از چاه های عمیق تا سدهای بی برنامه روایت فروپاشی دریاچه ارومیه
دریاچه ارومیه همان جایی است که همه نمودارها به هم میرسند؛ همه فریادها، هشدارها و بیتوجهیها.
به گزارش گلونی، از دهه سی تا امروز، هر تصمیم، هر پروژه و هر غفلت، خطی بر پیکر این دریاچه کشید و امروز حاصل آن، خشکی و فروریختن یک زیستبوم بیبدیل است.
چاه های عمیق و موتورپمپها اولین میخها را کوبیدند. برداشت بیضابطه از منابع زیرزمینی، رگهای حیات حوضه آبریز را خالی کرد. در بسیاری از مناطق، حفر چاه های عمیق بدون نظارت، به رقابتی نانوشته میان کشاورزان بدل شد؛ رقابتی که در نهایت، سفرههای آب زیرزمینی را تهی ساخت. سپس سدسازی بر رودخانههای ورودی، خون تازهای که باید به دریاچه میرسید را در مخازن بالادست زندانی کرد.
توسعه بیرویه کشاورزی بدون توجه به ظرفیت اقلیمی، مصرف آب را به نقطه غیرقابل بازگشت رساند. در این میان، چاه های عمیق نقش کلیدی در تغییر الگوی مصرف ایفا کردند؛ ابزاری که به جای مدیریت منابع، به تسریع نابودی آنها انجامید. نگاه بخشی و محلی نیز بر این روند افزود. هر دستگاه و نهاد به سهم خود فقط به منافع مقطعی اندیشید و «امر ملی» جایگاهی در تصمیمگیریها نداشت.
وسوسه سود مالی دریاچه ارومیه را به سمت مرگ فرستاد
فقر فهم اکولوژیک و نادیده گرفتن چرخههای طبیعی، همراه با وسوسه سود مالی، هر روز دریاچه را بیشتر از دیروز به سمت مرگ کشاند. حتی در سالهای اخیر، با وجود هشدارهای مکرر، مجوزهای جدید برای چاه های عمیق صادر شد؛ گویی تجربههای تلخ گذشته هنوز به تصمیمگیران درس کافی ندادهاند.
خشکی یک دریاچه؛ هشدار بزرگ برای آینده منابع طبیعی
راهی که دریاچه ارومیه در دو دهه گذشته طی کرده است، مسیری روشن و هشداردهنده بود؛ مسیری که پایان آن، چیزی جز همین وضعیت امروز نمیتوانست باشد.
امروز دریاچه ارومیه به نمادی بدل شده است از سرنوشت محیط زیست در ایران؛ اگر نگاه کوتاهمدت، توسعه ناپایدار و بیتوجهی به دانش و تجربه تداوم یابد، نهتنها یک دریاچه، که کل آینده محیط زیستی کشور در معرض تهدید خواهد بود.
پایان پیام
نویسنده: رضا ساکی
