پیستهای تیوبسواری.
● هیچگاه به فکر گشودن مسیرهای نو و دشوار نباشید.
● برای رفتن به پای کوه، سوار خودروی مطمئن و دارای گواهی معاینه فنی که راننده متبحر و محتاط دارد شوید.
● اگر خودتان رانندگی میکنید، یک روز پیش از برنامه، خودرو را از هر نظر چک کنید، با «سرعت مطمئنه» برانید، از سمت راست حرکت کنید، و سرِ پیچها سبقت نگیرید.
● و … خلاصه این که کوهنوردیِ جدی نکنید!
نویسنده: عباس محمدی مدیر گروه دیدهبان کوهستان
پایان پیام
بیشتر بخوانید: دو کوهنورد اراکی باید پاسخگو باشند
