پارسه و پاسارگاد تختگاه سیاسی
میراث جهانی که در سایه سیاستورزی دارد پنهان میشود.
به گزارش گلونی، خبر کوتاه بود اما نگرانکننده. وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی درباره ترکیب جدید هیأت راهبردی پایگاه جهانی پارسه – پاسارگاد خبر داد؛ خبری که موجی از انتقادها را در پی داشت.
آنچه که من میدانستم، قرار بود سایتهای گردشگری که واژه میراث جهانی بر دوش آنهاست، تبدیل به الگویی فرهنگی و ملی شوند؛ اما این تصمیم گویا قرار است تمام معادلات را برهم بزند.
این تصمیم، یعنی ترکیب جدید هیأت راهبردی پایگاه جهانی پارسه – پاسارگاد، بیش از آنکه یک تصمیم معتبر باشد، گویی رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است؛ تصمیمی که اگر اجرایی شود، باید این میراث کهن را اینگونه خطاب کنیم: پارسه و پاسارگاد تختگاه سیاسی.
غایبان بزرگ
این تصمیم، با آنکه شامل انتصاب چهرههایی با مدارک تحصیلی مرتبط است، اما غایبان بزرگی نیز دارد که باعث ایجاد انتقاد شدهاند. غیبت نامهای برجسته و متخصصان تراز اول در حوزههای باستانشناسی، مرمت، معماری و موزهداری در این هیأت راهبردی جای تأمل دارد.
از غایبان این هیأت میتوان به پژوهشگرانی چون کامیار عبدی، شاهرخ رزمجو، علی موسوی و محمدتقی عطایی اشاره کرد که با وجود اعتبار بینالمللی و تجربه میدانی، هیچ جایگاهی در این تصمیم ندارند.
شاید نبودن افراد نامبرده در لیست هیأت راهبردی باعث شده است که ذهنها به سوی یک خطای مدیریتی برود، یا نشانهای باشد که میتوان از این تصمیم دریافت کرد: پارسه و پاسارگاد تختگاه سیاسی شدهاند.
آنچه منتقدان این طرح میگویند، این است که اداره کل میراث فرهنگی استان فارس عملاً تصمیمگیرنده اصلی نیست؛ بلکه قرار است با تکرار چهرههای بومی و حذف نگاه ملی، میراث جهانی به جایگاهی برای خلوت سیاسی بدل شود. و بار دیگر، پارسه و پاسارگاد تختگاه سیاسی شود، اما با رویکردی متفاوتتر از آنچه پایهگذاران این میراث داشتند.
حذف فلسفه یونسکو
فلسفه ثبت جهانی یونسکو بر آن است که مدیریت باید فراگیر باشد و مشارکت ملی یکی از اصول جدانشدنی این فلسفه است.
اما سؤال اینجاست: وقتی معیار انتخاب، قدرت باشد و نه شایستگی علمی، آیا نتیجه چیزی جز کاهش کیفیت تصمیمات برای این سایت گردشگری مهم خواهد بود؟ آیا حذف چهرههای مستقل، برای این سایت چیزی جز آن است که پارسه و پاسارگاد تختگاه سیاسی شده است؟
در چنین شرایطی، انتظار میرود وزارت میراث فرهنگی تصمیم مهمی بگیرد؛ تصمیماتی که شامل شفافسازی در انتخاب اعضای هیأت راهبردی، بازنگری هرچه سریعتر در انتخاب این هیأت راهبردی با مشورت جامعه علمی، جلوگیری از انحصاری کردن مدیریت، حذف نگاه سیاسی و استانی، و از همه مهمتر دعوت از پژوهشگران مستقل و برجسته حوزه میراث فرهنگی باشد.
این صدایی که میشنوید، علامت هشدار است
آنچه که از این تصمیم هویداست، و اگر این مسیر آغازشده اصلاح و مدیریت نشود، زنگ خطر به گوش تمامی افراد خواهد رسید. در آینده، صدایی که از این میراث کهن میشنویم، صدایی جز هشدار نیست؛ هشداری که میگوید: پارسه و پاسارگاد تختگاه سیاسی ایران شده است.
همه ما ایرانیان، یا بهتر است بگوییم جهانیان، میدانیم که پارسه (تخت جمشید) و پاسارگاد، حافظه و نمادی از هویت یک ملتاند؛ ملتی که فرهنگ و هنر را بهخوبی میشناسد و آنچه از گذشته برایش باقی مانده است را پشتوانهای هویتی و ملی میداند.
اکنون که سایه جنگ از سر این سرزمین افتاده است، شاید زمان آزمون و خطای سیاسی برای این اثر ماندگار نیست.
آنچه که امروز مهم است، تصمیم درست برای این میراث جهانی است؛ آنهم با نگاهی ملی و علمی. زیرا اگر امروز چارهای اندیشیده نشود، آیندگان از ما خواهند پرسید که چرا پارسه و پاسارگاد تختگاه سیاسی شد؟
اکنون زمان توقف است. زمان آن است که دست از قربانی کردن میراثهایمان برداریم، زیرا پارسه و پاسارگاد تختگاه سیاسی نباید باشند.
آنچه که امروز شاهد آن هستیم، سیاستورزیهایی است که هشدار میدهد؛ پارسه و پاسارگاد نباید تبدیل به تختگاه سیاسی شوند.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی


اميدوارم انان كه بايد بفهمن
بداند؟امیدوار☹️