آب دچار بحران نیست آنچه بحرانی‌ست مدیریت است

آب دچار بحران نیست آنچه بحرانی‌ است مدیریت است

آب دچار بحران نیست آنچه بحرانی‌ است مدیریت است

به گزارش گلونی، رئیس هیئت‌مدیره فدراسیون آب اعلام کرده: «بحران آب نداریم، بحران مدیریت داریم و منابع آبی کشور به اندازه کافی وجود دارد.»

از نظر بنده، ایشان درست می‌گویند؛ آب که بحران ندارد، آنچه بحرانی‌ است مدیریت مصرف است، که آن‌هم حل می‌شود؛ فقط کافی‌ است کمی به بنرهای تبلیغاتی سطح شهر دقت بیشتری کنیم. مثلاً هنگام مسواک زدن، وقتی خمیردندان در دهانمان جاگیر شده و زمان آن رسیده که دندان‌ها از شر طعم نعنا خلاص شوند، شیر آب را ببندیم، یا زمانی که حمام می‌رویم، درست لحظه‌ای که کف حاصل از شامپو روی سرمان است، مدیریت آب را لحاظ کنیم و صبر کنیم تا کف‌ها خودبه‌خود از بین بروند. این‌گونه بحران آب را مدیریت می‌کنیم.

ظاهراً مدیریت فدراسیون آب به یک نتیجه مهم رسیده است؛ اینکه آب‌های تجدیدپذیر آن‌قدر زیاد شده‌اند که اگر مردم کمی کمتر دوش بگیرند و بیشتر سطح شهر را عطرآگین کنند، می‌شود حتی آب سدهای خالی را نیز صادر کرد و حتی فکر وارد کردن آب را هم از سر بیرون کرد.

البته که ایشان تأکید کرده‌اند سیاه‌نمایی درباره بحران آب اشتباه است. درست می‌فرمایند؛ اکنون خود بنده چند ساعتی‌ست که از داشتن جرعه‌ای آب محروم هستم و در گرما بی‌سابقه تهران، جلوی کولر خاموش نشسته‌ام و دارم اطرافم را کاملاً رنگی می‌بینم.

آقای رئیس تأکید دیگری هم دارند: «آب دچار بحران نیست، آنچه بحرانی‌ است مدیریت است.» یعنی اینکه ما دچار بحران در مدیریت مصرف و ساختار مدیریت آب هستیم.

از شما پنهان نباشد، بنده خیلی متوجه نشدم مشکل مدیریت مصرف ما شهروندان است یا مشکل مدیریت صنایع پرمصرف، یا حتی آن زمین حاصل‌خیزی که پر از هندوانه کاشته شده؟ اما چیزی که به ذهنم رسید این بود که در زمان‌های بسیار محدودی که شیر آب را باز می‌کنم، یک مدیریت صحیح داشته باشم؛ و آن اینکه بطری‌های خالی در منزل را از آب پر کنم تا بلکه در زمان قطعی آب بتوانم مدیریت جیره‌بندی آب را داشته باشم. این‌گونه به عمق جمله «بحران مدیریت» خواهم رسید.

آب دچار بحران نیست، آنچه دچار بحران است، سیاست‌های غلط آبی در کشور است

آب دچار بحران نیست، آنچه دچار بحران است، سیاست‌های غلط آبی در کشور است؛ کشوری که اقلیم آن خشک و نیمه‌خشک است؛ و سیاست‌های ناکارآمد طی دهه‌های گذشته این بحران را بحرانی‌تر کرده است.

توسعه بی‌رویه کشاورزی در مناطق کم‌آب، سدسازی‌های بی‌رویه و بدون در نظر گرفتن ارزیابی دقیق کارشناسان و فعالان محیط‌ زیست، ضعف مدیریت در منابع آب‌های زیرزمینی، انتقال آب بین‌حوضه‌ای، مشارکت ندادن مردم و جوامع محلی، و نادیده‌گرفتن تغییرات اقلیمی… همه از مصادیق بحران مدیریت‌اند. شما درست می‌فرمایید؛ آنچه بحرانی‌ است، مدیریت است.

آقای رئیس، بحران آب در کشور تنها ناشی از کمبود منابع طبیعی نیست، بلکه بخش بزرگی از آن، ناشی از فقدان آینده‌نگری است. باور کنید برای خروج از این بحران، فرهنگ‌سازی‌های غیراصولی در سطح شهر کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، ساختاری مبتنی بر سیاست‌های درست و بهره‌گیری از نظرات کارشناسان محیط‌ زیست است.

البته آقای رئیس، لازم به ذکر است که بدن بنده دچار کم‌آبی شده و برای همین کمی هذیان با طعم فلسفه‌بافی دارم؛ وگرنه بنده را چه به نقد شما؟ شما کاملا درست می‌گوید: آب دچار بحران نیست آنچه بحرانی‌ است مدیریت است

پایان پیام

نویسنده: زهره درگاهی

در گلونی بیشتر بخوانید: بحران پنهان انرژی از مصرف خانگی تا صنایع بزرگ
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید