7مهر روز شمس تبریزی و انفجار عرفان در قونیه
به گزارش گلونی، در تقویم رسمی ایران هفتم مهر به نام شمسالدین محمد تبریزی، عارف پرشور و رازآلود قرن هفتم هجری، ثبت شده است؛ شخصیتی که با ورودش به قونیه در سال ۶۴۲ هجری، نهتنها زندگی مولانا جلالالدین محمد بلخی را دگرگون کرد، بلکه مسیر عرفان اسلامی و شعر فارسی را بهکلی متحول ساخت.
این روز، فرصتی است برای بازخوانی یکی از تأثیرگذارترین روابط عرفانی تاریخ و تأملی دوباره بر معنای عشق، شهود و رهایی از قیدهای ظاهری.
شمس تبریزی، مردی از تبریز، با نگاهی آتشین و اندیشههایی بیپروا، زمانی وارد قونیه شد که مولانا در اوج شهرت علمی و فقهی خود قرار داشت. اما این دیدار، نقطه انفجار عرفان بود؛ جایی که عقل به خدمت دل درآمد و شهود جایگزین حفظ متون شد.
مولانا که تا پیش از آن فقیهی رسمی و مدرس علوم دینی بود، پس از آشنایی با شمس، به شاعری عاشق و شوریده بدل شد. او تدریس را رها کرد، در خلوت با شمس نشست، و از دل این تحول، آثاری چون مثنوی معنوی و دیوان شمس پدید آمدند.
شمس تبریزی، برخلاف بسیاری از عرفای زمان خود، از نقد ظاهرگرایی و ریاکاری مذهبی ابایی نداشت. او عشق را جوهر هستی میدانست و معتقد بود معرفت واقعی از دل عاشقانه میجوشد، نه از عقل خشک.
مقالات شمس، یادداشتهایی از شاگرادان شمس
در «مقالات شمس»، مجموعهای از سخنان و نامههای او، اندیشههایی صریح، پرشور و گاه تند دیده میشود که عرفان را از قیدهای رسمی رها میکند. جملههایی چون «علم آن است که تو را از خود ببرد، نه آنکه بر خودت بیفزاید» یا «عشق، آن نیست که در دفتر و دیوان نویسند؛ عشق، آن است که در جان و روان خیزد» نشان از عمق نگاه او دارد.
تأثیر شمس بر مولانا تنها در حوزه شعر و عرفان نبود؛ بلکه مولانا با الهام از شمس، مفاهیمی چون «فنا»، «رقص سماع»، «بیخودی» و «عشق الهی» را در آثارش برجسته کرد. در دیوان شمس، مولانا بارها از او با لقبهایی چون «آفتاب تبریز»، «پیر عشق» و «جان جانان» یاد میکند. این دیوان، نهتنها مجموعهای از غزلهای عاشقانه و عرفانی است، بلکه سندی زنده از تحول روحی و فکری مولانا در سایه شمس تبریزی است.
آرامگاه شمس یک میراث معنوی
امروز، آرامگاه شمس در شهر خوی بهعنوان میراث معنوی ایران شناخته میشود و مراسم بزرگداشت او در شهرهای مختلف از جمله تبریز، خوی و قونیه برگزار میگردد. در قونیه، ترکیه، هر سال هزاران نفر از سراسر جهان در مراسم بزرگداشت شمس و مولانا شرکت میکنند. این آیینها، نهتنها یادآور یک رابطه عرفانی تاریخیاند، بلکه نشاندهنده استمرار تأثیر شمس در فرهنگ جهانی هستند.
شمس تبریزی، نماد عرفانی است که حقیقت را در دل میجوید، نه در ظاهر؛ و عشق را نه حاشیه هستی، بلکه اصل آن میداند. او با جسارت، عرفان را از قیدهای خشک مذهبی رها کرد و راهی تازه به سوی تجربه درونی، شهود و رهایی گشود. هفتم مهر، روزی برای بازخوانی این مسیر است؛ مسیری که از تبریز آغاز شد، در قونیه شکوفا شد، و امروز در دلهای عاشقان عرفان در سراسر جهان ادامه دارد.
پایان پیام
