مرداد، آفتاب و نهال هایی که قد می کشند
به گزارش گلونی، هنوز آفتاب سفره نورش را بر پهنه آسمان نگسترده بود که راه افتادم. مسیر با شیبهای ملایم، چشماندازی از شهری را پیش رویم گذاشته بود که خودمان ساختهایم؛ شهری با آپارتمانهای بلند و برجی که قرار بود نماد امید و آغازهای تازه باشد، اما حالا آنچه بیشتر از میلاد پیداست، شبیه وصلهای ناجور است که بر تن این شهر مانده است.

ما با کولههایی از جنس دلگرمی و بطریهای آب پنهانشده در دل آنها، راهی مسیر چین کلاغ شدیم.
نسیم خنک صبحگاهی آخرین روز مرداد ۱۴۰۴ میوزید و ما با گامهایی استوار، به سوی نهالهایی رفتیم که شش ماه از کاشتشان گذشته بود، و حالا ریشههایشان آرامآرام در دل خاک قد میکشیدند و راهی پیچدرپیچ برای رشد خود میساختند.
امروز با نگاهی دقیقتر دریافتم که نام «چین کلاغ» بیدلیل بر این مسیر ننشسته است. راهیست که خشکسالی، با چینوچروکهایش، در آن جا خوش کرده و از پستیبلندیهای زمین، چهرهای خسته و ترکخورده ساخته؛ چهرهای که اگر خوب گوش بسپاری، صدای تشنگی گیاهان را در آن میشنوی. این صدا پنهان نیست، فقط باید بلد باشی نگاهت را از سطح عبور بدهی و به عمق خاک برسانی. هر پیچ و هر فراز، گویی زخمیست بر تن طبیعت؛ زخمی که با هر قدم، با هر نهال، با هر قطره آب، مرهمی میطلبد.
شنیدن این صدا سخت نیست؛ فقط کافیست کمی دقیقتر نگاه کنیم. مثل ما، چند نفری که صدای دعوت دوباره گروه سیمرغ را شنیدیم، پوتینها را پوشیدیم و با اراده قدم برداشتیم.
جمعه، ۳۱ مرداد ۱۴۰۴، هشتمین دوره آبیاری گیاهان مسیر چین کلاغ برگزار شد
درختان بومی البرز که در این مسیر کاشته شده بودند، با حضور دوستداران طبیعت و همراهی کارشناسان، زیر نظر دقیق آنها آبیاری شدند. مرداد، با تمام گرمایش، شاهد تلاش کسانی بود که برای سبز ماندن این خاک قدم برداشتند.
وقتی تصمیم به برگشت گرفتیم، آفتاب سفره نورش را گسترده بود. با گرمایی پرشور، به ما یادآوری میکرد که هنوز مرداد است؛ ماهی که نورش را بیدریغ بر پیکر نهالهای تازهسیرابشده میتاباند، تا امید در دل خاک ریشه بدواند.
مرحله بعدی آبیاری نهالهای تازه قد برافراشته دو هفته دیگر برگزار میشود. برای همپا شدن با این سیمرغ کافی است کمی دقیقتر به صفحات مجازی خود نگاه کنید.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
