هالووین در جنگل های هیرکانی
برخورد یک آیین بیریشه با طبیعت اصیل
به گزارش گلونی، در روزهای اخیر، انتشار تصاویر برگزاری «جشن هالووین» در یکی از مناطق جنگلی هیرکانی، واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی برانگیخته است. گروهی از جوانان با لباسها و ماسکهای مخصوص این آیین غربی، در دل جنگلی باستانی جشن گرفتند؛ جنگلی که خود میراث طبیعی جهانی است و هزاران سال پیش از پیدایش فرهنگهای مدرن، خانهی آیینها و جشنهای بومی ایرانی بوده است.
اما آیا چنین برگزاریهایی، آن هم در محیطهای طبیعی و فرهنگی حساس، صرفاً نوعی «تفریح» است؟ یا نشانهای از فراموشی فرهنگی و بیتوجهی به مسئولیتهای محیط زیستی؟
از آیینهای سلتیک تا تقلید در شمال ایران
هالووین در اصل آیینی کهن از سرزمینهای سلتیک در اروپا بود؛ جشنی برای یاد درگذشتگان که با ورود مسیحیت و سپس فرهنگ آمریکایی، به شکلی تجاری و سرگرمکننده تغییر یافت. در ایران اما، این جشن نه بر پایه پیوند فرهنگی، بلکه عمدتاً از طریق شبکههای اجتماعی و رسانههای تصویری وارد شده است.
وقتی آیینی بدون درک فلسفه یا زمینهی فرهنگیاش اجرا میشود، بیشتر به تقلید شباهت دارد تا جشن.
برگزاری هالووین در جنگلهای هیرکانی، اکوسیستمی حساس و ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو، حتی از منظر محیط زیستی نیز نگرانکننده است؛ آتش، زباله، نور مصنوعی و موسیقیهای پرحجم، آرامش حیوانات شبزی را برهم میزنند. این یعنی تلفیق ناآگاهانهی یک آیین بیارتباط که یک زیستبوم بومی ا دچاحان میکند.
هیرکانی؛ جنگلی با آیینهای بومی و معنای قدسی
جنگلهای هیرکانی صرفاً تودهای از درختان نیستند. در باورهای محلی گیلان و مازندران، این جنگلها «زنده»اند؛ هر چشمه، هر درخت کهنسال، و هر مه صبحگاهی برای مردم معنایی آیینی دارد.
جشنهای بومی همچون نوروزبل، تیرماهسِیزده، یا چلهمازرون، ریشه در همین حس قدسی با طبیعت دارند؛ آیینهایی که بر پایه همزیستی، سپاس و احترام به زمین شکل گرفتهاند. در مقابل، جشن هالووین با محوریت ترس، مرگ و ماسکهای مصنوعی، هیچ پیوندی با روح طبیعت ایرانی ندارد. این تقابل نهتنها فرهنگی، بلکه معنوی است؛ چرا که آیینهای ایرانی بر پایه «نور و زندگی» بنا شدهاند، نه «تاریکی و ترس».
هالووین در طبیعت؛ چرا باید پرهیز کرد؟
- آسیب به محیط زیست: استفاده از وسایل پلاستیکی، روشن کردن آتش، و پخش موسیقی در مناطق حفاظتشده، موجب تخریب زیستگاهها و آزار جانوران میشود.
- تعارض فرهنگی: ترویج آیینهای وارداتی بدون درک ریشههای آنها، بهتدریج جای آیینهای بومی را میگیرد و حس تعلق فرهنگی را تضعیف میکند.
- تحریف مفهوم تفریح: طبیعت برای آرامش، درک و همزیستی است، نه برای نمایش و هیاهو.
- بیاحترامی به میراث جهانی: جنگلهای هیرکانی فقط متعلق به ایران نیستند؛ میراث بشریتاند و باید با احترام جهانی با آنها رفتار شود.
جشن با ریشه، شادی با آگاهی
جوانان حق دارند شاد باشند و آیینهای تازه را تجربه کنند، اما شادی بدون آگاهی، به بیهویتی میانجامد. میتوان همان انرژی و خلاقیت را صرف احیای آیینهای کهن ایرانی کرد؛ جشنهایی چون مهرگان، سده، یا یلدا که در هماهنگی کامل با طبیعت شکل گرفتهاند و در آنها شادی و احترام همزمان حضور دارند.
هالووین شاید جذاب باشد، اما جنگل هیرکانی جای آن نیست. اینجا باید صدای برگها شنیده شود، نه جیغ ماسکها و بلندگوها.
تقلید از جشنهای بیریشه، اگر بدون درک فرهنگی و بدون ملاحظات محیط زیستی انجام شود، نه نشانه گشودگی فکری، بلکه نشانه گمگشتگی فرهنگی است. ایران سرزمین آیینهای زیباست؛ کافی است آنها را از نو بشناسیم، نه آنکه به جایشان «نقاب» بگذاریم.
پایان پیام
