چرا باید برای طبیعت ارزش قائل شد؟
حسابداری اقتصادی-محیطی (حسابداری اکوسیستم) با نگاهی به ایران/ بخش اول
«اگر برای طبیعت ارزش قائل شویم، آن را اندازه خواهیم گرفت؛ اگر اندازهگیری کنیم، بهتر میتوانیم مدیریت کنیم و اگر مدیریت کنیم، از تخریب آن جلوگیری خواهیم کرد.»
چرا باید برای طبیعت ارزش قائل شد؟
اگر برای طبیعت ارزش قائل شویم، اولین گام، اندازهگیری دقیق آن است. الیوت هریس، اقتصاددان ارشد سازمان ملل متحد، تاکید میکند: «اگر طبیعت را اندازهگیری کنیم، میتوانیم بهتر آن را مدیریت کنیم؛ و اگر بتوانیم آن را مدیریت کنیم، میتوانیم از تخریب آن جلوگیری کنیم.» این چالشی است که بشر بیش از یک قرن با آن روبرو بوده است. زیرا که طبیعت را همچون داراییای بیپایان و آزاد تصور کرده و بدون توجه به ارزش واقعیاش از آن بهرهبرداری کردهایم، غافل از آنکه هر روز چه میزان از این سرمایه ارزشمند را از دست میدهیم.
در طول تاریخ اقتصاد، پیشرفت و موفقیت را بر اساس تولید ناخالص داخلی (GDP) اندازهگیری کردهایم؛ شاخصی که تنها کالاها و خدمات اقتصادی قابل فروش در بازار را در نظر میگیرد و خدمات بیبدیل اکوسیستمها مانند تنظیم آب و هوا، پاکسازی آبها، حفظ خاک و تنوع زیستی را که پایه زیست و اقتصاد پایدارند، کنار میگذارد. به همین دلیل است که خسارتهای محیط زیستی و کاهش سرمایه طبیعی سالها نادیده گرفته شده است.
حسابداری اقتصادی-محیطی این شکاف را پر میکند. این رویکرد به ما امکان میدهد دقیقاً ببینیم چگونه فعالیتهای اقتصادی بر طبیعت تأثیر میگذارند و بالعکس، طبیعت چگونه بر رفاه و توسعه جامعه موثر است. با این دانش میتوان رفتار اقتصادی را اصلاح کرد و به گونهای برنامهریزی نمود که توسعه همراه با حفاظت پایدار طبیعت باشد.
ضرورت فوری اقدام: چرا حالا؟
پیامدهای نادیده گرفتن ارزش طبیعت روزبهروز محسوستر میشود. افزایش فجایع اقلیمی، کاهش بهرهوری کشاورزی به دلیل تغییرات آب و هوایی و رشد بیماریهای مشترکی مانند کووید-۱۹ ناشی از بیتوجهی به محیط زیست همگی هشدارهای جدی هستند. ما اکنون در پنجرهای زمانی قرار داریم که فرصت برای پیشگیری از ساختارهای اقتصادی و اجتماعی ناکارآمد محدود شده است. اگر نتوانیم سریعاً دامنه اثرات منفی را درک و اقدام کنیم، به زودی مجبور به پذیرش هزینههای سنگین و اقدامات دردناک خواهیم شد.
حسابداری طبیعت در عمل
وقتی درباره یک جنگل صحبت میکنیم، تنها به ارزش چوب آن توجه نمیکنیم بلکه باید خدماتی چون تنظیم آب و هوا، حفاظت از خاک، تصفیه آب باران و نگهداری تنوع زیستی نیز دیده شود. این خدمات قابل مشاهده و اندازهگیری نیستند اما بسیار حیاتی و ارزشمندند. هنگامی که یک جنگل به جای بهرهبرداری پایدار، قطع کامل شود، این خدمات از بین میروند و جامعه و محیط زیست هزینه آن را میپردازند. اگر این خدمات به صورت اقتصادی ارزشگذاری شوند، تصمیمگیرندگان قدرت تصمیمگیری بهتری خواهند داشت، میتوانند بین بهرهبرداری کوتاهمدت و حفظ بلندمدت توازن برقرار کنند و سیاستهای پایدارتری تنظیم نمایند.
آیا قیمتگذاری طبیعت خطرناک است؟
هدف حسابداری اکوسیستم، قیمتگذاری کالاهای طبیعی در بازار نیست؛ بلکه اختصاص ارزشی به طبیعت است تا بتوان آن را در تحلیلهای اقتصادی کلی در نظر گرفت و اثرات منفی احتمالی را مدیریت و اصلاح نمود. این «محصول ناخالص اکوسیستم» به ما کمک میکند تاثیر فعالیتهایمان بر تنوع و خدمات زیستی را بهتر بفهمیم.
تبعات اقتصادی مختلف برای کشورها
آگاهی از ارزش طبیعت میتواند موجب افزایش یا کاهش ثروت یک کشور شود، اما این بستگی مستقیم به شیوه مدیریت منابع دارد. به عنوان مثال، کشوری که جنگلهای خود را کامل قطع کند، شاید سود موقتی کسب کند اما سرمایه طبیعی و درآمد بلندمدت خود را از دست میدهد. از سوی دیگر، کشوری که حافظ سلامت اکوسیستمهای خود باشد، ضمن حفظ منابع، ظرفیت تولید و منافع خود را نیز افزایش میدهد. همچنین آگاهی از اینکه کشورهای مختلف چگونه از طریق تجارت اثرات متفاوتی بر سرمایههای طبیعی دارند، میتواند به مدیریت بهتر منابع و ارزیابی متقابل منافع منجر شود.
بینشهای نوین درباره نابرابری
تخریب محیط زیست به طور نابرابر بر گروههای مختلف تاثیر میگذارد. کسانی که معیشت آنها به طبیعت وابسته است، بیشترین آسیب را متحمل میشوند. شناخت درست ارزش طبیعت و خدمات آن به ما امکان میدهد حفاظت هدفمند از گروههای آسیبپذیر را در دستور کار برنامهریزان قرار دهیم.
نقش در حفاظت از تنوع زیستی
اکوسیستمهای متنوع ویژگیهای متفاوتی دارند و ارائه یک رقم واحد برای همه دشوار است. اما محاسبه ارزشهای خدمات اکوسیستمهای خاص، حمایت جهانی از حفظ تنوع زیستی را تسهیل میکند.
سرمایهگذاری در طبیعت؛ ضرورتی اجتنابناپذیر
نادیده گرفتن طبیعت تبعات اقتصادی و اجتماعی سنگینی دارد. موج سرما یا سیل و ایراد خسارات هنگفت در چند نقطه جهان، مرگ و میر میلیونها انسان بر اثر آلودگی هوا، همه نشاندهنده هزینههای پنهان بیتوجهی است. سرمایهگذاری در حفظ و بازسازی اکوسیستمها، هزینهای بسیار کمتر از جبران خسارات ناشی از تخریب آن است.
مقابله با بحران بدهی در کشورهای در حال توسعه
مطالعات نشان میدهند سازوکارهای تعویض بدهی در مقابل طرحهای احیای طبیعت و اقلیم میتوانند کمک بزرگی به کشورهایی باشند که منابع مالی محدود دارند، از جمله ایران. استفاده همزمان از این روشها میتواند پیشرفت همزمان در حوزههای مالی و زیستمحیطی را تسریع کند.
پیام نهایی
اگر اقتصاد همچنان بر همه چیز تسلط یابد بدون در نظر گرفتن طبیعت، به سرعت به سمت فاجعه محیط زیستی پیش خواهیم رفت. آگاهی و اطلاعرسانی بهترین راه برای انتخابهای صحیح است. باید اجازه ندهیم منافع کوتاهمدت برخی، مساله تنوع زیستی و اقلیم را دستکم بگیرد. ارائه شواهد علمی و سیاستگذاری مسئولانه تنها راه عبور از بحران است.
با حسابداری طبیعت، کمکم شاهد تغییر بنیادین در درک اقتصاد خواهیم بود؛ اقتصادی که دیگر صرفاً دنبال تولید ناخالص داخلی نیست، بلکه بر حفظ منابع و حیات پایدار تاکید دارد.
با نگاهی به دیدگاه ای الیوت هریس اقتصاددان ارشد سازمان ملل متحد
پایان پیام
نویسنده: مصیب شیرانی پژوهشگر و فعال محیط زیست و میراث فرهنگی
مقالات مصیب شیرانی را در گلونی دنبال کنید

