تبلیغات شهری و هزینه ای که از جیب طبیعت پرداخته می شود
به گزارش گلونی، در خیابانهای شلوغ شهر، میان صدای بوقها، ترافیک سنگین و رانندگانی که گاهی خطوط را نادیده میگیرند، عامل دیگری هم هست که ذهن و چشم شهروندان را خستهتر میکند؛ تابلوهای تبلیغاتی. سازههایی بزرگ و رنگارنگ که در نقاط پرتردد نصب شدهاند تا دیده شوند، بفروشند، و بر سر زبانها بیفتند.
برای فهم بهتر ماجرا، سری به آمار رسمی زدم. طبق گزارش اتحادیه صنفی تابلوسازان، در نیمه نخست سال ۱۴۰۴ بیش از دو میلیون مترمربع تابلو تبلیغاتی در کشور تولید شده است. عددی چشمگیر که از رونق این صنعت حکایت دارد. اما هیچ آماری از تعداد تابلوهایی که واقعاً در سطح شهرها نصب شدهاند وجود ندارد. نبود شفافیت آماری، ارزیابی تأثیرات محیط زیستی این تبلیغات را دشوار کرده است.
اما در رقابت بیپایان برای جلب توجه، آنچه کمتر دیده میشود، تأثیر این تابلوها بر طبیعت است. تبلیغاتی که نهتنها آرامش شهر را برهم زدهاند، بلکه چهره خیابانها را نیز درهم و ناهماهنگ کردهاند. در این میان، طبیعت بیصدا و بیادعا، هزینهای سنگین پرداخته است؛ بیآنکه در سود این چرخه شریک باشد یا در تصمیمگیریها حضور داشته باشد.
هیچ سهمی برای طبیعت در نظر گرفته نشده
ساخت این تابلوها با مصرف گسترده مواد صنعتی همراه است؛ موادی که اغلب نهتنها قابل بازیافت نیستند، بلکه هیچ سازگاری با طبیعت ندارند. پلاستیکهایی مانند PVC پس از پایان عمر کوتاه مأموریت تبلیغاتیشان، به زبالههایی ماندگار تبدیل میشوند؛ زبالههایی بیصدا و بیچهره که سالها در طبیعت باقی میمانند. جوهرهای شیمیایی، سوختهای فسیلی برای حملونقل، و مصرف بیوقفه برق برای روشنایی این تابلوها، منابع ارزشمند دیگری هستند که در این چرخه مصرف میشوند. چرخهای که سهمی برای طبیعت در نظر نگرفته است.
تبلیغات شهری، اگر بدون ضابطه و نظارت محیط زیستی انجام شود، نهتنها به زیبایی شهر لطمه میزند، بلکه به منابع طبیعی، سلامت عمومی و پایداری اکولوژیک نیز آسیب میزند. این آسیبها شامل تولید زبالههای غیرقابل بازیافت، مصرف بیرویه انرژی، انتشار گازهای گلخانهای در فرآیند تولید و حملونقل، استفاده از مواد شیمیایی مضر، و تخریب منظر شهری است. در مجموع، چرخهای پرهزینه برای طبیعت شکل گرفته که در آن، محیط زیست نهتنها سهمی از سود ندارد، بلکه قربانی خاموش این نمایش بیپایان دیدهشدن است.
گاهی برای دیده شدن، لازم نیست کاری کنیم
اگر کمی دقیقتر به شهر نگاه کنیم، خواهیم دید آنچه در نهایت باقی میماند، تابلوهای تبلیغاتی غولپیکری هستند که آرامآرام چهره خسته شهر را میبلعند. تبلیغاتی که قرار بود فقط دیده شوند، اما حالا به منبعی بزرگ از زبالههای صنعتی تبدیل شدهاند.
در این میان، طبیعت همیشه در حاشیه بوده؛ نه در سود شریک بوده، نه در تصمیمگیریها حضور داشته. اما هزینهها را بیوقفه پرداخته است؛ با منابعی که مصرف شدهاند، با فضاهایی که اشغال شدهاند، با زبالههایی که باقی ماندهاند.
گاهی برای دیده شدن، لازم نیست کاری کنیم. کافیست با طبیعت سازگار باشیم؛ با محیطی که بیصدا و بیادعا در کنارمان نفس میکشد. دیدهشدن همیشه بهمعنای حضور پررنگ نیست. گاهی کافیست ردپایمان سبک باشد، سازگار باشد، همدل با زمینی که زیر پایمان است. همین هم دیده میشود. همین هم کافیست.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی

