نگاهی به مستند بازگشت دوباره ساخته فرهاد ورهرام
بازگشت، اما به کجا؟
به گزارش گلونی مستند «بازگشت دوباره» ساخته فرهاد ورهرام، تماشای آرام و بیواسطه یک تغییر تاریخی است؛ نه یک کوچ، بلکه یک واگذاری تدریجی.
ایل بختیاری که روزگاری با کوه و چادر و دام معنا میشد، حالا در آستانه شهرنشینی است. روایت این مستند، از دل همین گذار آرام اما بنیادین بیرون میآید؛ از جایی میان چادرهای خاموش، اسبهای بیکار و دلهایی که هنوز خاطره راه و رود را به دوش میکشند.
اینجا دیگر صدای سُم اسب و بانگ کوچ نمیآید. روایت از مردمانی است که روزی در دل طبیعت میزیستند، حالا در حاشیه شهرها جا خوش کردهاند و تن به کارهایی میدهند که باب دلشان نیست اما گویی راه دیگری هم ندارند. مستند، تصویرگر روندی است که به آن «تخت قاپو» شدن میگویند: اسکان ایلات، توقف کوچ و تغییر همه آنچیزی که نسلها زیستهاند.
ورهرام، با دوربینی صبور، به دل همین تناقضها میزند. نه با نوستالژی و نه با قضاوت. فقط تماشا میکند و صدای مردمی را ثبت میکند که از گذشتهای میگویند که دور میشود و آیندهای که هنوز شکل نگرفته.
نگاهی به مستند بازگشت دوباره ساخته فرهاد ورهرام
در میان این روایت، نگاهی ظریف و درخشان هم هست به یکی از نخستین مستندهای مردمنگارانه تاریخ ایران: علف (Grass)، ساخته مریان کوپر و ارنست شودزاک در اوایل قرن ۱۴ شمسی. همان فیلم معروف آمریکایی که کوچ ایل بختیاری را برای جهان به تصویر کشید. بازگشت دوباره، بیآنکه مستقیماً نقد کند، بیآنکه ادای دین باشد، گفتوگویی خاموش دارد با آن تصویر قدیمی؛ تصویری که حالا تنها سایهای از آن باقی مانده.
این مستند، در نهایت یک دعوت است: به تماشای چیزی که دارد تمام میشود، پیش از آنکه خاطرهاش هم محو شود. به یادآوری اینکه «پیشرفت» همیشه به معنای حرکت به جلو نیست. گاهی، تنها از چیزی عبور میکنیم بیآنکه بدانیم چه چیز را پشت سر گذاشتهایم.
– پسرک سفیدپوش عکس دوم، پیرمرد عکس سوم است.
پایان پیام
نویسنده: انوشه میرمجلسی
بیشتر بخوانید: فیلم داستان یک راهبه با نگاهی به نظریه های فوکو و گیدنز
