اینجا ایران است صدای ما را از رادیو پیام گوش می دهید

اینجا ایران است صدای ما را از پادکست می‌شنوید

اینجا ایران است صدای ما را از پادکست می‌شنوید

به گزارش گلونی، «صبح بخیر کوچولو» صدایی بود که صبح‌ها بعد از صدای مادر می‌شنیدم؛ صدای گرم و دلنشین مریم نشیبا. کسی که روایت‌های آموزنده را برایمان با قصه و داستان تعریف می‌کرد. و من با آن دستان کوچکم، لقمه‌های کره و پنیر را که مادر آماده کرده بود، دانه‌دانه می‌خوردم و در دنیای زیبای تخیل غرق می‌شدم.

عادت رادیو گوش کردن تا سال‌ها همراه من بود، اما با یک تفاوت بزرگ؛ دیگر صدای خانم نشیبا را نمی‌شنیدم، بلکه صدای گوینده‌های جوانی به گوشم می‌رسید که در رادیو جوان فعالیت می‌کردند؛ از اخبار روز گرفته تا رویدادهای مختلف رادیویی.

زمان که گذشت، رادیو برایم کم‌رنگ شد. کم که نه، خیلی! به حدی که اصلاً سراغی از آن جعبه جادویی نمی‌گرفتم. گوش دادن‌های مدام به موسیقی، جای رادیو گوش کردن‌های صبحگاهی را گرفته بود. چون دیگر محتوای رادیو مثل سابق نبود. خبری از صداهای مورد علاقه‌ام نبود، خبری از داستان‌ها و روایت‌هایی که مرا در جهان رویاها و قصه‌ها گم کند، نبود. رادیو دیگر رادیو نبود.

اوایل دهه ۹۰ بود که یک واژه ناآشنا را شنیدم؛ پادکست. برایم نامفهوم بود، اصلاً نمی‌دانستم چیست. حتی فکر می‌کردم ابزار فیزیکی است که باید مانند رادیوها آن را تهیه کنم. واژه پادکست حس کنجکاوی‌ام را برانگیخت. از هرکسی که سرش به تنش می‌ارزید می‌پرسیدم: «می‌دانی پادکست چیست؟» و آن‌ها کم‌وبیش برایم توضیح می‌دادند که پادکست چیست و می‌توان اپلیکیشن آن را در گوشی‌ات نصب کرد.

آن زمان تعداد پادکست‌های فارسی‌زبان بسیار محدود بود. مثلاً یکی از آن‌ها که به یاد دارم، «رادیو گیک» با اجرای جادی میرمیرانی بود. محتوای پادکست با سلیقه من جور نبود، برای همین پادکست هم تا مدتی در گوشه ذهنم به انفرادی رفت.

چند سالی گذشت، حدوداً پنج سال. حالا دیگر واژه پادکست برای خیلی‌ها غریبه نبود. تلفن‌های همراه هوشمند هرکدام اپلیکیشنی داشتند. افراد جدید وارد حوزه تولید محتوای پادکست شده بودند. «بی‌پلاس»، «رادیو راه»، «جعبه» و… عنوان‌هایی بودند که بعضی‌ها به هم معرفی می‌کردند.

و من که دانشجو بودم، پادکست‌ها در مسیر طولانی و پر از شلوغی دانشگاه تا خانه، آن بازیگر چموش تخیل ذهنم را مجدد وادار به رویاپردازی می‌کردند. این بار اما تخیل‌ها هم مانند خودم بزرگ شده بودند؛ منطق داشتند، دانش داشتند و اطلاعات مختلف تاریخی، فرهنگی، هنری و…

پادکست‌ها حالا دیگر مثل یک همراه آرام‌اند

حالا دیگر پادکست‌ها تبدیل به یک ابزار جمعی شده‌اند. هر کسی با هر سلیقه‌ای، به‌راحتی با یک جست‌وجوی ساده، محتوا و موضوع مورد علاقه خودش را پیدا می‌کند، گوش می‌دهد و می‌آموزد.

این روزها که محتواهای صوتی بسیار گسترده شده‌اند، پادکست توانسته از محبوبیت بالایی برخوردار باشد و هر گروه سنی را مخاطب خودش کند. پادکست‌ها حالا دیگر جذاب‌اند، چون هر وقت بخوای و هر جا که باشی، می‌توانی گوششان بدهی. موضوعاتشان بسیار متنوع است؛ از داستان و سفر تا روان‌شناسی و تکنولوژی.

و از همه مهم‌تر، حس صمیمی‌تری نسبت به رادیو دارند؛ گویی با یک دوست آشنا حرف می‌زنی، با این تفاوت که تو شنونده بسیار خوبی هستی و از این شنیدن، محتوای جدید و رایگان یاد می‌گیری.

من فکر می‌کنم پادکست‌ها حالا دیگر مثل یک همراه آرام‌اند؛ هم سرگرم‌کننده هستند و هم بدون اینکه مزاحمتی ایجاد کنند، اطلاعاتت را بالا می‌برند.

حالا دیگر این‌جا ایران است؛ صدای افرادی را که سال‌ها بود از رادیو نمی‌شنیدیم، از پادکست می‌شنویم.

پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی

در گلونی بیشتر بخوانید:
پرونده صوت و سکوت
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید