استارتاپ ها و ترکش های پس از جنگ
استارتاپ ها و سازمانهای جوان سالهاست که با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم میکنند.
به گزارش گلونی، از زمانی که سرآوا به عنوان اولینهای سرمایهگذاری خطرپذیر شروع به کار کرد تا زمانی که اسنپ و دیجیکالا کمی جان گرفتند، در اکوسیستم استارتاپی راهی بس دور و دراز طی شده است.
قبل از جنگ، استارتاپ ها با مشکل مهاجرت نیروی انسانی مواجه بودند. بسیاری از برنامهنویسها به محض آنکه چند سالی سابقه کار جور میکردند، تقاضا کارشان از آن ور آب پذیرفته میشد و مهاجرت میکردند. معضل مهاجرت نیروی انسانی اگرچه برای تمام کسب و کارها جای تأمل داشت اما استارتاپ ها بیش از سایرین ترکش این آسیب اجتماعی را چشیدند.
حالا بعد از جنگ اوضاع نه تنها بهتر نشده که پیچیدهتر و بغرنجتر هم شده. اگرچه جو همدلی در خلال جنگ بین مردم ایجاد شد و حس ایراندوستی در بین بسیاری از هموطنان به جوش آمد، اما سادهلوحانه است اگر فقط به این هیجانات دل خوش کنیم.
ما صدای موشکها و انفجارها را به وضوح شنیدیم. نمیتوان انکار کرد که ته دل بسیاری از ما بارها لرزید؛ ترسیدیم، عصبانی شدیم و احساس درماندگی کردیم. حتی اگر بارها در رسانهها تکرار کنیم که هیچ اتفاقی نیفتاده، «بازار» با پشت دست بر صورتمان خواهد زد.
همه ما وضعیت قرمز بازار بورس را در دوران پس از جنگ دیدیم. میدانیم که در همان دوران جنگ خرید و فروش به سمت بازار کالاهای اساسی سوق پیدا کرد و طبیعی است که در آن وضعیت کسی به فکر سرمایهگذاری روی کسب و کار جدید و یا حمایت از استارتاپی نوپا نخواهد رفت.
اگر با دید تحلیل استراتژیک هم به این جریان نگاه کنیم، پر واضح است که میزان عدم قطعیت محیط بیش از قبل، بالا رفته. این وضعیت کسب و کارهایی را که تازه در پی نفوذ در بازاری جدید بودند و یا در پی معرفی محصولی نو به مصرفکنندگان بودند، با فضایی مبهمتر روبرو میکند.
شاید بهترین راهکار در این شرایط سخت برای مدیران کسب و کارهای خرد و نوپا، حفظ آرامش فردی باشد. اگرچه بسیار دشوار است در زمانی که چکِ پاس نکرده دارید و حقوق پرسنلتان هم عقب افتاده، آرامشتان را حفظ کنید اما احتمالا یادآوری این نکته مفید باشد که ایجاد تنش در محیط کار میتواند منجر به از دست دادن نیروهای ارزشمندتان شود.
به یاد داشته باشید که اعصاب کارکنانتان نیز در این جنگ به اندازه کافی کش آمده و احتمالا حالا و در این دوران پساجنگ بهتر باشد قدری مهربانی و عطوفت به خرج داد.
پایان پیام
نویسنده: یاسمن سعادت
