مشروطه خواهان تهرانی در سفارت انگلیس به بست نشینی اقدام کردند

مشروطه خواهان تهرانی در سفارت انگلیس به بست نشینی اقدام کردند

مشروطه خواهان تهرانی در سفارت انگلیس به بست نشینی اقدام کردند

لعجب کل العجب، بین‌الجمادی و الرجب!

به گزارش گلونی، در بست‌نشینی مردم تهران در سفارت انگلیس (تیر و مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی)، آن‌چه بیش از همه به چشم می‌آمد، تأمین گسترده و منظم مایحتاج روزانه متحصنان بود. برخی عکس‌ها، ورود دیگ‌های بزرگ غذا و گاری‌های انباشته از نان به داخل سفارت را نشان می‌دهند و برخی دیگر، طبخ غذا در آن باغ پر دار و درخت و سفره‌های گسترده شام و ناهار را به تصویر می‌کشند. نه‌تنها بساط قند و چای و خوراک برقرار بود، بلکه حتی تنباکو و قلیان متحصنان نیز تأمین می‌شد.

چادرهای برپا شده در باغ سفارت، براساس اصناف بازار طبقه‌بندی شده بود و هر صنف، بر سردر چادر خود اشعاری آویخته بود که حاوی نام صنف و تشریح اهداف سیاسی آن‌ها بود. برای نمونه، صنف قناد روی تابلوی خود نوشته بودند:

چو زِ هر صنف و زِ هر سلسله از اهل و داد
قدم از نوع‌پرستی به سفارت بنهاد
کرده این خیمه به‌پا فرقه اسلام‌پرست
تابع دولت و ملت ز حقیقت: قناد
گرچه این طایفه شیرین‌صفاتند، ولی
تلخ‌کامند زِ سوز غم دین چون فرهاد

از همان روزهای نخست، مجالس بحث و گفت‌وگو زیر چادرها شکل گرفت؛ اما دیگر مانند مساجد یا اماکن متبرکه نبود که رشته کار تماماً در دست علما و واعظان منتخب آن‌ها باشد. این‌جا شاگردان مدارس بودند که ابتکار عمل را به دست گرفتند و سخنانی بر زبان آوردند که تا آن روز، «احدی جرأت نداشت بر زبان آورد.» البته این بدان معنا نبود که طبقه روحانی در بست‌نشینی سفارت به‌کلی کنار رفته باشند؛ چنان‌که برخی از آنان در چادر اصناف مختلف به منبر می‌رفتند و مراسم نماز جماعت و خواندن «حدیث کسا» نیز برقرار بود.

در روزهای نخست، خواسته‌های متحصنان در سه مورد خلاصه می‌شد؛ بازگرداندن علما از قم، افتتاح عدالتخانه، و پرداخت طلب تجار از دولت که بیشتر شامل حال صرافان می‌شد. خواسته نخست، اتحاد بازاریان با روحانیان را به‌عنوان مهم‌ترین متحد سیاسی بازار نشان می‌داد؛ خواسته دوم، متضمن تأمین امنیت اقتصادی بود؛ و خواسته سوم، پاسخی فوری به یک نیاز جزئی محسوب می‌شد. اما این مطالبات، پس از مدتی به درخواست تشکیل دارالشورای ملی بدل شد.

با توجه به این‌که علمای مهاجر در روز ۲۳ مردادماه / ۲۴ جمادی‌الثانی از قم به تهران بازگشتند و آغاز بست‌نشینی در سفارت انگلیس نیز در شب ۲۵ تیرماه / ۲۴ جمادی‌الاول بود، این ماجرا دقیقاً یک ماه به طول انجامید. چند روز پس از خروج کامل مردم از سفارت، ماه رجب فرا رسید و این واقعه در اذهان مردم با این عبارت ماندگار شد:

لعجب کل العجب، بین‌الجمادی و الرجب!

برگرفته از کتاب تهران تب‌آلود؛ روایتی از مکان‌های فراموش‌شده جنبش مشروطه در تهران، نوشته حمیدرضا حسینی

پایان پیام

در گلونی بیشتر بخوانید: زنگ زدگی اصفهان عنوان عریضه ظل السلطان به ناصرالدین شاه
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید