پوشش گیاهی ایران ، سرمایه ای طبیعی در مسیر فرسایش یا احیا ؟
به گزارش گلونی، ایران با گسترهای از کوهستانهای بلند، بیابانهای وسیع، جنگلهای متراکم و سواحل دریایی، یکی از متنوعترین کشورهای خاورمیانه از نظر پوشش گیاهی بهشمار میرود. این تنوع زیستی، که حاصل هزاران سال تعامل طبیعت با اقلیمهای گوناگون است، امروز در برابر چالشهای اقلیمی و انسانی در وضعیت شکنندهای قرار گرفته است.
بررسیهای علمی اخیر نشان میدهد که اگرچه بخشهایی از کشور روند سبزتر شدن را تجربه کردهاند، اما در بسیاری از مناطق، پوشش گیاهی با تهدیدهای جدی روبهروست.
بر اساس دادههای پایگاه علمی IranVeg و گزارشهای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)، بیش از ۵۲ درصد از مساحت ایران را مراتع و استپها تشکیل میدهند، حدود ۸ درصد را جنگلها و نزدیک به ۲۰ درصد را مناطق بیابانی و بسیار خشک. این گستردگی اقلیمی موجب شده ایران به چهار ناحیه اصلی گیاهی تقسیم شود که هرکدام ویژگیهای خاص خود را دارند.
نخست، ناحیه هیرکانی یا کاسپی که از آستارا تا گلستان امتداد دارد، مرطوبترین و متراکمترین پوشش گیاهی کشور را در خود جای داده است. جنگلهای راش، توسکا و شمشاد در این منطقه نهتنها از نظر تنوع زیستی اهمیت دارند، بلکه نقش مهمی در تنظیم آب و هوا و حفظ خاک ایفا میکنند. دوم، ناحیه زاگرسی که در امتداد رشتهکوه زاگرس قرار دارد و جنگلهای بلوط ایرانی را در خود جای داده است. این جنگلها حدود ۴۰ درصد از مساحت جنگلهای کشور را شامل میشوند و در سالهای اخیر با پدیدهی خشکیدگی و کاهش تنوع گونهای مواجه بودهاند.
سومین ناحیه، ایرانی–تورانی است که پهناورترین ناحیه گیاهی کشور محسوب میشود. این منطقه با پوشش استپی و گیاهان مقاوم به خشکی مانند درمنه، گون و تاغ، بخش بزرگی از فلات مرکزی ایران را در بر میگیرد. چهارمین ناحیه، خلیج فارس–عمان است که در نواحی گرم جنوبی کشور قرار دارد و گونههایی چون کنار، کهور و جنگلهای مانگرو (حرا) در سواحل جنوبی آن دیده میشود. این ناحیه با اقلیم گرم و مرطوب خود، زیستگاه گونههای خاص و کمیاب است.
پژوهشهای ماهوارهای بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ نشان میدهد که شاخص پوشش گیاهی (NDVI) در حدود ۴۴ درصد از مساحت کشور روند سبزتر شدن را تجربه کرده است. این دادهها در نگاه نخست امیدوارکنندهاند، اما تصویر کلی چندان ساده نیست. مناطق شرقی و مرکزی ایران در همین دوره با کاهش شدید بارش و افت شاخصهای گیاهی روبهرو بودهاند.
پژوهشگران دو عامل کلیدی را در این روند منفی شناسایی کردهاند: افت ذخایر آب زیرزمینی و فرسایش خاک. این عوامل نهتنها پوشش گیاهی را تهدید میکنند، بلکه پیامدهای بلندمدتی برای امنیت غذایی و پایداری اکولوژیک کشور دارند.
در کنار چالشهای اقلیمی، تهدیدهای انسانی نیز سهم بزرگی در آسیبپذیری پوشش گیاهی ایران دارند. گزارشهای محیط زیستی از تخریب سالانه جنگلهای شمال با نرخ یک تا دو درصد خبر میدهند. در زاگرس، خشکیدگی بلوطها موجب کاهش تنوع گونهای شده و در فلات مرکزی، بیابانزایی با سرعت نگرانکنندهای در حال گسترش است. چرای بیرویه دام، آتشسوزیهای گسترده، تغییر کاربری اراضی و توسعه نامتوازن شهری از جمله عواملی هستند که پوشش گیاهی کشور را در معرض خطر قرار دادهاند.
از دیدگاه علمی، چند نکته کلیدی قابل توجه است. نخست اینکه بیشترین وسعت پوشش گیاهی ایران به ناحیهی ایرانی–تورانی تعلق دارد. دوم، بیشترین تراکم و تنوع زیستی گیاهی در جنگلهای هیرکانی دیده میشود که باید بهعنوان میراث طبیعی ملی مورد حفاظت قرار گیرند. سوم، آینده پوشش گیاهی ایران به مدیریت منابع آب، احیای مراتع و اجرای سیاستهای حفاظتی وابسته است؛ سیاستهایی که باید بر پایه دادههای علمی و با مشارکت جوامع محلی طراحی شوند.
پوشش گیاهی ایران یکی از ارزشمندترین سرمایههای طبیعی است
در نهایت، پوشش گیاهی ایران اگرچه هنوز یکی از ارزشمندترین سرمایههای طبیعی منطقه است، اما در غیاب برنامهریزی علمی و مشارکت مردمی، در معرض زوال قرار دارد. ادامه روند فعلی میتواند تعادل اکولوژیک کشور را برهم بزند و پیامدهای گستردهای برای سلامت محیط زیست، اقتصاد کشاورزی و کیفیت زندگی شهروندان داشته باشد. با این حال، امید همچنان باقیست. با تکیه بر دادههای علمی، اجرای طرحهای احیای جنگل و مرتع، و آموزش عمومی درباره حفاظت از منابع طبیعی، میتوان چشماندازی پایدار برای «میراث سبز ایران» ترسیم کرد.
پایان پیام
