طبیعت ایران زیر فشار خشکسالی و ساخت و ساز ، جانوران کجا پناه ببرند ؟

طبیعت ایران زیر فشار خشکسالی و ساخت و ساز ، جانواران کجا پناه ببرند ؟

طبیعت ایران زیر فشار خشکسالی و ساخت و ساز ، جانوران کجا پناه ببرند ؟

به گزارش گلونی، ایران سرزمینی است با طبیعتی متنوع و گسترده؛ از کوه‌های بلند و جنگل‌های شمال گرفته تا بیابان‌های مرکزی و تالاب‌های جنوب. همین تنوع باعث شده جانوران گوناگونی در این سرزمین زندگی کنند؛ جانورانی که هرکدام بخشی از هویت طبیعی ایران‌اند. اما این هویت، امروز در معرض خطر است. گزارش‌ها و شواهد نشان می‌دهند که وضعیت جانوران در ایران همزمان با نشانه‌هایی از امید، با تهدیدهای جدی روبه‌روست.

در سال‌های اخیر، چند منطقه جدید برای نگهداری از جانوران و طبیعت اطرافشان تعیین شده‌اند. این یعنی بخش بیشتری از خاک کشور زیر چتر مراقبت رفته است. افزایش مناطق حفاظت‌شده، اگرچه به‌تنهایی کافی نیست، اما گامی مهم در جهت حفظ زیستگاه‌های طبیعی به‌شمار می‌رود. همچنین پروژه‌هایی برای نگهداری سلول‌های زنده جانوران کمیاب راه افتاده‌اند؛ مثل یوز آسیایی، پلنگ ایرانی و خرس‌ها. این اقدامات شاید روزی به بازگشت این جانوران کمک کند و از انقراض آن‌ها جلوگیری کند.

در بعضی مناطق، مردم محلی و گروه‌های داوطلب با هم همکاری می‌کنند تا برخورد میان انسان و جانور کمتر شود. این همکاری‌ها شامل آموزش، تغییر روش دامداری، ساخت حفاظ برای جاده‌ها و حتی مشارکت در پایش گونه‌هاست. چنین مدل‌هایی نشان می‌دهند که هنوز کسانی هستند که دل‌شان برای طبیعت ایران می‌تپد و حاضرند برای حفظ آن وقت و انرژی بگذارند.

اما در کنار این تلاش‌ها، خطرها جدی‌اند. یوز آسیایی، نماد جانوران کمیاب ایران، در وضعیت بسیار خطرناک است. توله‌ای که در اسارت به دنیا آمد، تنها ۱۰ ماه زنده ماند. این اتفاق، اگرچه امیدی کوتاه‌مدت ایجاد کرد، اما در نهایت به تلخی ختم شد و نشان داد که شرایط نگهداری و مدیریت چنین گونه‌هایی هنوز با استانداردهای لازم فاصله دارد.

ساخت‌وساز، معدن‌کاری، کشاورزی بی‌رویه و چرای زیاد دام، خانه‌های طبیعی جانوران را نابود کرده‌اند. بسیاری از زیستگاه‌ها تکه‌تکه شده‌اند و جانوران برای یافتن غذا، جفت یا پناهگاه، مجبورند از جاده‌ها و مناطق انسانی عبور کنند. همین عبور، آن‌ها را در معرض تصادف، شکار یا برخورد با سگ‌های گله قرار می‌دهد. تعارض میان انسان و جانور، به‌ویژه در مناطق روستایی و دامداری، یکی از عوامل اصلی کاهش جمعیت گونه‌های حساس است.

قانون هست، اجرا نیست

قوانین برای نگهداری از جانوران وجود دارد، اما اجرای آن‌ها ضعیف است. بسیاری از مناطق بدون نظارت کافی رها شده‌اند و تخلفات محیطی به‌ندرت پیگیری می‌شوند. از سوی دیگر، خشکسالی، آتش‌سوزی، تخریب مراتع و تغییرات آب‌وهوایی، طبیعت را شکننده‌تر کرده‌اند و جانوران را در تنگنا گذاشته‌اند. این فشارهای محیطی، در کنار عوامل انسانی، ترکیبی خطرناک ساخته‌اند که بقای بسیاری از گونه‌ها را تهدید می‌کند.

گورخر ایرانی، با جمعیتی حدود ۱۵۰۰ فرد، یکی دیگر از گونه‌هایی‌ست که تحت فشار است. اگرچه هنوز در طبیعت دیده می‌شود، اما کاهش منابع غذایی، تخریب زیستگاه و نبود برنامه‌های حفاظتی مؤثر، آیندهٔ این گونه را نیز مبهم کرده است. پروژه‌های ذخیره سلولی برای جانوران کمیاب آغاز شده‌اند، اما این اقدامات هنوز در مرحله آزمایشی‌اند و نیاز به حمایت، بودجه و پیگیری دارند. بدون برنامه‌ریزی بلندمدت و همکاری میان نهادهای دولتی، دانشگاهی و مردمی، این پروژه‌ها به نتیجه نخواهند رسید.

وضعیت جانوران در ایران مثل ساعت شنی است؛ شن‌ها با سرعت در حال ریختن‌اند. اما هنوز می‌توان این ساعت را برگرداند. اگر اراده باشد، اگر منابع فراهم شود، اگر مردم و مسئولان با هم همکاری کنند، می‌توان امید داشت که طبیعت ایران نفس بکشد و جانورانش زنده بمانند. اما این امید، بدون اقدام واقعی، فقط یک آرزو باقی می‌ماند.

در پایان باید گفت که حیات‌وحش ایران در نقطه‌ای تعیین‌کننده قرار دارد. فرصت برای مداخلهٔ مثبت و احیای گونه‌ها هنوز وجود دارد، اما اگر روند تخریب ادامه یابد، خطر از دست رفتن بخش‌هایی از تنوع جانوری کشور بسیار جدی است. وقت آن رسیده که نگاه به طبیعت از شعار به عمل برسد؛ پیش از آن‌که دیر شود. طبیعت ایران، با همهٔ زیبایی و شکنندگی‌اش، نیازمند توجهی فوری، علمی و انسانی است. این توجه نه‌تنها برای جانوران، بلکه برای آیندهٔ خود ما نیز حیاتی است.

پایان پیام

در گلونی بیشتر بخوانید: آلودگی صنعتی زیر سایه سکوت نهادی ، سلامت شهروندان در خطر است

اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید