زباله آشپزخانه بعد از سطل زباله کجا میرود؟
کافی است دفعه بعد که درِ سطل آشپزخانه را باز میکنیم، یک سؤال کوتاه از خودمان بپرسیم: این چیزی که میخواهم دور بیندازم؟ زباله آشپزخانه
کافی است دفعه بعد که درِ سطل آشپزخانه را باز میکنیم، یک سؤال کوتاه از خودمان بپرسیم: این چیزی که میخواهم دور بیندازم؟ زباله آشپزخانه
پارادوکس صعود همینجاست؛ کسانی که برای سلامت جسم و آرامش ذهن خود ساعتها در مسیرهای سخت کوهستانی حرکت میکنند، گاهی در همان مسیر سادهترین مسئولیت محیط زیستی را نادیده میگیرند.
تهران روزگاری شهر چنارها بود. شایسته نیست که در آینده، بیش از هر چیز با پیادهروهای پوشیده از توتهای لهشده شناخته شود.
کتاب ما ایوب نبودیم، از آن کتابهایی نیست که فقط برای سرگرمی خوانده شود. کتابیست برای مکث کردن و فکر کردن به آدمهایی که بیسروصدا بار سنگینی را حمل میکنند.
اینترنت پرو و بهتر است بگویم اینترنت طبقاتی، نه تنها ارتباطات خانوادگی را تحت تأثیر قرار داده، بلکه حس تعلق، استقلال و توانایی افراد برای مشارکت در زندگی اجتماعی را نیز محدود کرده است.
مهمترین بخش این خبر، خود حضور پرستار جعلی نیست؛ بلکه این است که چطور سیستم نظارت نتوانسته این خلأ را پر کند.
کتاب سه روز به آخر دریا، سفرنامهای که نه قرار است جواب بدهد، نه نسخه بپیچد؛ فقط همراهی میکند، بیآنکه سنگینی کند.
ارزش سفرنامهها اینجاست: آنها بخشی از تاریخ را کامل میکنند که کمتر ثبت شده. کتاب چادر کردیم رفتیم تماشا روایتی از دوره ناصری.
در میان انبوه سفرنامههایی که از گذشته بهجامانده، روایت زنان بسیار کمتر است، نه به این دلیل که سفر نمیرفتند یا نمیدیدند، بلکه چون کمتر فرصت ثبت و انتشار داشتهاند. کتاب خانم فردا کوچ است