روز کودک مبارک نسل هایی که زود بزرگ شدند
به گزارش گلونی، امروز، ۱۶ مهر، در تقویم رسمی کشور بهعنوان روز کودک نامگذاری شده است. روزی فرخنده که جا دارد آن را به سه نسل تبریک ویژه بگوییم؛ دهه شصتیهای عزیز، دهه هفتادیهایی که در سراشیبی گذر از تاجداری نسل خود هستند، و دهه هشتادیهایی که کمکم تاج شاهی را بر سر میگذارند و با جسارت خاص خود، قواعد بازی را عوض کردهاند.
دهه شصتی عزیز، روزت مبارک
روز کودک، اول از همه بر تو مبارک باد ای دهه شصتی! تو نسلی بودی عجیب و غریب. در دوران جنگ به دنیا آمدی، در همان دوران به مدرسه رفتی، و تا خواستی سنات دو رقمی شود، دوران پساجنگ را تجربه کردی. تو با صدای آژیر خطر بزرگ شدی، با صفهای طولانی کوپن و با خاطرههای تلخ و شیرین از روزهایی که کودکی در آن گم شده بود.
از نوجوانی و جوانیات میگذرم، چون شرح آنچه در آن دوران گذراندی، حتی برای من هم قابل تصور نیست. استرسی که برای حمل فیلم و دستگاه ویدئو داشتی، نیاز به چند جلسه رواندرمانی دارد تا تروماهای آن دوران، وقتی که جلویت را میگرفتند و تو فیلم را در کاپشن زرنگیات پنهان کرده بودی، کمی تسکین یابد. تو با ترس از مأمور و با عشق به فیلمهای دوبلهشده بزرگ شدی.
برای همین، یک تبریک ویژه به تو، ای دهه شصتی! تو کودکی نکردی، اما در کوچهها حسابی دنبال توپ دویدی. یاد گرفتی که آنچه اهمیت دارد، رسیدن به هدفهای مهم است. فهمیدی کودک درونت را باید بیشتر از آنچه هست دوست داشته باشی، چون یک کودکی بیاسترس از جنگ را به او بدهکاری. تو یاد گرفتی با کمترینها، بیشترین رویاها را بسازی.
دهه هفتادیها؛ نسلی با موهای سفید زودرس
نوبت همنسلهای خودم است؛ ما دهه هفتادیها. بزرگترینمان حالا ۳۴ ساله است، با ریزش مو زودرس و سفیدی بسیار زودتر از موعد. ما تا آمدیم بچگی کنیم، دیگر کسی در کوچهها نبود تا طعم بالا رفتن از درخت را بچشیم. کوچهها خلوت شده بودند، و بازیها به صفحههای مانیتور کوچ کرده بودند.
نوجوان که شدیم و خواستیم سری در سرها دربیاوریم، گفتند تحریم هستیم و مذاکرات از مشکلات ما مهمتر است. ما با واژههایی مثل “تعلیق”، “مذاکره”، “تحریم”، “تورم” بزرگ شدیم. حالا هم که در دوران جوانی به سر میبریم، کرونا را در بهترین روزهای جوانی تجربه کردیم. هنوز زخمهای روانیاش التیام نیافته بود که صدای انفجار پهپاد و پدافند را مثل سیلی محکمی به صورتمان خورد. ما نسلی هستیم که هنوز نفهمیدهایم آرامش یعنی چه.
برای همین، حقیقتاً هنوز درک درستی از کودک درون به دست نیاوردهایم. پس از بررسی کودک درون و تبریک به آن، فعلاً معذوریم. شاید روزی برسد که بتوانیم با آن کودک گمشده روبهرو شویم و بپرسیم؛ کجایی؟ چرا اینقدر زود رفتی؟
دهه هشتادی؛ کمی دیرتر بزرگ شو
دهه هشتادیهای عزیز! شما خیلی از مفاهیم را در ذهن ما نسلهای گذشته تغییر دادید. از بیپرواییها و جسارتهایتان گرفته تا ادبیات نوینی که وارد مکالمات کردید. اصطلاحات روزمره شما برای ما که از نگاهتان قدیمی هستیم، بسیار غریب است. ما واقعاً به یک فرهنگلغت برای درک حرفهایتان نیاز داریم. شما با گوشی هوشمند به دنیا آمدید، با اینترنت نفس کشیدید و با ترندهای جهانی بزرگ شدید.
شما دهه هشتادیها بسیار به کودک درون خود بدهکار هستید، چون توقع جامعه، خانواده و حتی خودتان از خودتان بسیار بالاتر از حد انتظار است. شما باید موفق باشید، باید بدرخشید، باید دیده شوید. پس از منِ جوان سیساله به شما نصیحت؛ کمی کودکی کنید. رمزارزها، دلار و سکه هیچوقت از بورس این مملکت نمیافتند. خواهش میکنم مهاجرت نکنید. اگر شما هم مثل همنسلهای من بروید، دیگر صدای خنده جوانی در این سرزمین شنیده نمیشود. باور کنید این سرزمین را خودمان باید آباد کنیم. با همین دستهای خسته، با همین دلهای امیدوار.
روز کودک مبارک
اگر دهه شصتی هستی، یا هفتادی، یا حتی هشتادی، روز کودک مبارک تو باد. ما بزرگسالانی هستیم که در کودکی بزرگ شدیم. آنچه را که هر انسانی باید مرحلهبهمرحله تجربه کند، ما یکجا تجربه کردیم و بارش را به دوش کشیدیم. ما نسلی هستیم که کودکیمان را در خاطرات خاکستری جا گذاشتیم و با آن بزرگ شدیم.
امروز، کودک درونت را در آغوش بگیر (البته دهه شصتیها و دهه هشتادیها). و ما دهه هفتادیها هم سعی میکنیم کودک ناشناخته درون خود را بشناسیم. شاید هنوز دیر نشده باشد. شاید هنوز بتوانیم با آن کودک گمشده آشتی کنیم.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
