زندگی رباتیک از آنچه در آینه می بینیم به ما نزدیک تر است

زندگی رباتیک از آنچه در آینه می بینیم به ما نزدیک تر است

زندگی رباتیک از آنچه در آینه می بینیم به ما نزدیک تر است

به گزارش گلونی، ربات‌ها که این روزها هم کلی طرفدار دارند و هم یک عالمه منتقد، در دنیایی که آن را عصر تکنولوژی می‌نامند، حسابی گرد و خاک به پا کرده‌اند.

ربات‌ها که به دلایل مختلفی ساخته شده‌اند، یک هدف اساسی دارند و آن هم این است که کارهایی که برای انسان‌ها سخت، خطرناک، تکراری یا وقت‌گیر است را انجام بدهند.
حالا اجازه بدهید همین ابتدا مسیر این یادداشت را برایتان روشن کنم. بنده، چه به عنوان یک عمه و چه به عنوان هزار و یک نقش دیگری که دارم، از منتقدان جدی بیشتر رباتیک‌ها هستم؛ دلیلش را هم در ادامه خواهید فهمید.
اما بیایید اول کمی به عقب برگردیم. یعنی به آن زمانی که انسان عزیز، تبدیل شد به انسان هوشمند یا همان هموساپین. این انسان‌های نازنین که اجداد گرامی ما به حساب می‌آیند، برای بقای خودشان ابزارهای متنوعی ساختند تا زندگی راحت‌تری داشته باشند. دقیقاً همان کاری که ما الان داریم انجام می‌دهیم. در واقع ما هم برای بقا، مثل اجدادمان، ابزار می‌سازیم تا راحت‌تر زندگی کنیم؛ و خب این خیلی هم عالی‌ست. چون مگر شما تا حالا انسان عاقلی دیدید که بگوید: «من با راحت زندگی کردن مشکل دارم، بگذارید با زجر ادامه بدهم!» خلاصه ما انسان‌ها از همان قدیم‌الایام ابزار می‌ساختیم تا کارهایمان سریع‌تر پیش برود و بهره‌وری‌مان بالا برود.
اگر اجداد ما در عصر نوسنگی ابزارهایی ساختند که ما الان به آن‌ها می‌گوییم ابتدایی، ما هم امروز ربات‌ها را ساخته‌ایم تا کارهایمان راحت‌تر انجام شود. چون ربات‌ها نه خسته می‌شوند، نه غر می‌زنند، و دقتشان در مونتاژ قطعات هم کم‌نظیر است. تازه کارهایی که جان انسان را به خطر می‌اندازند، مثل کار در معادن، زیر آب، یا در مناطق آلوده به مواد شیمیایی یا رادیواکتیو، را این ربات‌های کوچک و بزرگ انجام می‌دهند تا ما راحت نفس بکشیم و ادامه دهیم.
ربات‌ها یک ویژگی دیگر هم دارند که نمی‌شود از آن گذشت؛ در بلندمدت کلی در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کنند و جلوی اشتباهات انسانی و توقف تولید را می‌گیرند. نتیجه‌اش هم می‌شود کاهش هزینه و افزایش محصول؛ و خب چه کسی از این دو تا بدش می‌آید؟
رباتیک‌ها در شکل‌ها و قیمت‌های جورواجور، توانایی بالایی در انجام کارهای تکراری و کسل‌کننده دارند و می‌توانند یک کار را هزار بار انجام دهند بدون آن‌که از دقت‌شان کم شود. و راستش را بخواهید، این قابلیتی است که ما انسان‌ها واقعاً از پسش برنمی‌آییم. ربات‌ها با تمام وجودشان تلاش می‌کنند تا ما انسان‌ها کمتر زحمت بکشیم و کمتر بابت کارهای سخت و طاقت‌فرسا فرسوده شویم. اما… اینجا یک «اما»ی بزرگ داریم…
اما احساسات چه می‌شود؟
یکی دیگر از عوامل بقای انسان هوشمند همین احساسات اجتماعی و جمعی‌اش بوده. یعنی در واقع، انسان از همان اول یک موجود اجتماعی بود که با روابط انسانی‌اش توانست دوام بیاورد و خودش را از دل این دنیای پر ماجرا نجات دهد. حالا که این ربات‌های بی‌احساس تا دل زندگی‌مان نفوذ کرده‌اند، تکلیف احساسات انسانی چه می‌شود؟ درست است که ما خودمان ربات‌ها را ساختیم تا در کارهای روزمره و حتی تحقیقات علمی کمک‌مان کنند، ولی با این کار، داریم کم‌کم خودمان را تنها و تنهاتر می‌کنیم. چون ربات‌ها مثل یک آدم، نه همدلی می‌فهمند، نه دل‌شان برایت می‌سوزد، نه از چشم‌هایت حالت را می‌فهمند. و در زمانی که همین همدلی انسانی تبدیل به یکی از سخت‌ترین مهارت‌های روز شده، چطور ربات‌ها یا رباتیک‌ها می‌خواهند این مشکل را حل کنند؟
برخی ربات‌ها و رباتیک‌ها با ورودشان، مشاغل زیادی را نابود کردند و باعث شدند کلی نیروی انسانی بیکار شود. و خب این بیکاری، خودش یک دنیا آسیب روانی به بار می‌آورد که نگو و نپرس.
من جامعه‌شناس نیستم، ولی یک عمه‌ روان‌شناسم! و آینده‌ بچه‌ها برایم از هر چیز دیگری مهم‌تر است. بر اساس آنچه از منابع مختلف خوانده‌ام (که در انتهای یادداشت خواهید دید) می‌خواهم یک تلنگری بزنم؛ هم به زندگی رباتیک خودم و هم شما.
با گسترش فناوری و ورود ربات‌های اجتماعی به زندگی روزمره، نگرانی‌هایی جدی درباره تأثیر آن‌ها بر رشد اجتماعی و عاطفی کودکان شکل گرفته است. تحقیقات نشان داده که بچه‌ها برای یاد گرفتن مهارت‌هایی مثل ارتباط مؤثر، همدلی، درک متقابل و کنترل احساسات، به تعامل واقعی با انسان‌ها نیاز دارند؛ در حالی‌که ربات‌ها معمولاً فقط ارتباطاتی ساده، قابل پیش‌بینی و بدون چالش ارائه می‌دهند. این‌جور روابط ممکن است باعث دلبستگی‌های یک‌طرفه و خیالی شود که سلامت عاطفی کودک را تهدید می‌کند. تازه از همه بدتر، عادت به ارتباط با ربات‌هایی که همیشه آماده و پاسخ‌گو هستند، باعث می‌شود تحمل تنهایی در بچه‌ها پایین بیاید و فرصت تجربه‌هایی مثل حل اختلاف و مذاکره را از آن‌ها بگیرد (Sharkey & Sharkey, 2010).
در بلندمدت، این روند ممکن است باعث افزایش اضطراب اجتماعی، ناتوانی در ایجاد دوستی‌های عمیق، و احساس تنهایی در نوجوانی و بزرگسالی شود. همچنین، ارتباط بیش از حد با ربات‌ها می‌تواند مرز بین خیال و واقعیت را برای کودکان، به‌ویژه در سنین پایین، کمرنگ کند و درک آن‌ها را از مرزهای روابط انسانی و مصنوعی دچار اختلال نماید. برای همین است که بسیاری از روان‌شناسان کودک تأکید می‌کنند که ربات‌ها باید فقط به‌عنوان مکمل آموزشی و تفریحی استفاده شوند، نه جایگزین تعاملات انسانی (Turkle, 2011; Breazeal et al., 2016). خلاصه این‌که، اگرچه رباتیک‌ها می‌توانند ابزارهای جذاب و مفیدی باشند، ولی استفاده بی‌رویه از آن‌ها، بدون نظارت، ممکن است کودک را به سمت انزوا و وابستگی ناسالم بکشاند.
گاهی وقت‌ها بهتر است قبل از این‌که کاری را انجام دهیم، فقط کمی مکث کنیم.
چون زندگی رباتیک از آنچه در آینه می‌بینیم به ما نزدیک‌تر است.
منابع:
Sharkey, A., & Sharkey, N. (2010). The crying shame of robot nannies: An ethical appraisal. Interaction Studies, 11(2), 161–190.
Turkle, S. (2011). Alone Together: Why We Expect More from Technology and Less from Each Other. Basic Books.
Breazeal, C., Dautenhahn, K., & Kanda, T. (2016). Social robotics. In Springer Handbook of Robotics (pp. 1935–1972).
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
در گلونی بیشتر بخوانید: سامانه ملی اگزوز من آغاز به کار کرد
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید