قصه غم های فصلی
به گزارش گلونی، پاییز برای خیلیها فصل زیبایی است؛ رنگهای گرم برگها، هوای خنک و بوی خاک بارانخورده، اما در کنار این زیباییها بعضیها با شروع پاییز حال و هوایشان عوض میشود. احساس غم، بیحوصلگی و حتی افسردگی سراغشان میآید. روانشناسی و پزشکی این پدیده را «اختلال عاطفی فصلی» یا همان افسردگی پاییزی مینامند.
از نگاه روانشناسی، این تغییر خلق طبیعی به نظر میرسد. کاهش نور خورشید و کوتاه شدن روزها باعث میشود ریتمهای روزانه و درونی بدن تغییر کند. مغز سیگنالهایی متفاوت دریافت میکند و همین مسئله میتواند بیانگیزگی، خوابآلودگی یا غم را به همراه داشته باشد. از طرفی پاییز برای خیلیها یادآور پایانهاست؛ پایان تابستان، پایان سرسبزی و نزدیک شدن به پایان سال. همین معناهای نمادین هم میتواند دلتنگی و اندوه را زنده کند.
کمبود ویتامین D
از منظر پزشکی، ماجرا بیشتر به تغییرات هورمونی بدن مربوط میشود. کاهش نور خورشید باعث پایین آمدن سطح سروتونین، هورمونی که با شادی و تعادل خلق مرتبط است، میشود. در عوض، ملاتونین که هورمون خواب است، بیشتر ترشح میشود و همین ترکیب، حس کسالت و بیحالی را تشدید میکند. کمبود ویتامین D هم که عمدتاً از نور خورشید به دست میآید، عامل دیگری است که میتواند این وضعیت را بدتر کند.
تاثیر شرایط جغرافیا
شرایط جغرافیایی هم نقش مهمی دارد. در کشورهای شمالی که پاییز و زمستان روزهای کوتاه و آسمان اغلب ابری است، افسردگی پاییزی شایعتر دیده میشود و حتی نوردرمانی به شکل رسمی در پروتکلهای درمانی استفاده میشود. در مقابل، در مناطق نزدیک به خط استوا یا شهرهایی با نور خورشید بیشتر، این اختلال کمتر دیده میشود. در ایران نیز بسته به موقعیت جغرافیایی، احتمال تجربه افسردگی پاییزی در شهرهای شمالی و کوهستانی بیشتر از شهرهای جنوبی است.
با این حال راههایی برای مدیریت این تغییر خلق وجود دارد. قرار گرفتن در نور طبیعی، حتی در روزهای ابری، فعالیت بدنی منظم، مصرف خوراکیهای غنی از امگا۳ و ویتامین D، یا استفاده از نوردرمانی در صورت شدت علائم میتواند کمککننده باشد. همچنین گفتوگو با روانشناس به افراد کمک میکند تا افکار منفی و احساسات سنگین پاییز را بهتر مدیریت کنند.
پاییز میتواند هم شاعرانه باشد و هم چالشبرانگیز. اگر بدانیم تغییرات روانی و جسمی ما ریشهای علمی دارد، میتوانیم به جای فرار از پاییز، راهی برای همزیستی با آن پیدا کنیم.
منبع:
پایان پیام
نویسنده: سحر سمیعانی
