از تالاب صالحیه تا تهران
به گزارش گلونی تهران، شهری که سالهاست با آلودگی هوا دستوپنجه نرم میکند، این روزها بار دیگر در محاصره گردوغبار قرار گرفته است. ریزگردها، این ذرات معلق ریز و مهاجم، نهتنها دید افقی را کاهش دادهاند، بلکه سلامت میلیونها شهروند را نیز تهدید میکنند. اما منشأ اصلی این ریزگردها کجاست؟ آیا تهران قربانی بحرانهای اقلیمی داخلی است یا فقط چوب سیاستهای منطقهای را میخورد؟
ریزگردها یا ذرات معلق با قطر کمتر از ۱۰ یا ۲.۵ میکرون، ذراتی بسیار ریز هستند که میتوانند در اثر عوامل طبیعی یا انسانی وارد جو شوند. در مناطق خشک و نیمهخشک مانند بخش بزرگی از ایران، بادهای شدید در سطح زمینهای بدون پوشش گیاهی یکی از مهمترین عوامل تولید ریزگرد است.
در فصول گرم سال، بهدلیل کاهش بارندگی، خشکشدن خاک و افزایش سرعت باد، شرایط برای خیزش گرد و غبار بسیار مساعدتر از پاییز و زمستان است. در این زمان، اگر خاک فاقد رطوبت باشد و پوشش گیاهی از بین رفته باشد، با کوچکترین وزش باد، ذرات خاک به هوا بلند میشوند.
باید توجه داشته باشیم که نقش گیاهان، بهویژه گونههای بومی مقاوم به خشکی که نقشی حیاتی در تثبیت خاک دارند، نقش مهمی در مهار این خشم طبیعت دارند. حتی پوشش گیاهی فصلی و مرتعی نیز میتواند مانع بلندشدن ذرات خاک توسط باد شود. از بینرفتن پوشش گیاهی، سطح خاک را بهطور مستقیم در معرض فرسایش باد قرار میدهد و احتمال تولید ریزگرد را به شدت افزایش میدهد.
در حالیکه تصور عمومی هنوز ریزگردهای تهران را به کشورهای همسایه نسبت میدهد، پایشهای گزارشهای میدانی نشان میدهد منبع اصلی آلودگی اخیر هوای پایتخت، در دل استان البرز و در بستر خشکیده تالاب صالحیه پنهان شده است؛ پهنهای که فراموشی حقآبه، آن را به کانونی خطرناک برای فرسایش بادی و انتشار ذرات معلق تبدیل کرده است.
در چند ماه گذشته، بررسیها و پایشهای میدانی نشان دادهاند که برخلاف سالهای پیش، منبع اصلی ریزگردهای اخیر در تهران، نه مرزهای غربی کشور، که در فاصلهای نهچندان دور از پایتخت است: پهنه مردهای به نام تالاب صالحیه که حالا بیشتر از آنکه میزبان پرندگان مهاجر باشد، پرورشدهنده ریزگردهاست.
تالاب صالحیه با وسعتی حدود ۴۸ هزار هکتار در مرز سه استان تهران، البرز و قزوین قرار دارد. در گذشته پوشش گیاهی فصلی، بارندگیهای پراکنده و جریان رودخانههایی مثل کردان آن را زنده نگه میداشتند. اما امروز چیزی جز خاک شورهزار، بستر نمک و مسیرهای بادگیر از آن باقی نمانده است.
حالا با هر وزش باد در منطقه، این پهنه خشک و بیدفاع، دهها تن خاک معلق را روانه آسمان شهر میکند.
در میان دلایل بروز این وضعیت، دو عامل اصلی تکرار میشود: سیاستهای ناپایدار مدیریت منابع آب و بیتوجهی به حقآبه. سالهاست که هیچ آب مستقلی برای زنده نگهداشتن تالاب تخصیص داده نشده است. بخش زیادی از منابع آبی آن یا به کشاورزی صنعتی اختصاص داده شده یا از طریق کانالهای زهکشی به سمت دریاچه نمک قم منحرف شده است. حتی ورود فاضلاب صنعتی و پسابهای کشاورزی، خاک منطقه را شور و آلوده کرده.
از سوی دیگر، چرای بیش از حد دام و تخریب پوشش گیاهی، سطح منطقه را کاملا در معرض فرسایش باد قرار داده است. این یعنی تهران دیگر فقط قربانی بادهای عراق نیست، بلکه تاوان تصمیمهای خودش را هم پس میدهد.
مسئله ریزگردها فقط یک موضوع اقلیمی نیست؛ نتیجه زنجیرهای از تصمیمات مدیریتی است. تا زمانی که رویکردی ملی و علمی برای احیای تالابها نداشته باشیم، تا وقتی حقآبه طبیعت را در برنامههای خرد و کلان محیط زیستی لحاظ نکنیم، تهران و بسیاری از شهرهای دیگر همچنان زیر چتر خاک سرفه میکنند؛ خاکی که از آن سوی مرز نیامده و از بیتدبیری خود ما برخاسته است.
پایان پیام
نویسنده: سحر سمیعانی
بیشتر بخوانید: گرم ترین تابستان تاریخ را تجربه کردیم
