هشدار که آرامش ما را نخراشی

ریزگردها و اضطراب روزانه

ریزگردها و اضطراب روزانه

غروب به غروب هر روز هفته را با یک بطری شیر در دست و سردرد و گرفتگی قفسه سینه خود را به منزل می‌رسانم. در حالی که از علت اصلی دردهایم بی‌خبرم ژن معیوبِ نمی‌دانم کدام نسل از خاندانم را نفرین می‌کنم که وارث بیماری‌شان شده‌ام.

بی‌خبری را که می‌گویم منظورم اطلاع نداشتن از شاخص آلودگی هوا و شرایط پرخطر برای تمامی گروه‌ها نیست. عادت صبحگاهی چک کردن اخبار ما را از این آگاهی بی‌نصیب نکرده است و حتی می‌دانم بعضی روزها پیشنهاد می‌شود که اگر در خانه نمی‌مانیم حداقل از ماسک استفاده کنیم.

به گزارش گلونی این یادداشت خطابه‌ای است پر از بار مثبت و منفی که به برکت استشمام روزانه گردوخاک ایجاد شده و انتظار استدلالی منطقی پس از یک‌هفته میگرن به ارث رسیده از نسل هزاروچندم اجدادم به‌دور از انصاف است.

رسانه‌ای که صرف اعلام رنگ میزان آلودگی و تذکر ماندن در خانه مسئولیت دیگری ندارد یا برای خود تعریف نکرده است دنبال کردن یا نکردنش تاثیری ندارد.

ما که در هر حالتی باید صبح پیش از بیدار شدن پرندگان خانه را ترک کنیم و با خداحافظی کلاغ‌ها در لابه‌لای شاخ و‌ برگ‌ها روزمان را به پایان برسانیم؛ تفاوتی برای‌مان ندارد اگر روزی شاخص آلودگی هوا اعلام نشود.

اگر هم بتوانیم چند روزی در محل کار و‌ تحصیل‌مان حضور نداشته باشیم؛ جدا از تاثیرات اقتصادی و آموزشی، با هویت اجتماعی ما سازگاری نخواهد داشت.

کودکانی که دچار بحران آپارتمان‌نشینی و شهرنشینی هستند حتی از حضور کوتاه مدت در فضای خارج از خانه از مدرسه و مهدکودک گرفته تا پارک و شهربازی محروم می‌شوند و تاثیر منفی آن در خلق‌وخو و روابط اجتماعی آن‌ها بروز پیدا می‌کند.

زمانی هم که علت آلودگی هوا از فعالیت‌های روزمره مردم مثل استفاده از وسایل نقلیه شخصی و تک‌سرنشینی فراتر برود و عوامل محیطی و سومدیریت‌ها نقش بیشتری در بالا رفتن شاخص آلودگی هوا داشته باشند، مردم هم نسبت به انجام مسئولیت خود بی‌انگیزه می‌شوند تا ساختارها اصلاح شوند.

ریزگردها و اضطراب روزانه

غالبا در توضیحاتی هم که برای تشدید آلودگی هوا داده می‌شود مسئله را آنقدر بنیادی و خارج از کنترل؛ مثل خشکسالی و گرد و‌خاک ‌برخواسته از صحراهای خارج از مرز اعلام می‌شود که حق هرگونه مطالبه‌ای را هم از مردم سلب کنند.

نقش رسانه در آگاهی مردم برای کاهش آسیب‌هایی که اجتناب‌ناپذیر است فراموش شده و این تکرار اخبار و هشدارها بیشتر از آنکه اهمیت موضوع را نشان بدهد موجب عادی‌سازی این مسئله شده است.
هشداری که نه راه‌حلی ارائه می‌دهد و نه مطالبه‌ای دارد صرفا ممکن است اضطراب تولید کند.

پس لااقل کاش ورودی استان تهران عکس ریه فرد ساکن تهران و ریه فرد خارج از تهران را شبیه به عکس روی بسته‌های سیگار بزنند و در کنار آن سلامت روان مردم را هم شبیه‌سازی کنند؛ تا پیش از ورود «رویای قشنگ شهر تو بره دست از سر ما برداره».

پایان پیام

نویسنده: فاطمه زهدی

بیشتر بخوانید: سایه تاریک مهاجرت

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید