شیر خشک سهمیه ای آن هم برای کودک امروز
به گزارش گلونی، اگر متولد دهه ۶۰ یا ۷۰ خورشیدی باشید، خوب میدانید «سهمیه» یعنی چه. کوپنهایی با رنگهای سبز، نارنجی، کرم و صورتی که نام و تعداد اعضای خانواده روی آنها قید شده بود، هنوز در ذهنمان زندهاند. برای همین هم، مفهوم «شیر خشک سهمیه ای» آن هم در زمان جنگ تحمیلی و سالهای بعد از آن، برای ما کاملاً قابل درک است.
اما هدف من از نوشتن این یادداشت، مرور روزگار تلخ جنگ نیست. قصدم این است که دومین دلمشغولیام را، بهعنوان یک عمه، با شما در میان بگذارم. البته تا اینجای کار فقط صفات نیک از من بهجا مانده، چون هنوز برادرزاده عزیزم زبان به سخن نگشوده و نمیتواند نظری بدهد!
اگر در خانواده یا اطرافتان نوزادی هست، احتمالاً حرفم را بهتر میفهمید. اگر هم نیست، نگران نباشید، بهزودی شما هم به جمع ما خواهید پیوست و درد مشترکمان را لمس خواهید کرد.
شرح دلمشغولی ماجرا برمیگردد به زمانی که پدر و مادر گوشه قلبم از من خواستند چند ساعتی از نوزاد تازهمتولدشدهشان مراقبت کنم. من هم با آغوش باز و لبخند تا بناگوش کشیده، به استقبال مغز بادام شیرین خانواده رفتم.
به قول مرادی کرمانی عزیز، شما که غریبه نیستید، بنده تجربه زیادی در نگهداری نوزاد ندارم، اما چون نمیخواستم این فرصت طلایی را از دست بدهم، شروع کردم به جستوجو و کسب اطلاعات.
در اولین قدم، رفتم سراغ تهیه شیر. از هوش مصنوعی خواستم هرچه لازم است در اختیارم بگذارد. بزرگوار هم مطابق عادت همیشگیاش، بعد از تحویل یک متن بلند بالا، در پایان پرسید: «میخواهید قیمت شیر خشکها را هم برایتان بفرستم؟»
بنده هم که از اوضاع مملکت بیخبر نیستم، سؤال را اینطور مطرح کردم: «شیر خشک سهمیهای چند؟»
هوش مصنوعی هم جواب هوشمندانهای داد: «شیر خشک سهمیهای برای من تعریف نشده است. لطفاً سؤال خود را بهگونهای دیگر مطرح کنید.»
درست خواندید، برایش تعریف نشده! چون مسئولین عزیز ما نهتنها به عقب بازنگشتهاند، بلکه چشماندازهای آینده را هم بسیار روشن چیدهاند! آنقدر اصولی و دقیق برای تغذیه نسل آینده، که یکی از آنها همین برادرزاده من است، برنامهریزی کردهاند که حتی یک نوزاد هم نمیتواند بدون شماره شناسنامهاش شیر خشک سهمیهای دریافت کند!
البته این سهمیهبندی تصمیم بسیار درستی است. چون با یک تیر، دو نشان میزنند: اول، والدین از نوازادی به فرزند خود یاد میدهند که حق هرکس باید درست تقسیم شود و اگر شناسنامه نداری، شیر هم نداری! دوم، پایبندی به سنتهای گذشته کاملا حفظ میشود. یادآوری روزهای تلخ کوپن، صف ایستادن برای خرید اجناس کمکیفیت، حالا برای نسلی که در قرن ۱۴ هجری شمسی زندگی میکند، دوباره زنده شده. فقط فرقش این است که حالا دیگر نمیگوییم «کوپن»، چون مدرن شدهایم و کالاهای ضروریمان را با «کالابرگ» از فروشگاههای منتخب تهیه میکنیم و با یک تصمیم استراتژیک تمام عیار به نوزادان خود میآموزیم که دلیل نمیشود اگر ما سختی کشیدهایم شما دیگر دغدغه تغذیه درست نباشید، همه چیز بهطور مساویی تقسیم میشود حتی مشکلات و شیر خشک سهمیه ای آن هم برای کودک امروز یک تصمیم کاملا درستی است که تیم مدیران گرفتهاند.
برادرزاده عزیزم، حالا مخاطبم تویی. میخواهم بدانی تو با اینکه در سال ۱۴۰۳ به دنیا آمدی، ولی ما مجبور شدیم برای تغذیهات درست مثل چهار دهه قبل برنامهریزی کنیم. گوشه قلبم بدان و آگاه باش که حفظ و نگهداری شیر خشک سهمیه ای تو برای ما از حفظ جانمان هم سختتر بود. اگر زبانم لال، یک شیشه شیر خشک روی زمین میریخت، کل خانواده آن شب خواب به چشم نمیدیدند، چون با شماره شناسنامهات فقط تعداد محدودی شیر خشک میتوانستیم تهیه کنیم.
و بدان، عزیز دلم، ما رنج دوران کشیدهایم تا ایران خانه خوبی برای فرزندانمان شود.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی

بسیارمتن دلنشین و برامده از دل جامعه هستو قسمت تلخ ماجرا اینجاست که اولین نیاز نوزاد به این شکل تامین میشودو ازطرفی تنها بازدن بیلیورد های تبلیغاتی با محتوا های عجیب مسولین محترم میخواهند مشکل کاهش جمعیت رو حل کنن