انتقال آب از طالقان به تهران ، راه حلی پرهزینه برای مشکلی ریشه دار
به گزارش گلونی، در حالی که تهران با یکی از شدیدترین بحرانهای کمآبی خود دستوپنجه نرم میکند، طرح انتقال آب از سد طالقان به پایتخت آغاز شده است؛ اقدامی که در نگاه نخست، پاسخی فوری به نیازهای آبی شهر به نظر میرسد. اما کارشناسان حوزه آب و محیط زیست هشدار میدهند که این طرح نهتنها راهحل پایداری نیست، بلکه ممکن است بحران را به مناطق دیگر کشور منتقل کند.
ظرفی سوراخ به نام تهران
تهران روزانه حدود شش میلیون مترمکعب آب مصرف میکند، اما شبکه فرسوده توزیع باعث میشود بیش از یکسوم این آب هرگز به مصرفکننده نهایی نرسد. در چنین شرایطی، افزودن منابع جدید بدون اصلاح زیرساختها، مانند ریختن آب در ظرفی سوراخ است؛ اقدامی که تنها به اتلاف بیشتر منابع مالی و انرژی منجر میشود.
سهم ناچیز، هزینه سنگین
بر اساس اعلام وزارت نیرو، خط انتقال جدید تنها قادر است روزانه ۲۱۶ هزار مترمکعب آب به تهران برساند؛ رقمی که کمتر از چهار درصد نیاز روزانه پایتخت را پوشش میدهد. این در حالی است که برای پمپاژ این حجم آب، روزانه حدود ۱۳۰ مگاوات ساعت برق مصرف میشود؛ معادل مصرف هزاران خانوار شهری. از منظر اقتصادی و انرژی، این طرح بازدهی بسیار پایینی دارد.
طالقان؛ قربانی خاموش بحران پایتخت
منطقه طالقان در سالهای اخیر با کاهش بارندگی، افزایش دما و افت منابع آب زیرزمینی مواجه بوده است. انتقال آب از این حوضه، تراز آبی آن را منفیتر کرده و حقآبه کشاورزان و اکوسیستم طبیعی را تهدید میکند. کاهش جریان رودخانه شاهرود نیز میتواند پیامدهایی برای حوضه سفیدرود در پی داشته باشد.
اقلیم ناپایدار، منبع ناپایدارتر
منبع اصلی آب سد طالقان، ذوب برفهای ارتفاعات البرز غربی است؛ اما تغییرات اقلیمی باعث کاهش چشمگیر ضخامت برف و تغییر الگوی بارش شده است. در نتیجه، روانآبهای ورودی به سد طالقان متناوب و غیرقابل پیشبینی شدهاند. اتکا به چنین منبعی برای تأمین آب پایتختی نه میلیونی، احتمال خطا بالایی دارد.
عدالت آبی؛ مسئلهای فراتر از تأمین آب
طرحهای انتقال آب بینحوضهای همواره با چالش عدالت منطقهای روبهرو هستند. در حالی که مردم طالقان با کمآبی دستبهگریباناند، منابع آبیشان به شهری منتقل میشود که یکی از بالاترین سرانههای مصرف آب در کشور را دارد. تجربههای مشابه در اصفهان و خوزستان نشان دادهاند که نادیده گرفتن منافع مبدأ میتواند به نارضایتیهای اجتماعی گسترده منجر شود.
راهحل واقعی؛ اصلاح مصرف، نه افزایش عرضه
در علم مدیریت منابع آب، تمرکز بر کاهش تقاضا راهحلی پایدارتر از افزایش عرضه است. سرانه مصرف خانگی در تهران حدود ۲۳۰ لیتر در روز است؛ رقمی بسیار بالاتر از میانگین جهانی در شهرهای خشک. با اصلاح الگوی مصرف، بازچرخانی فاضلاب و نوسازی شبکه، میتوان روزانه بیش از یکونیم میلیون مترمکعب صرفهجویی کرد؛ یعنی هفت برابر حجم آبی که قرار است از طالقان منتقل شود.
پیامدهای محیط زیستی؛ از پوشش گیاهی تا میکرواقلیم
کاهش جریان طبیعی رودخانهها میتواند به خشک شدن تالابها، فرسایش خاک و تغییرات اقلیمی محلی منجر شود. در طالقان نیز کاهش سطح آب سد و رطوبت خاک، پوشش گیاهی و زیستگاه پرندگان مهاجر را تهدید میکند. ساخت خط انتقال، حفر تونلها و عبور لولهها از مناطق کوهستانی نیز آثار مخرب ژئوتکنیکی و محیط زیستی به همراه دارد.
هزینههای میلیاردی، سود ناچیز
هزینه اجرای فاز نخست این پروژه چند هزار میلیارد تومان برآورد شده است؛ رقمی که میتوانست صرف نوسازی شبکه توزیع آب تهران یا احداث تأسیسات بازچرخانی فاضلاب شود. سرمایهگذاری در کاهش هدررفت و ارتقای بهرهوری، اثربخشی بسیار بالاتری دارد.
درمان در تهران، نه در طالقان
با نگاهی علمی و جامع، روشن است که انتقال آب از طالقان به تهران راهحلی کوتاهمدت و ناپایدار است. بحران آب پایتخت نه ناشی از کمبود منبع، بلکه حاصل مدیریت نادرست مصرف، زیرساختهای فرسوده و الگوی توسعه نامتوازن شهری است. پاسخ واقعی به این بحران، در اصلاح خود تهران نهفته است نه در لولههایی که از دل کوههای طالقان عبور میکنند.
پایان پیام
