ابوریحان بیرونی و زبان های روزگارش
به گزارش گلونی رضا ساکی نوشت:
ابوریحان بیرونی در مقدمه کتاب «الصیدنه فی الطب» (داروشناسی در پزشکی) چندینبار به موضوع زبان میپردازد و درباره عربی، یونانی، فارسی، سریانی و خوارزمی بحث میکند. محور اصلی این گفتار، مسأله ترجمه واژهها و نام گیاهان و داروهاست.
او در این بخش، تجربه خود را از چالشهای ترجمه میان این زبانها شرح میدهد و به نکاتی اشاره میکند که معمولاً در بازنقلها سانسور یا گزینشی مطرح میشوند.
ابوریحان بیرونی و زبان های روزگارش
بسیاری فقط بخشی از سخنانش را که درباره زبان فارسی است تکرار میکنند، اما بخشهای مهم دیگری که او گفته، نادیده گرفته میشود؛ از جمله:
توضیح او درباره امی جاهل بودن عربها در گذشته.
گلایهاش از زبان عربی در برخی حوزهها و دشواریهای آن در معادلسازی.
تأییدش بر رسمالخط یونانی و سریانی در نگارش و کارکرد علمی آن.
این بخشها معمولاً نقل نمیشوند و روایتها فقط به یک جمله یا پاراگراف محدود میمانند، در حالی که مقدمه کتاب، بسیار مفصلتر و پرجزئیاتتر است.
بهویژه، بیرونی در جایی به صراحت از تنفر محمود غزنوی از زبان عربی سخن میگوید. نکتهای که در بسیاری از مقالهها نادیده گرفته میشود.
برای آگاهی بیشتر دو فایل زیر را مطالعه کنید. بهویژه صفحههای ۵۹ تا ۶۷ مقدمه علامه همایی از التفهیم و صفحههای ۱۷۰ تا ۱۷۳ از ترجمه صیدنه به فارسی.
(فایل دو کتاب کتاب التفهیم و کتاب الصیدنه فی الطب را به فارسی دریافت کنید.)
همچنین همایی درباره اهمیت التفهیم و نگارش فارسی و جملهبندیهای خوشاندام فارسی کتاب، در صفحه ۱۰۸ بحث کرده است.
پایان
همچنین بخوانید: بازگشت به ملیت از مشروطه تا ماجرای آب
