من با زبان فارسی نفس میکشم
روز شعر و ادب فارسی یادآور هویت ماست.
به گزارش گلونی، من یک ایرانیام و زبان مادریام فارسی است؛ زبانی که با آن نخستین بار به دنیا سلام کردم، با آن خندیدم، گریه کردم و آموختم چگونه اندیشههایم را بیان کنم. این زبان نه فقط ابزار گفتوگو، بلکه بخشی از وجود من است. من با زبان فارسی نفس میکشم.
امروز، ۲۷ شهریور ماه، روز شعر و ادب فارسی است؛ روزی که نباید تنها یک مناسبت تقویمی باشد. این روز یادآور میراثی است که نسلها آن را حفظ کردهاند و مسئولیتی که امروز بر دوش ماست. این روز به احترام استاد محمدحسین شهریار، شاعر بزرگ معاصر، نامگذاری شده است؛ کسی که با واژههای نابش روح یک ملت را به تصویر کشید.
اما فراتر از یاد او، این روز فرصتی است برای تأمل دوباره بر زبانی که قرنها هویت ایرانیان را زنده نگه داشته و فرهنگمان را به جهان معرفی کرده است. شاید استاد شهریار نیز بر این باور بوده که من با زبان فارسی نفس میکشم؛ که این زبان تا چه اندازه دلنشین و ژرف است.
زبان فارسی تنها ابزاری برای گفتوگو نبوده
وقتی در تاریخ این سرزمین غرق میشوم، درمییابم که زبان فارسی تنها ابزاری برای گفتوگو نبوده، بلکه ستون هویت ما بوده است. فردوسی با شاهنامهاش جان تازهای به این زبان داد، حافظ با غزلهایش روح ایرانی را به جهان شناساند، سعدی و مولوی و خیام مرزهای ایران را درنوردیدند، و حتی شاعران گمنامی که در حافظه جمعی فراموش شدهاند، این شکربیان را جاودانه کردهاند. زبان فارسی با همه فراز و فرودهای تاریخی، همچنان در قلب مردم دنیا زنده است.
اما من نگرانم. این روزها وقتی به مکالمات روزمره اطرافیانم گوش میدهم، پر از واژههای بیگانه است؛ واژههایی که گاه برای درکشان باید در اینترنت جستوجو کرد، در حالیکه معادلهای زیبا و ریشهدار فارسی برایشان وجود دارد. این غفلت، خراشی بر پیکره هویت ماست.
اگر خودمان به زبانمان بیاعتنا باشیم، چه کسی باید پاسدار آن باشد؟ شاید زمان آن رسیده باشد که فردوسیها و رودکیهای تازهای از نسل امروز برخیزند تا همچون گذشته در برابر تهاجم فرهنگی و زبانی بایستند و زبانمان را زنده نگاه دارند. من با زبان فارسی نفس میکشم، چون این زبان، زندگی من است.
به عقیده من پاسداری از فارسی وظیفه یک فرد یا نهاد خاص نیست؛ این یک مسئولیت ملی است. باید همه ما دست به دست هم دهیم تا فارسی زنده و پویا بماند؛ چه با مطالعه آثار بزرگان ادب، چه با گفتوگوهای روزانه به زبان خودمان، و چه با تشویق نسل جوان به افتخار کردن به زبان مادری.
برای من، روز شعر و ادب پارسی تنها یک مراسم نمادین نیست؛ این روز به من یادآوری میکند که من با زبان فارسی نفس میکشم. اگر آن را فراموش کنم، بخشی از وجودم را از دست دادهام.
شاید حتی امروز هم دیر باشد، اما اگر همین امروز پاسداری از این گوهر شیرین بیان را آغاز کنیم، هویت و اصالت ایرانی را پررنگتر از گذشته به آیندگان خواهیم سپرد.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
