سد کرج طوری دیگر تماشایی است
به گزارش گلونی، برای بازدید یکی از روستاهای آسارا، به همراه همکارانم وارد جاده چالوس شدیم. صحبت شد که چرا امروز باید به اینجا برویم. یکی از دوستان در مورد موقعیت روستا و شرایط آن توضیح داد، اما دیگری مخالفت کرد و گفت: «میدانم چرا ما را به این جاده کشاندهای، میخواهی وضعیت آب سد کرج را مشاهده کنی.»
لبخند تلخی زدم و پاسخ دادم: «اگر میخواستم مشاهده کنم، خودم تنها میآمدم. کارمان را با دغدغه خودم یکی نمیکنم.» و این آغاز بحث بین دوستان شد.
همه یکییکی خبرهایی را که در مورد بیآبی شنیده بودند بازگو میکردند.
به سد که رسیدیم، گفتند: «حالا که تا اینجا آمدیم، لااقل پیاده شویم و ببینیم وضعیت چگونه است.»
عدهای از مردم هم ایستاده بودند و سد را تماشا میکردند، زیرا اکنون سد کرج طور دیگری تماشایی است.
حرفهایشان کموبیش به گوشم میرسید: «وای، بدبخت میشویم»، «نه بابا، هیچی نمیشود، نگران نباش»، «خدا کند باران بیاید»، «سطح آب خیلی پایین است»، «مردم چرا رعایت نمیکنند»، «برق هم که همیشه قطع میشود» و…
سد کرج طوری دیگر تماشایی است
اضطرابی دیگر به وقت 15 مرداد 1404
در ذهن، بیلبوردهایی را مرور میکنم که مردم را تشویق به مصرف کمتر آب میکنند، خبرهایی مبنی بر اینکه لولهها و زیرساختها فرسوده هستند، و اینکه مصرف آب در کشاورزی بسیار نسبت به مصرف خانگی بیشتر است.
با جمله: «خب برویم، دیر میشود»، پاهایم را به سختی حرکت میدهم و به سمت ماشین برمیگردم. جلوتر که میرویم، آب کمتر و کمتر میشود تا جایی که دیگر خبری از آن نیست. چشمانم را محکم فشار میدهم؛ اضطرابی دیگر که به جان ما افتاده، دغدغه آب…
پایان پیام
نویسنده: هستی سهیلی
