ماشین دودی، زخمی متحرک بر پیکر میراث کوروش
به گزارش گلونی، وقتی بر سنگفرشهای پاسارگاد قدم میگذارید و به آرامگاه کوروش بزرگ میرسید، گویی به قلب تاریخ ایران پا گذاشتهاید. کوروش، کسی که به گواه تاریخ، هویت ایرانی را شکل داد، در اینجا آرام گرفته است. پاسارگاد، نخستین پایتخت امپراتوری هخامنشی است که کوروش بزرگ آن را بنیان نهاد. کاخها، باغهای سلطنتی و سازههای دفاعی این مجموعه، بازتابی از شکوه، نظم و درایت سیاسی و فرهنگی ایران باستاناند.
در سال ۲۰۰۴، این مجموعه با اجماع کامل اعضا در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد و بهعنوان پنجمین اثر جهانی ایران، جایگاهی ویژه یافت. ثبت جهانی پاسارگاد، اعتباری بینالمللی برای میراث ایران به همراه آورد و نگاه جهانیان را به تاریخ و فرهنگ ایرانی جلب کرد.
از سنگفرش تا بوق ماشین دودی؛ روایت دوگانگی در پاسارگاد
اما در کنار تمام زیباییهای تاریخی و فرهنگی پاسارگاد، یک ناهماهنگی آشکار، چهره این میراث جهانی را خدشهدار کرده است. ماشینهای دودی که برای جابهجایی بازدیدکنندگان در محوطه تعبیه شدهاند، نهتنها از نظر ایمنی و راحتی در سطح قابل قبول نیستند، بلکه با صدای بلند، بوقهای مکرر و بوی ناخوشایندشان، آرامش محیط را بهطور جدی برهم زدهاند.
این وسایل نقلیه، که فاقد استانداردهای ایمنی و طراحی مناسب برای محوطههای تاریخیاند، نهتنها تجربه بازدید را ناخوشایند میکنند، بلکه تهدیدی بالقوه برای سلامت جسمی بازدیدکنندگان و ساختار فیزیکی سایت بهشمار میروند. در فضایی که قرار است بازتابی از شکوه و وقار تاریخ ایران باشد، حضور چنین ماشینهایی نوعی بیتوجهی به شأن میراث فرهنگی است.
اگر حادثهای رخ دهد، نهتنها جان افراد در خطر قرار میگیرد، بلکه ممکن است بخشهایی از این محوطه ارزشمند دچار آسیبهای جبرانناپذیر شود. پرسش اساسی این است: چگونه میتوان از میراثی جهانی محافظت کرد، وقتی ابزاری که برای خدمت به آن در نظر گرفته شده، خود به تهدیدی برای آن تبدیل شده است؟
از سوی دیگر، وضعیت امکانات رفاهی در اطراف مجموعه نیز در شأن جایگاه جهانی پاسارگاد نیست. فروشگاهها و خدمات جانبی، که میتوانستند بهعنوان منابع درآمدی پایدار برای حفظ و توسعه مجموعه عمل کنند، در وضعیت نابسامانی قرار دارند. بسیاری از این واحدها فاقد نظارت کیفیاند، ظاهر نامناسبی دارند و خدماتی ارائه میدهند که نهتنها رضایتبخش نیست، بلکه گاه موجب نارضایتی و دلزدگی بازدیدکنندگان میشود.
نبود مدیریت منسجم و نظارت دقیق، باعث شده این فضاها بهجای تقویت تجربه فرهنگی، به نقاط ضعف مجموعه تبدیل شوند. این بیتوجهیها، هرچند در نگاه اول جزئی و قابل چشمپوشی به نظر میرسند، اما در عمل، اعتبار جهانی پاسارگاد را زیر سؤال میبرند. وقتی بازدیدکنندهای از کشوری دیگر با چنین صحنههایی مواجه میشود، تصویری ناقص و نادرست از میزان توجه ما به میراث فرهنگیمان دریافت میکند. حفظ اعتبار جهانی، تنها با ثبت در یونسکو محقق نمیشود؛ بلکه با مراقبت روزمره، مدیریت دقیق و احترام به جزئیات است که معنا پیدا میکند.
پاسارگاد، نماد صلح، عدالت و خرد سیاسی کوروش بزرگ است؛ شخصیتی که در متون تاریخی جهان نیز مورد ستایش قرار گرفته است. اگر ما خود برای چنین میراثی ارزش قائل نباشیم، چگونه میتوانیم از دیگران انتظار احترام و توجه داشته باشیم؟
این محوطه تاریخی، نیازمند حفاظت علمی و مشارکت فعال جوامع محلی در مدیریت پایدار است. حفاظت از میراث فرهنگی، تنها وظیفه نهادهای رسمی نیست، بلکه مسئولیتی است که بر دوش همه ما قرار دارد. حفظ این میراث، نهتنها وظیفهای ملی، بلکه مسئولیتی جهانی در برابر تاریخ بشریت است.
پاسارگاد را باید با نگاهی مسئولانه، علمی و دلسوزانه حفظ کرد
پاسارگاد، تنها یک مجموعه باستانی نیست؛ نمادی از هویت، فرهنگ و تاریخ ماست. اگر امروز در نگهداری از آن کوتاهی کنیم، فردا چیزی برای افتخار باقی نخواهد ماند. باید با دقت به جزئیات توجه کنیم، از امکانات رفاهی گرفته تا شیوههای حملونقل درونسایتی که بسیار با اهمیت است. مرور این نکته که هر تصمیم کوچک، میتواند تأثیری بزرگ بر سرنوشت این میراث داشته باشد این روزها که سخن از میراث ملی در همهجا شنیده میشود بسیار با اهمیت است.
پاسارگاد را باید با نگاهی مسئولانه، علمی و دلسوزانه حفظ کرد. این نگاه، نه از سر تعارف، بلکه از سر تعهد به تاریخ، فرهنگ و آینده ایران باید شکل بگیرد.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی


