۲۱ میلیون تن پسماند تصویر زشتی که از خود ساختیم
به گزارش گلونی، طبیعت آینهای تمامقد است که بازتابی از روان و روح ما انسانهاست. هر آنچه در طبیعت میبینیم، صدایی از حال درونی ماست. هر زمان که به دامان طبیعت پناه میبریم، نخستین پیامی که به ما میدهد این است: صبر کن، برای رشد ریشههایت عجله نکن. تو حتی پس از شکستن هم دوباره رشد میکنی و مانند شکوفههای گیلاس جوانه میزنی. تنها کافی است اجازه دهی زمستان وجودت جای خود را به بهاری دوباره دهد.
طبیعت همیشه ما را از خود میداند؛ گویی مادر مهربانی است که با آغوشی باز، فرزندانش را در هر شرایطی میپذیرد. با تمام توان و صبوریاش تلاش میکند به ما بفهماند که پیوند ما با او جداییناپذیر است. حتی اگر فاصله بگیریم، حتی اگر پشت کنیم و دور شویم، باز راهی برای بازگشت پیش پایمان میگذارد. باز هم ما را به خانه نخستینمان دعوت میکند.
طبیعت همیشه مهربان بوده؛ آرام، بخشنده، و صبور. اما ما، ما چگونه پاسخ این مهربانی بیدریغ را دادهایم؟ گویی سر جنگ داریم که پاسخاش را فقط با بیمهری، خشم و طمع، میدهیم که اگر جز این بود، شاهد نابودی جنگلها، خشکی رودها، مرگ جانوران، و هوای آلودهی شهرها و پسماندهای زشت نبودیم. چه قبول داشته باشیم چه نه، ما فرزندان خوبی نیستیم.
۲۱ میلیون تن پسماند ارثیهایی است برای وارثانمان
هر سال، بیش از ۲۱ میلیون تن پسماند در ایران تولید میشود. این عدد خشک و بیاحساس نیست؛ این تکهتکههای فراموشی ما نسبت به مسئولیتمان است.
از این حجم، فقط ۷.۴٪ پردازش میشود. یعنی بیش از ۹۲٪ آن بیتوجه، به حال خود رها میشود، آنهم در کوه، در رود، در دشت، در دل شهر و حومه. آمار جهانیان نشان میده که آنان حداقل ۱۳.۵٪ را پردازش میکنند، اما ما حتی به همین اندازه هم نرسیدهایم.
ما هر روز، ۴۳ هزار تن زباله را در طبیعت رها میکنیم. این یعنی سالانه بیش از ۱۵ میلیون تن زبالهای که طبیعت نه خواسته، نه نیاز داشته، اما باید تنهایی بار مسولیت آن را بر دوش بکشد.
این زبالهها پلاستیکاند، شیشهاند، فلزند، تکههای خودخواهی و پوچ فرهنگ مصرفگرایی ما است که در میان آنها، بیش از ۵۷۰ هزار تن، فقط پلاستیک جا خوش کرده است. پلاستیکی که بهراحتی در باد میرقصد، در آب شناور میشود و راهش را به دل جنگل و دریا باز میکند.
این اعداد، هشدار نیستند؛ آینهاند. آینهای که تصویر ما را نشان میدهد، آنگونه که هستیم، نه آنگونه که دوست داریم باشیم.
خسارتهایی که این خودخواهی بهدنبال دارد، سالانه به ۸۷ هزار میلیارد تومان میرسد. اما این درد که فقط خسارات مالی نیست بلکه زیستن در هوایی آلوده، خوردن از خاکی مسموم، و دیدن چشمهای کودکانی که آیندهشان در میان پسماندها دفن میشود. اینها خسارات اصلی است که با هیچ پولی جبران نمیشود و بیشاز ۲۱ میلیون تن پسماند ارثیهایی است که ما برای وارثانمان میگذاریم.

آینه وجودمان کدر شده است
ما، طبیعت، این آینه روشن وجودمان را به زبالهدانی بدل کردهایم. طبیعتی که دیگر توان ترمیم شاخههای شکستهاش را ندارد، چه برسد به ترمیم ما. زیرا آنچه در طبیعت میبینیم، بازتاب احوال ماست؛ احوالی که اگر به فکر درمانش نباشیم، بوی تعفن آن، نفسهای فرزندانمان را خواهد برید.
طبیعت را دریابیم؛ رد پای ما نباید زبالهها و پسماندهایی باشد که در سایه درختان کهنسال رها شدهاند. اکنون نوبت ماست که برای مادرمان، مادری کنیم و اگر در خلق این ۲۱ میلیون تن پسماند همگی مقصریم، باید خود نیز برای رهایی از آن راه چارهای بیندیشیم؛ چراکه آینده، از دل اکنون زاده میشود.
شاید هنوز هم دیر نشده باشد. شاید اگر بخواهیم، بتوانیم دوباره شنوندهی صدای طبیعت باشیم؛ پیش از آنکه برای همیشه خاموش شود.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
